2026 August 18 - سه شنبه 27 مرداد 1405
تحليل رابطه ميان دعا و قضا و قدر و رابطه دعا با مقام رضاي الهي
کد خبر: ٣٣٣ تاریخ انتشار: ١٣ آبان ١٣٩٠ - ١٧:٢٣ تعداد بازدید: 2451
صفحه نخست » خطبه سال 90 به قبل » خطبه های نماز جمعه
تحليل رابطه ميان دعا و قضا و قدر و رابطه دعا با مقام رضاي الهي

 
خطبه اول: 90/8/13

توصيه به تقوي:

عن الباقر(ع): ان ظلمت فلاتظلم و ان خانوک فلاتخن.

امام باقر در وصيتش به جابر بن يزيد جعفي فرمود: چنانچه به تو ظلم کردند تو به کسي ظلم نکن و چنانچه مورد خيانت ديگران قرار گرفتي تو به کسي خيانت نکن.تحف العقول: 284.

موضوع: تحليل رابطه ميان دعا و قضا و قدر و رابطه دعا با مقام رضاي الهي:

دعا در لغت:  دعا&rdquo به معناى خواندن و حاجت خواستن و استمداد است، و گاهى مطلق خواندن از آن منظور است.

 دعا در اصطلاح: در اصطلاح دعا عبارت است از: خواستن حاجت از خداى متعال. واژه دعا و ديگر مشتقات آن در قرآن مجيد تقريباً در ۱۳ معنا به کار رفته است که از جمله آنها، خواندن، دعا کردن، خواستن از خداوند، ندا دادن، صدا زدن، دعوت کردن به چيزى يا به سوى کسى، استغاثه و يارى خواستن؛ عبادت کردن و   مى باشد.

حقيقت دعا

حقيقت دعا براي آن است که خدا انسان را به حضور بپذيرد و انسان خدايش را زيارت کند . در برجسته ترين تعبيرات مناجات شعبانيه چنين مي خوانيم: «و اقبل الي اذا ناجيتک مناجات من تنها براي آن است که تو به من رو کني، نه براي آن که چيزي به من بدهي .»

حکمت دعا همان روح دعا است که داعي خود را در مشهد و منظر مدعو (آن که او را مي خواند) بداند و او را که خداي سبحان است، شاهد خويشتن کند . شاهدي که با اين مشهود پيوند ديگري برقرار مي سازد . (3)

حضرت اميرالمؤمنين علي (ع) مي فرمايد: «خدايا بس است از نظر عزت براي من که تو پروردگار و خداي من باشي و اين افتخار براي من بس که من بنده چون تو خدايي باشم .» من به ربوبيت تو و عبوديت خود اعتراف مي کنم و لذا در پيشگاه مولا بايد عجز و ذلت و حقارت خويش را تقديم داشت و گرنه بقيه امور آن جا فراوان است . (5)

با اين همه او منتظر و مشتاق ارتباط ما است . چه مي گويم؟ !

آيا ممکن است خداوند، با همه عظمت و بزرگي، مشتاق بنده اي حقير و مسکين همچون من باشد؟ آري . به فرموده امام باقر (ع): «به درستي که خشنودي خداوند از بازگشت بنده اش بيش تر است تا از فردي که در دل شب تاريک مرکب سواري و توشه اش را گم کرده باشد و يکباره آن را بيابد .»

چرا گاهي از اوقات دعاهايمان اجابت نمي شود؟

اگر به اوصاف الهي توجه کنيم و به صفات پروردگار ايمان بياوريم و بدانيم خداوند بخشنده و مهربان است، در مي يابيم که اگر خواسته هاي انسان بر آورده نمي شود، دليلش بخل نيست. خداوند با توجه به کمال و سعادت و مصلحت انسان خواسته هاي او را اجابت مي کند. در دعاي افتتاح مي خوانيم: «اگر حاجتم را دير برآوردي، از سر ناداني بر تو تندي کردم، در صورتي که تأخير در اجابت حاجتم برايم بهتر بوده است، زيرا تو به امور آگاهي».

شيطان در يکي از مواردي که وسوسه مي کند، تأخير اجابت دعا است. از اين راه انسان را مأيوس مي کند تا به خدا بدبين شود. ائمه اطهار(ع) به اين نکته توجه داشته و همگان را از افتادن به دام بدبيني و سوء ظن به خدا برحذر داشته اند. اميرمؤمنان(ع) مي فرمايد: «دير اجابت نمودن خدا،  تو را نااميد نکند که همانا بخشش،  بسته به مقدار درخواست است و چه بسا در اجابت دعاي تو تأخير رخ دهد تا درخواست تو طولاني تر گردد و بخشش او کامل تر شود. چه بسا چيزي را خواسته اي و تو را نداده و بهتر از آن را در اين دنيا يا آن دنيا داده و يا بهتر آن بوده که آن را از تو باز دارد. چه بسا چيزي را طلب نمودي که اگر به تو مي داد،  تباهي دين و دنياي خود را در آن مي ديدي».(1)

پس تأخير اجابت دعا، نشان کم لطفي و کم محبتي خدا نيست، بلکه گاهي بر عکس، هرچه بيشتر تأخير شود، دليل بر بيشتر دوست داشتن خدا است.

 امام صادق(ع) مي فرمايد: «وقتي مؤمني دعا مي کند،  خداوند به ملائکه مي فرمايد: دعايش را مستجاب نمودم، ولي آن را نگه داريد و عطا نکنيد که من دوست دارم صداي اين بندة مؤمن را بشنوم. بنده اي هم هست که دعا مي کند و خداوند مي فرمايد: زود حاجتش را بدهيد که آوازش را دوست ندارم».(2)

اگر کسي بداند خداوند در عوض عدم اجابت دعا در دنيا، چه پاداشي براي او در آخرت در نظر گرفته است، هرگز نا اميد نمي شود. امام صادق(ع) مي فرمايد: «روز قيامت خداوند متعال مي فرمايد: اي بندة من!  تو مرا خواندي و من اجابتت را به تأخير انداختم. اکنون ثواب و پاداش تو چنين و چنان است. پس مؤمن آرزو مي کند که کاش هيچ دعايي از او در دنيا اجابت نمي شد، براي آن ثواب و پاداش نيک که مي بيند».(3)

از روايات استفاده مي شود که هيچ دعايي بي اثر نيست و هر دعايي در دنيا و آخرت تأثير مناسب خود را دارد، پس در واقع هر دعايي به اجابت مي رسد ، اما گونه هاي اجابت مختلف است.

امام سجاد(ع) مي فرمايد: «دعاي مؤمن يکي از سه فايده را دارد: يا براي او ذخيره مي گردد يا در دنيا برآورده مي شود يا بلايي را که مي خواست به او برسد،  از وي مي گرداند».(4)

علاوه بر مطالب ياد شده، هميشه به اين نکته توجه داشته باشيد که نماز و روزه و دعا ، مطلوبيت ذاتي دارند و فلسفه دعا تنها بر آوردن حوائج به ويژه خواسته هاي دنيوي نيست، بلکه دعا و مناجات با خدا،  صرف نظر از اجابت يا عدم اجابت، موضوعيت دارد و به اصطلاح طلب مهم تر از مطلوب است.(5)

ما به دعا کردن امر شده ايم و بايد به اين وظيفه عمل کنيم و نتيجه را به خداوند واگذار نماييم

دعا و مقام رضا

اين موضوع از گذشته تحت اين عنوان در کتب اخلاقي مطرح شده است که آيا دعا با مقام رضا منافات ندارد؟ در حالي که مي دانيم انسان بايد به آن چه از جانب خدا مي رسد راضي و خشنود باشد و دعا با مقام رضا و تسليم منافات دارد.

اين را مي دانيم که در قرآن کريم و روايات، مؤمنان به دعا و تلاش ترغيب شده اند؛ در حالى که در همين قرآن و روايات در باره مقام رضا و فضيلت آن بسيار سخن گفته شده است. اين خود بهترين دليل بر عدم تنافى ميان دعا و مقام رضا است؛ زيرا که در کلام خداوند تعارضى وجود ندارد و هيچ يک از آيات وحى با هم در تنافى نيستند. معصومين نيز که از بالاترين مراتب رضا برخوردار بودند، در عين حال بسيار دعا مى کردند. پس بايد معناى درست رضا و دعا را دريافت، همان گونه که در قرآن و احاديث مورد نظر بوده و هست.

رضا حالتى نفسانى و به معناى خشنودى از قضا و قدر الاهى است. کسى که به مقام رضا برسد نه تنها به قضاى پروردگار اعتراضى نمى کند، بلکه از آن خشنود است. برخلاف انسان صابر که ممکن است در باطن از مصيبت ها ناخشنود باشد، ولى خود را از اعتراض باز دارد.

پس بايد قضا و قدر الاهي را دقيقاً تبيين نماييم؛ زيرا همان طوري که شهيد مطهري (ره) بدان اشارتي فرموده، اين اشکال از آن جا پيدا شده که گمان شده است دعا بيرون از حوزۀ قضا و قدر الاهي است، در صورتي که دعا و استجابت دعا نيز جزئي از قضا و قدر الاهي است و احياناً جلو قضا و قدرهايي را مي گيرد. بنابر اين بايد گفت:

دعا يکي از اسباب است همانند اسباب ديگر؛ يعني ممکن است خداوند متعال مقدر کرده باشد که شخص فقط به وسيلۀ دعا کردن صاحب فرزند شود، و تا دعا نکند، به او اولاد ندهد، هر چند که به همه وسيله ظاهرى متوسل شود، هم چنان که مقدر کرده است تا ازدواج نکند به او اولاد ندهد. پس با فرض مقدر بودن صاحب فرزند شدن باز هم به دعا احتياج است. يا مقدر شده که فقط به وسيلۀ معالجه بيمارى بر طرف شود، و تا درمان نکند، بهبودى نيابد.

به عبارت ديگر، اين مانند آن است که گفته شود رضا به قضاى الاهى با تلاش براى رفع امورى همچون گناه و فقر و بيمارى، سازگار نيست. اما اولا همۀ تلاش ها و دعاها براى انسان مؤمن، اسبابى هستند که خداوند اراده کرده است واسطه پديد آمدن مسببى خاص باشند. استخدام اين اسباب در واقع تسليم شدن به سنت و ارادۀ خدا و پذيرش يک قانون الاهى در جريان يافتن امور است و اگر اين مطلب را بپذيريم رضاى به قضاى الاهى وقتى کامل است که بنده مؤمن به سنن پروردگار نيز راضى باشد و اسباب را براى نيل به اهداف مورد رضاى خدا به استخدام آورد و نتيجه دعا و تلاش را هر چه باشد بپذيرد و از آن خشنود باشد؛ هر چند با گمان و پيش بينى او سازگار نباشد. اگر چه انسان در مقام رضا بر اين باور است که هر چه پيش مى آيد به اراده خداوند است و مصلحت او را در بر دارد، ولى به اين نکته هم باور دارد که هر پيش آمدى بنابر عللى مصلحت او را تأمين مى کند و از جمله علل و عوامل مؤثر در اين مصلحت خود او است؛ يعنى ويژگى هاى فردى و شايستگى هاى او در نزد خداوند چنان است که خداوند حوادث خاص را براى او و به مصلحت او رقم مى زند. پس اگر او بکوشد و از خدا بخواهد که شايستگى هاى بيشترى داشته باشد تا حوادثى ديگر و مناسب تر با تقرب او پيش آيند، از حالت رضا خارج نشده است؛ مثلا اگر کسى براى درمان بيمارى و رفع فقر دعا مى کند، بر اين باور است که در شرايط سلامت و غنا توانايى بيشترى براى عبادت و نزديکى به خداوند خواهد داشت. چنين فردى در واقع دعا مى کند که خود او شايسته فراهم آمدن شرايط مناسب تر گردد و در عين حال مى داند که اگر او قادر به قدرشناسى و اغتنام فرصت ها و امکانات نباشد خداوند دعاى او را مستجاب نخواهد کرد و او بر اين عدم استجابت راضى و خشنود خواهد بود.

 هر گاه ما دعا مى کنيم، در واقع براى آينده مطلبى را مى خواهيم که واقع شود و ما خواست خدا را در آينده اطلاع نداريم؛ يعنى نمى دانيم خداوند در آينده چه چيزى براى ما خواسته، تا نسبت به آن راضى باشيم. بنابراين، شخص دعا کننده چند حال دارد: يا اين که انگيزه اش براى دعا اين است که چون خود دعا کردن عبادت است، دعا مى کند؛ در اين صورت دعا کردن هيچ منافاتى با مقام رضا ندارد؛ چون به امر خدا دعا مى خواهد. در اين صورت، چون خواست خدا را در آينده نمى داند، دو فرض پيش مى آيد: يا اين که حاجتش را مى خواهد، به شرطى که مورد رضا و صلاح خدا باشد؛ يعنى مى گويد: خدايا هر چه تو صلاح مى دانى و رضاى تو در آن است، براى من مقدر فرما! اين دعا حقيقى و با ارزش است و هيچ منافاتى هم با مقام رضا ندارد. و يا اين که حاجتش را مى خواهد، هر چند مخالف رضا و صلاح خدا باشد؛ در اين صورت، دعا با مقام رضا منافات دارد

اما نکتۀ حائز اهميت اين است که توسل به اولياء الله (ع) و يا دعا، نبايد موجب دست کشيدن و عدم استفاده از وسايل عادى، در پيگيري درمان بيماري و رفع مشکلات روزمره باشد و بنوعي با پيشه کردن تنبلى و سستى و واگذار کردن کار به خدا! دست روي دست بگذاريم. بلکه تلاش و کوشش براي معالجه بيماري خود و فرزندان از راه هاي مختلف و صحيح يک وظيفه است. بديهي است با توجه به مطالبي که گفته شد دعا کردن و توسل به اولياء الله و نيز تلاش براي درمان از طريق وسايل عادي منافاتي با توکل و رضا به قضاي الاهي ندارد. امام صادق (ع) مى فرمايند:  خداوند ابا دارد کارى را بدون استفاده از اسباب انجام دهد.

 

 

 

 

 

 

خطبه دوم: 90/8/13

توصيه مجدد به تقوي:

مناسبتها:

1- روز 13 آبان روز بازداشت و تبعيد حضرت امام خمينى(ره) به تركيه (1343 ه.ش).

شهادت حضرت امام محمد باقر(ع) (114 ه.ق)

تسخير لانه جاسوسى آمريكا توسط دانشجويان مسلمان پيرو خط امام (1358 ه.ش)

روز ملى مبارزه با استكبار جهانى

روز دانش آموز

روز 13 آبان علاوه بر اينکه يک واقعه تاريخي است و در سال هاي آغازين انقلاب  توسط جوانان متدين بوجود آمد اما از جهت تاثير گذاري توانسته به يک جريان استکبار ستيزي جهاني تبديل شود و نقش الگويي مناسب براي ملت هاي آزادي خواه را ايفا نمايد.

در آن سالها کسي باور نمي کرد مي شود در برابر هيمنه آمريکا ايستاد و بايد همهخ در برابر او تواضع کنند و تن به استعمار آنها بدهند اما با حرکت جوانان در تسخير لانه جاسوسي آمريکا که مورد تاييد صريح امام راحل قرار گرفت و به عنوان انقلاب دوم لقب گرف توانست اين هيمنه را بشکند و راه را براي مبارزه ملتهاي ديگر نيز فراهم نمايد.

اگر امروز مي بينيم در بسياري از نقاط دنيا مبارزه با استکبار حرف اول آراء عمومي ملت ها را قرار گرفه و هرکسي که با آمريکا مخالف باشد از آراي بالاتري برخوردار خواهد بود به خاطر همان حرکت خوب جوانان ما بود که هيمنه آمريکا را شکست.

و اين شکست هيمنه اي آمريکا سبب توليد جنبش هاي گوناگوني در خود آمريکا نيز شده و به دنبال احقاق حق خودشان هستند.

جنبش والال استريت اگر چه يک جنبش نارضايتي اقتصادي به شمارمي آيد اما در حقيقت جنبش ضد استکباري و دفاع از مظلومان است 99 درصد مردم مظلوم مي خواهند اعتراض خود را در برابر يک درصد سرمايه دار مستکبر و مستعمر به نمايش در آورند.

امروز 13 آبان دوباره زنده شده است و در حال پويا نمايي است تا دوباره نقش آفريني کند و در جايي ديگر از جهان پاي مستکبران را قطع کند و در نتيجه جهان را از حضور زور گويان پاکيزه نمايد.

و اين همان جمله حضرت امام خميني(ره):  است که فرمود :  تا دولت مستكبر آمريكا را بر جايش ننشانيم، دست از مبارزه نمى كشيم

«ايستادگى يكپارچه همه اقوام و مذاهب عراق در برابر فشارهاى آمريكا و مخالفت با مصونيت قضايى نظاميان اشغالگر و در نهايت مجبور شدن آمريكا به خروج از عراق، يك صفحه زرين در تاريخ اين كشور است که آنهم الگو برداري از نهضت امام و حرکت انقلاب اسلامي است.

 براى چنين دستاورد مهمى، مرجعيت عالى شيعيان عراق، رهبرى هاى علماى دينى و مذهبى، تلاش هاى نيروهاى مؤمن و معتقد و غير وابسته و... نقش مهمى ايفا كرده اند.

توطئه جديد آمريکايي ها عليه ايران اسلامي:

در دو هفته گذشته و همچنين روزهاى فرارو، شاهد تحركات گسترده اى از سوى دنياى غرب به ويژه آمريكا عليه جمهورى اسلامى ايران بوده و خواهيم بود.

 آمريكايى ها در پروژه هاى جديد خود سعى دارند سه اتهام اساسى را به ايران، شامل: 1- توليد سلاح كشتار جمعى(در قالب پرونده هسته اى)، 2- صدور تروريسم (در قالب طرح ترور سفير عربستان توسط سپاه قدس) و 3- نقض حقوق بشر (در قالب گزارش حقوق بشر احمد شهيد) وارد نمايند تا در قالب اين فشارها، اهداف خود را دنبال نمايند.

 از اين رو در دو هفته گذشته با ارسال اخبار و گزارش هايى، طراحى و اجراى يك سناريوى جديد ضد ايرانى را كليد زدند. خلاصه اين سناريو اين است كه سپاه قدس ايران در صدد بوده، به واسطه يك آمريكايى ايرانى تبار به نام منصور ارباب سيار كه با قاچاقچيان مواد مخدر مكزيك در ارتباط بوده است، سفير عربستان در آمريكا را در رستوران مورد علاقه اش ترور كند. ادعاى برنامه ريزى انفجار سفارتخانه هاى عربستان و رژيم صهيونيستى در واشنگتن، بخش ديگرى از اين سناريو را تشكيل مى دهد.

 اگرچه پيش از اين نيز، بارها اتهامات زيادى در قالب سناريوهاى مختلف ضد ايران زده شده بود، اما همچنانكه مشاهده مى شود، موج اتهام جديد - كه كوشيده است سپاه قدس را هم رديف باند مواد مخدر قرار دهد و نوعى اين همانى بين اين دو ايجاد كند - به مراتب بيشتر بوده است

 

زمينه هاي اين توطئه:

1- در اين رابطه اولين مسأله اى كه ممكن است به ذهن متبادر شود، تحولات اجتماعى در كشورهاى غرب و به ويژه در آمريكا، انگليس و فرانسه است. جنبش ضدسرمايه دارى اى كه در حال حاضر تحت عنوان اشغال وال استريت در مركز آمريكا و با عنوان هاى ديگر در انگليس و در ساير كشورهاى اروپايى گسترش و عمق پيدا مى كند، مرجع امنيت اين كشورها را به خطر انداخته و بسيار متفاوت با اعتراضاتى است كه در سال هاى گذشته در اين كشورها ديده شده است، لذا آمريكا براى برون رفت از اين شرايط، سناريوى مزبور را كليد زده است.

 2- دومين بستر و زمينه مورد توجه در شكل گيرى سناريو را مى توان به شرايط داخلى سعودى ها از يك سو و نقشى كه به سعودى ها در مهار تحولات منطقه داده شده، نسبت داد. در اين راستا اوضاع داخلى سعودى ها بسيار وخيم گزارش مى شود. همان طور كه اين كشور با مشت آهنين با قيام هاى مردمى در بحرين، يمن و اردن برخورد مى كند، به همين ترتيب با مشت آهنين و با شديدترين سركوب ها و نقض حقوق بشرى در حال حفظ تاج و تخت آل سعود مى باشد. به عبارتى تحليل روندها از نظر تحليلگران و ناظران صحنه نشان مى دهد روندى كه از شمال آفريقا شروع شده، خواه ناخواه دامن سعودى ها را خواهد گرفت.

 لذا به نظر مى رسد سناريوى پيش بينى شده طراحى شد تا شوكى را بر اين قلب ايستاده وارد كند تا احيا شود.

 3- سومين زمينه تحليلى سناريوى ترور به طور كلى به تحولات منطقه برمى گردد. به بيان ديگر ريشه موضوع و انگيزه هاى ورود آمريكا به اين سناريو را بايد در تحولات منطقه جست و جو كرد. از نظر غربى ها و آمريكا و همچنين دولت هاى ديكتاتور منطقه، بهار عربى در نيمه راه خود است و پارادايم جديدى كه در منطقه در حال شكل گيرى است، نظم جديدى را در ابعاد مختلف در منطقه مستقر خواهد كرد. خاورميانه عمده ترين مركز انرژى جهان در حال تغيير شكل است، توازن تعريف شده در منطقه در حال بر هم خوردن است و ظرفيت هاى اين منطقه امكان شكل گيرى قطب جديدى در تعاملات جهان را ممكن مى سازد.

 4- چهارمين بستر تحليلى مربوط به نقشى است كه ايران در اين تحولات پيدا مى كند.

 استراتژيست هاى آمريكايى و غربى بر اين باورند كه رويكرد تحولات، ماهيت اسلامى دارد و هر نوع جابه جايى، چه به صورت هدايت شده مانند آنچه در افغانستان و عراق انجام شد و چه غير هدايت شده مانند آنچه در قيام هاى خودجوش مردمى مشاهده مى شود، به نفع ايران بوده و رويكرد ايرانى پيدا خواهد كرد. در محاسبه تحليلى آمريكا و انگليس، اين موضوع اثبات شده است كه على رغم هزينه هاى بسيار زيادى كه براى سقوط طالبان و صدام پرداخت كرده اند، سود اصلى اين اقدام به نفع ايران تمام شد و برنده اصلى در اين ماجرا ايران شده است. قيام هاى مردمى نيز همين وضعيت را نشان مى دهند. حتى در ليبى نيز على رغم كمك هاى نظامى براى نابودى ماشين جنگى قذافى، شواهد نشان از نفوذ ايران در آنجا دارد.

برگزارى كنفرانس بيدارى اسلامى در ايران و شركت شخصيت هاى انديشمند و تأثيرگذار در قيام هاى مردمى منطقه و بيانيه پايانى اين كنفرانس در كنار حضور رهبرى و هدايت مستقيم ايشان، براى آمريكايى ها اين پيام را به دنبال داشته كه با اين شرايط بايد از منطقه خاورميانه (مانند انگليسى ها در دهه 1970) خداحافظى كنند.

2   روز 15 آبان روز عرفه - روز نيايش  و سالروز شهادت جناب مسلم بن عقيل و هانى بن عروة (60 ه.ق)

دعاي عرفه بسيار اهميت دارد تا جايي که ساير اعمال اين روز مي تواند در تحت الشعاع اين دعا قرار بگيرد يعني اگر بنا شود که انسان با روزه گرفتن اين روز نتواند دعاي خوبي بخواند توصيه شده که روزه نگيرد تا حال دعا و نيايش را از دست ندهد.

3   روز 16 آبان روز عيد قربان.

توجه به نماز عيد قربان در روايات اسلامي و نگاه فقهي کمتر از نماز عيد سعيد فطر نيست هر دو از جميع جهات مشابه هستند و تنها در برخي از مستحبات تفاوت دارند.

اما در جامعه امروزي نماز عيد قربان گاهي مورد کم توجهي قرار ميگيرد و با آن بي مهري مي شود که مي طلبد مورد توجه بيشتر قرار گيرد.


Share
* نام:
ایمیل:
* نظر:

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو مطالب | جستجو | پيوندها | گالري تصاوير | نظرسنجي | معرفی استاد | آثار و تألیفات | طرح سؤال | ایمیل | نسخه موبایل | العربیه
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه