2026 August 17 - دوشنبه 26 مرداد 1405
اولين فتنه دوران غيبت امام عصر (ع)
کد خبر: ٣٤٥ تاریخ انتشار: ١٤ بهمن ١٣٩٠ - ١٧:٥٣ تعداد بازدید: 1799
صفحه نخست » خطبه سال 90 به قبل » خطبه های نماز جمعه
اولين فتنه دوران غيبت امام عصر (ع)

  خطبه اول: 90/11/14

توصيه به تقوي:

قال الله تبارک و تعالي: ان المتقين في جنات و نهر في مقعد صدق عند مليک مقتدر. سوره قمر آيه 55.

 

موضوع: اولين فتنه دوران غيبت امام عصر (ع):

يکي از مشخصه هاي دوران غيبت امام عصر برانگيخته شدن فتنه هاي گوناگون است که به همين جهت دوران غيبت را به دوران آزمايش دينداري تبديل ساخته است يعني آنقدر فتنه هاي گوناگون رخ مي دهد و واقع مي شود که براي انسان ها دينداري بسي مشکل شده و دين آنها در معرض خطر قرار مي گيرد و کساني که دين خود را مراقبت کنند و بتوانند متدين بمانند و دين فروشي نکنند بسيار با ارزش محسوب خواهند شد.

كمال الدين وتمام النعمة - الشيخ الصدوق - ص 303

عن أمير المؤمنين عليهم السلام قال : للقائم منا غيبة أمدها طويل كأني بالشيعة يجولون جولان النعم في غيبته ، يطلبون المرعى فلا يجدونه ، ألا فمن ثبت منهم على دينه ولم يقس قلبه لطول أمد غيبة إمامه فهو معي في درجتي يوم القيامة .

 

كمال الدين وتمام النعمة - الشيخ الصدوق - ص 303 - 304

الحسين بن علي ، عن أبيه أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليهم السلام : إنه قال : التاسع من ولدك يا حسين هو القائم بالحق ، المظهر للدين ، والباسط للعدل.

قال الحسين : فقلت له : يا أمير المؤمنين وإن ذلك لكائن ؟ فقال عليه السلام : إي و الذي بعث محمدا صلى الله عليه وآله بالنبوة واصطفاه على جميع البرية ولكن بعد غيبة وحيرة فلا يثبت فيها على دينه إلا المخلصون المباشرون لروح اليقين ، الذين أخذ الله عز وجل ميثاقهم بولايتنا وكتب في قلوبهم الايمان وأيدهم بروح منه .

پر واضح است که سختي دينداري صرفا به خاطر زمان غيبت بودن نيست بلکه به خاطر

وضعيت ويژه اي است که  در دوران غيب بر جامعه حاکم مي شود و فتنه هايي است که رخ مي دهد و نگهداري دين در اين زمان همانند آتش در دست داشتن است.

كتاب الغيبة - محمد بن إبراهيم النعماني - ص 144 - 146

...عن أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ( عليه السلام ) أنه قال يوما لحذيفة بن اليمان : " يا حذيفة ، لا تحدث الناس بما لا يعرفون....

 إذا غاب المتغيب من ولدي عن عيون الناس ، وماج الناس بفقده أو بقتله أو بموته ، اطلعت الفتنة ، ونزلت البلية ، والتحمت العصبية ، وغلا الناس في دينهم ، وأجمعوا على أن الحجة ذاهبة ، والإمامة باطلة ، ويحج حجيج الناس في تلك السنة من شيعة علي ونواصبه للتحسس والتجسس عن خلق الخلف فلا يرى له أثر ، ولا يعرف له خبر ، ولا خلف ، فعند ذلك سبت شيعة علي ، سبها أعداؤها ، وظهرت عليها الأشرار والفساق باحتجاجها ، حتى إذا بقيت الأمة حيارى ، وتدلهت وأكثرت في قولها إن الحجة هالكة ، والإمامة باطلة ، فورب علي إن حجتها عليها قائمة ماشية في طرقها ( ( 3 ) ) ، داخلة في دورها وقصورها ، جوالة في شرق هذه الأرض وغربها ، تسمع الكلام ، وتسلم عن الجماعة ، ترى ولا ترى إلى الوقت والوعد ، ونداء المنادي من السماء : ألا ذلك يوم فيه سرور ولد علي وشيعته

اما نکته قابل توجه و پرسش مهم در اين جا اين است که فتنه ها از چه زماني شروع مي شود و چه انگيزه هايي سبب رخداد اين وقايع مي گردد؟

پاسخ اين پرسش اين است که فتنه ها معمولا در زمان هاي بحراني و با اهميت که مسايل مهمي قرار است انجام شود رخ مي دهد يعني فتنه گران از اين موقعيت ها استفاده مي کنند و نقشه هاي خودشان را عملي مي سازند .

از اين رو آغاز فتنه هاي دوران غيبت را هم زمان با زمان شهادت امام عسکريو آغاز امامت آنحضرت مي توان معرفي کرد زيرا توطئه گران از فرصت پيش آمده اين استفاده را نمودند.

به عبارتي مي شود فتنه دوران غيبت را با فتنه سقيفه تشبيه نمود و زمان شروع فتنه پس از پيامبر را نيز با شروع فتنه دوران غيبت و پس از شهادت امام عسکري (ع) مقايسه نمود.

از اين رو خوب است که نگاهي به رخداد هاي هنگام شهادت و امام عسکري و آغاز امامت امام عصر بياندازيم تا هم پاسخ بخش اول پرسش را دريافت نماييم و هم انگيزه فتنه انگيزي ها روشن شود.

فتنه جعفر کذاب و روحيه قدرت طلبي و دنيا فريبي وي:

رخدادهاى حساس به هنگام شهادت امام عسكرى و آغاز امامت امام عصر:

 كمال الدين وتمام النعمة - الشيخ الصدوق - ص 479 - 475

 وحدث أبو الأديان قال : كنت أخدم الحسن بن علي بن محمد بن علي بن موسى بن جعفر ابن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب عليهم السلام وأحمل كتبه إلى الأمصار فدخلت عليه في علته التي توفي فيها صلوات الله عليه فكتب معي كتبا وقال : امض بها إلى المدائن فإنك ستغيب خمسة عشر يوما وتدخل إلى سر من رأى يوم الخامس عشر و تسمع الواعية في داري وتجدني على المغتسل .

قال أبو الأديان : فقلت : يا سيدي فإذا كان ذلك فمن ؟

قال : من طالبك بجوابات كتبي فهو القائم من بعدي ، فقلت : زدني ، فقال : من يصلي علي فهو القائم بعدي. فقلت : زدني ، فقال : من أخبر بما في الهميان فهو القائم بعدي.

ثم منعتني هيبته أن أسأله عما في الهميان . وخرجت بالكتب إلى المدائن وأخذت جواباتها ودخلت سر من رأى يوم الخامس عشر كما ذكر لي عليه السلام فإذا أنا بالواعية في داره وإذا به على المغتسل وإذا أنا بجعفر بن علي أخيه بباب الدار والشيعة من حوله يعزونه ويهنونه ، فقلت في نفسي : إن يكن هذا الامام فقد بطلت الإمامة ، لأني كنت أعرفه يشرب النبيذ ويقامر في الجوسق ويلعب بالطنبور ، فتقدمت فعزيت وهنيت فلم يسألني عن شئ ، ثم خرج عقيد فقال : يا سيدي قد كفن أخوك فقم وصل عليه فدخل جعفر بن علي والشيعة من حوله يقدمهم السمان والحسن بن علي قتيل المعتصم المعروف بسلمة .

 فلما صرنا في الدار إذا نحن بالحسن بن علي صلوات الله عليه على نعشه مكفنا فتقدم جعفر بن علي ليصلي على أخيه ، فلما هم بالتكبير خرج صبي بوجهه سمرة ، بشعره قطط ، بأسنانه تفليج ، فجبذ برداء جعفر بن علي وقال : تأخر يا عم فأنا أحق بالصلاة على أبي ، فتأخر جعفر ، وقد أربد وجهه واصفر.

فتقدم الصبي وصلى عليه ودفن إلى جانب قبر أبيه عليهما السلام ثم قال : يا بصري هات جوابات الكتب التي معك ، فدفعتها إليه ، فقلت في نفسي : هذه بينتان  بقي الهميان ، ثم خرجت إلى جعفر بن علي وهو يزفر ، فقال له حاجز الوشاء : يا سيدي من الصبي لنقيم الحجة عليه ؟

فقال : والله ما رأيته قط ولا أعرفه . فنحن جلوس إذ قدم نفر من قم فسألوا عن الحسن بن علي عليهما السلام فعرفوا موته فقالوا : فمن ) نعزي ( ؟ فأشار الناس إلى جعفر بن علي فسلموا عليه وعزوه وهنوه وقالوا : إن معنا كتبا ومالا ، فتقول ممن الكتب ؟ وكم المال ؟

فقام ينفض أثوابه ويقول : تريدون منا أن نعلم الغيب ، قال : فخرج الخادم فقال : معكم كتب فلان وفلان ) وفلان ( وهميان فيه ألف دينار وعشرة دنانير منها مطلية ، فدفعوا إليه الكتب والمال وقالوا : الذي وجه بك لاخذ ذلك هو الامام ، فدخل جعفر بن علي على المعتمد وكشف له ذلك ، فوجه المعتمد بخدمه فقبضوا على صقيل الجارية فطالبوها بالصبي فأنكرته وادعت حبلا بها لتغطي حال الصبي فسلمت إلى ابن أبي الشوارب القاضي ، وبغتهم موت عبيد الله بن يحيى بن - خاقان فجأة ، وخروج صاحب الزنج بالبصرة فشغلوا بذلك عن الجارية ، فخرجت عن أيديهم ، والحمد لله رب العالمين .

 چهارده نور پاك )فارسي( - دكتر عقيقى بخشايشي - ج 13 - ص 1818 - 1814

 ابن بابويه با سند معتبر نقل مى كند و مى نويسد: ابوالأديان خدمتگزار مخصوص امام حسن عسكرى ) عليه السلام ( تعريف مى كند كه من افتخار خدمتگزارى امام حسن عسكرى ) عليه السلام ( را به عهده داشتم . نامه ها و پيامها و سفارشهاى آن حضرت را به دوستان و شيعيان در شهرها و آباديها مى رساندم . در آن بيمارى كه با آن از دنيا رخت بربست ، شرفياب محضر منور او شدم . نامه هايى كه مرقوم داشته بود به من دادند و دستور فرمودند : آنها را به مدائن برسانم و فرمود اين مسافرت شما پانزده روز به طول مى انجامد ، و هنگامى كه به سامراء برميگردى با صداى شيون و آه و ناله و ضجه رو به رو خواهى شد . به عرض رساندم در آن صورت تكليف من و پاسخ نامه ها چگونه خواهد بود ؟ فرمود : هر آن كس كه جواب نامه ها را از تو درخواست نمود او جانشين و وصى من است . عرض كردم باز لطفا به معلومات من بيافزاييد . فرمود : هر آن كس كه بر من نماز بخواند او جانشين من است . عرض كردم باز بيافزاييد . فرمود : هر آن كس كه از محتويات هميان خبر دهد او جانشين من است . مهابت و عظمت امام اجازه نداد كه ديگر سؤالى نمايم . من نامه ها را به مدائن رساندم و پاسخ آنها را نيز دريافت داشتم . روز پانزدهم بود كه مراجعت كردم هنگامى كه وارد شهر سامراء شدم طبق فرموده ء امام ) عليه السلام ( مشاهده كردم كه شهر پر از ضجه و ناله است چشمم به جعفر برادر امام افتاد كه كنار در خانه ايستاده است وعده اى از مردم اطراف او را گرفته اند در مرگ برادر به او تسليت مى گويند و به عنوان امامت و پيشوايى تهنيت مى دهند . با خود گفتم اگر اين شخص امام و پيشواى مردم باشد تكليف امامت روشن است چون بارها با چشم خود ديده بودم كه او اهل معصيت است و در كاخهاى اعيان و اشراف و رجال ، مشغول قماربازى و ميگسارى و تفريح و عياشى است ، جلوتر رفتم و به او تسليت گفتم و نزديك تر گشتم ولى چيزى در پاسخ من نگفت.

 در اين لحظه ديدم كه  عقيد خدمتگزار ديگر امام بيرون آمد ورو به جعفر گفتند كه جنازه آماده است ، ميتوانيد نماز بخوانيد . جعفر وعده اى كه در اطراف او بوديم وارد شديم جعفر جلوتر رفت تا نماز بخواند مى خواست تكبير بگويد ناگاه پسر بچه اى از داخل منزل بيرون آمد ، عباى جعفر را در هم كشيد و فرمود : عمو عقب برگرد ! من سزاوارترم كه بر جنازه ء پدر نماز بگزارم . جعفر عقب برگشت ، و آن پسربچه نماز گزارد و جنازه را كنار قبر پدرش امام هادى ) عليه السلام ( دفن كردند.

 سپس رو به من فرمودند : بصرى ! پاسخهاى نامه ها را بياور . با خود گفتم اين هم نشانه ء دوم تنها نكته ء ابهامى كه در قضيه باقى مانده بود نشانه ء سوم بود كه در تاريكى و ابهام خود باقى مانده بود . يكى از حضار سؤال كرد اين بچه كى بود ؟ جعفر گفت : من نه هرگز او را ديده ام و نه او را مى شناسم ! من منتظر حل مشكل خود بودم و آن مشكل هم به اين ترتيب حل شد : همگى نشسته بوديم ناگاه جمعى از شيعيان قم وارد شدند و سراغ امام حسن عسكرى ) عليه السلام ( را گرفتند وقتى از جريان رحلت امام آگاه شدند ، بسيار متأثر و ناراحت شدند . پرسيدند : پس وظيفه ء ما چيست ؟ و به كى بايد مراجعه كنيم ؟

عده اى جعفر را نشان دادند . به او سلام گفتند و تسليت دادند سپس اظهار نمودند همراه ما نامه و اموالى هست لطفا بفرمائيد نامه ها از كيست ؟ و مقدار پول چقدر است ؟ جعفر بلند شد و در حالى كه لباسهاى خود را تكان مى داد از مجلس خارج شد و با خود مى گفت : مردم از ما غيب هم مطالبه مى كنند ! و در آن لحظات حساس من از طرف امام عصر ) عليه السلام ( ، اسامى نويسندگان نامه و مبلغ پولى كه در ميان هميان بود گفتم و امام ) عليه السلام ( افزودند كه جمعا هزار دينار اشرفى است كه ده دينار آن پوچ و بى اعتبار است . گفتند آن آقايى كه تو را مأمور كرده است ، امام و پيشواى ما هم اوست.

 جعفر پس از اين اتفاق پيش خليفه رفت و گزارش قضيه را پيش معتمد برد . معتمد از آن تاريخ مأمورين خود را بر منزل امام گسيل داشت تا كمال مراقبت را از آن بزرگوار به عمل آورند و خود هميشه مترصد اوضاع خاندان امام بود و جمعى از كنيزان امام عسكرى ) عليه السلام ( را بازداشت نمود و خانواده ء قاضى شهر را مأمور رسيدگى به اوضاع آنان نمود.

از توجه به مطالب فوق مي توان يک نتيجه را گرفت که فتنه دوران غيبت همزمان با فقدان رهبري در جامعه بود و انگيزه آن نيز همان تصدي رهبري کاذب از سوي جعفر کذاب و مدعي دروغين رهبري براي ايجاد انحراف در جامعه بوده و اين امر هميشه نيز مي توان در جامعه مصداق داشته باشد و هميشه براي ايجاد انحراف در جامعه ، دشمنان تلاش مي کنند ا زخواص و نزديکان استفاده کنند و در هدف گيري نيز نقطه اصلي را که همان رهبري جامعه باشد را هدف قرار دهند.


خطبه دوم: 90/11/14

توصيه مجدد به تقوي:

مناسبتها:

1   دهه فجر انقلاب اسلامي و ضرورت تبيين جايگاه امروزي ملت و مقايسه با قبل از انقلاب:

دهه فجر انقلاب اسلامى فرصتى است تا ورود به سى و چهارمين سال پيروزى انقلاب اسلامى را گرامى بداريم و دستاوردها و موفقيت هاى انقلاب را با مردم و به ويژه جوانان مرور كنيم. به مردم بگوييم كجا بوديم و به كجا رسيده ايم؟

كشورى كه 25 سال و نزديك به ربع قرن تحت سلطه آمريكا بود نه تنها پيشرفتى پيدا نكرد، بلكه در همه عرصه ها به كشورى فقير و عقب افتاده مبدل شد. امروز با گذشت 33 سال از پيروزى انقلاب در همه عرصه ها چه به لحاظ كمى و چه بلحاظ كيفى و به طرز حيرت انگيزى دچار تحولات گسترده شده ايم.

 به طورى كه با سقوط ديكتاتورها در منطقه تنها الگويى كه بلافاصله مورد توجه قرار مى گيرد، الگوى نظام جمهورى اسلامى است. ايران اسلامى به بركت انقلاب اسلامى، امروز الگوى الهام بخش بيدارى اسلامى است.

نماد اين الگو شدن ها حضور جوانان بيداري اسلامي در ايران اسلامي و د رمحضر رهبر عزيزمان و اشک ريختن و روحي لک الفدا خواندن و سلام با عنوان يابن رسول الله گفتن است.

تا قبل پيروزى انقلاب هيچ كشورى جرات نداشت به آمريكايى ها يك تو بگويد يا بگويد بالاى چشم تو ابروست. اما امروز حتى كشورهاى كوچك با تاسى به ايران اسلامى مقابل آمريكا، انگليس و رژيم جنايتكار صهيونيستى عرض اندام كرده، حق خود را مطالبه مى كنند. كشورى كه تا ديروز وابسته بود، امروز آزاد و مستقل است. كشورى كه عقب افتاده تلقى مى شد، امروز يك كشور پيشرفته است. كشورى كه غالب نيازهاى مصرفى اش را از خارج تأمين مى كرد، امروز به يكى از بزرگترين توليد كنندگان كشاورزى و صنعتى و حتى صادركننده تبديل شده است. كشورى كه مردمانش به لحاظ سطح تسهيلات زندگى امكانات بسيار محدودى داشتند، امروز از امكانات رفاهى متعدد كمى و كيفى در زندگى شخصى و خانوادگى برخوردارند كه اين امكانات اصلا قابل مقايسه با قبل انقلاب نيست.

يك روزى بود كه ايرانى نمى توانست سر خود را بلند كند و بگويد من ايرانى هستم، اما امروز هر ايرانى با هر گرايش و سليقه اى كه دارد، در سراسر جهان سر خود را بلند مى كند و با افتخار مى گويد من يك مسلمان ايرانى هستم. مردمى كه قبل انقلاب تلاش مى شد در جهل و نادانى نگاه داشته شوند، امروز در بالاترين رتبه هاى علمى و دانايى و بصيرت و آگاهى قرار دارد. سطح سواد، علم وآموزش ارتقا يافته و امروز دانشگاه ها و مراكز آموزش عالى كشور، دانشمندان بزرگى را بدون اتكا به خارج پرورش مى دهند.

تعداد دانش آموزان و دانشجويان، ده ها برابر قبل انقلاب است. سطح بهداشت و درمان قبل انقلاب بسيار پايين بود و مرگ و ميرهاى ناشى از عدم بهداشت بالا بود. امروز از نظر بهداشتى و پزشكى پيشرفت هاى حيرت انگيزى پيدا كرده ايم و حتى بسيارى از داروهاى مورد نياز را كه قبلا از خارج وارد مى شد در داخل توليد و استفاده مى كنيم. ميزان آب، برق، گاز، تلفن و ساير توليدات و كالاها و خدمات عمومى بشدت افزايش يافته و ديگر داشتن چنين مواردى براى مردم يك آرزو تلقى نمى شود. بسيارى از روستاها و شهرهاى كشور يا راه و جاده نداشت يا اگر داشت مناسب نبود و غالب راه ها و جاده ها آسفالته نبود، امروز هم جاده هاى زيادى احداث شده و هم آسفالته گرديده است كه حجم كارهاى انجام شده پس از انقلاب به هيچ وجه قابل مقايسه با قبل نيست.

ايران قبل انقلاب كمتر از 35 ميليون نفر جمعيت داشت اين رقم امروز از مرز 75 ميليون نفر فراتر رفته است و علاوه بر اين كه از فقر و فلاكت قبل انقلاب خبرى نيست، بلكه تمام نيازهاى اين جمعيت جديد به خوبى تأمين شده است. تصور كنيد با افزايش بيش از دو برابرى جمعيت قبل انقلاب چه ميزان مدرسه، درمانگاه، بيمارستان، مسكن، خودرو، جاده، آب، برق، گاز، تلفن و... بايد اضافه مى شد تا جوابگوى اين خيل عظيم باشد. از همه اين ها مهم تر، تاسيس و اداره يك حكومت مبتنى بر دين و اسلام حكومتى و ولايت مطلقه فقيه و آزادى، عزت، استقلال مى باشد. به بركت همين حكومت دينى، امروز فن آورى هاى هسته اى را در اوج تحريم ها به دست مى آوريم و در جرگه هفت كشور برتر جهان قرار مى گيريم. به بركت همين اگر روزى فن آورى فضايى براى ما در حد يك توهم و آرزو بود، امروز دست يافتنى شده و انواع ماهواره هاى تحقيقاتى و مخابراتى را به فضا مى فرستيم و در كمتر از يك دهه - ان شاء الله - شاهد خواهيم بود كه ايرانى هاى فضانورد به فضا فرستاده شوند. يك روزى نه اجازه توليد يك اسلحه معمولى را داشتيم و نه مى توانستيم آن را توليد كنيم. امروز ده ها موشك زمين به زمين، سطح به دريا، دريا به دريا و موشك هايى مثل موشك شهاب سه و شهاب چهار با برد بالاتر از 2000 كيلومتر را براى دفاع از خود و بدون اتكا به خارج توليد مى كنيم. امروز توليد برخى داروها در انحصار چند كشور قدرتمند و سلطه گر است ولى مى بينيم كه دانشمندان ايرانى، هرساله ده ها داروى جديد را توليد و به بازار عرضه مى كنند. حتى داروهايى توليد مى شود كه براى امراض جديد و صعب العلاج كاربرد دارد. در برخى رشته ها پيشرفت هاى پزشكى مثل سلول هاى بنيادى جزء دو سه كشور پيشرفته جهان هستيم و قطعا اگر انقلاب نمى شد، اگر آمريكايى ها و غربى ها ما را تحريم نمى كردند، اگر جنگ 8 ساله را به مردم ايران تحميل نمى كردند، شايد در جايى كه امروز هستيم، قرار نداشتيم. روزى ايران در خفقان و اختناق و خون و فرياد و شكنجه و فقدان آزادى غوطه ور بود و براى يك روزنامه كه قرار بود منتشر شود، بايد امضاى نماينده ساواك وجود مى داشت. امروز ده ها هزار رسانه مكتوب و سايت، خبرگزارى، وبلاگ و... آزادانه مطالب خود را منتشر و عرضه مى كنند. البته اگر كسى دنبال براندازى باشد، در هيچ حكومتى آزادى نخواهد داشت. اما امروز هر كس با هر سليقه اى، رسانه مورد نظر خود را در اختيار دارد و به نقد بالا تا پايين جامعه مى پردازد.

2   هفته وحدت:

  مسأله مهم سياسى قرآن؛ «لاتَنازَعُوا»

جمله فوق مربوط به امام راحل است که پيرامون وحدت بيان فرمودند.

 از مسائل مهم سياسى قرآن، دعوت به وحدت و منع از اختلاف است - با تعبيرهاى مختلفى كه در قرآن كريم هست - منع تنازع بين مسلمين و سران مسلمين است كه نكته اش را هم فرموده است كه «لاتَنازَعُوا فَتَفشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُم». ما بررسى كنيم به اين كه اين دو اصل مهمى كه دو اصل سياسى مهم اسلامى است، در بين مسلمين چه وضعى دارد. آيا مسلمين اعتنايى كرده اند به اين دو اصل؟ آيا تبعيتى كرده اند از اين دو اصل مهمى كه اگر اطاعت از آن بكنند، تمام مشكلات مسلمين حل مى شود و اگر اطاعت نكنند، فشل مى شوند و رنگ و بويشان از بين مى رود؟

وحدت دستور محكم نجات بخش قرآن كريم

 «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لاتَفَرَّقُوا»؛ دستور محكم نجات بخش قرآن كريم است كه بايد نصب عين خود قرار دهيم و از تفرقه و تشتت كه جز شكست در مقابل طاغوت نتيجه اى ندارد، پرهيز (نماييم).(5)

وحدت كليد پيروزى و سعادت امت اسلام

 ملتها و دولتها اگر بخواهند به پيروزى و هدفهاى اسلامى به تمام ابعادش كه سعادت بشر است، برسند، بايد اعتصام به حبل اللَّه كنند، از اختلافات و تفرقه بپرهيزند و فرمان حق تعالى را «وَ اعْتَصموا بِحبْلِ اللَّه جميعاً و لاتَفَرَّقوا» اطاعت نمايند. پشت كردن به تعاليم عاليه اسلام و روى آوردن به غرب و شرق، مسلمين را با قريب يك ميليارد جمعيت و مخازن بسيار غنى، تحت سيطره اجانب درآورده و شعائر و مخازن آنها را به باد داده است. شما ديديد و ما هم شاهد بوديم كه وحدت كلمه يك ملت شجاع، ولى ضعيف، با اعتماد به اسلام و خداى تعالى، موجب غلبه بر غولهاى بين المللى شد و دست همه استعمارگران را قطع نمود. پس مسلمين بايد براى به دست آوردن استقلال و آزادى، اين كليد پيروزى را به دست آورند و براى وحدت كلمه كوشش كنند.

 اگر فقط به همين يك دستور عمل مى كردند

 قرآن كريم كه مى فرمايد: «وَ اعتَصِمُوا بِحَبلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا»، ما اگر همين يك آيه را، مسلمين اگر همين يك آيه را عمل بكنند، تمام اشكالات اجتماعى و سياسى و اقتصادى و همه چيزشان بدون تشبث به غير رفع مى شود،  اگر همين يك امر و نهى الهى را عمل بكنيد، تمام سعادتتان تأمين مى شود.


Share
* نام:
ایمیل:
* نظر:

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو مطالب | جستجو | پيوندها | گالري تصاوير | نظرسنجي | معرفی استاد | آثار و تألیفات | طرح سؤال | ایمیل | نسخه موبایل | العربیه
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه