خطبه اول: 90/8/6
توصيه به تقوي:
قال الامام الجواد(ع) في جواب رجل قال له: اوصني بوصيه جامعه مختصره؟
فقال له: صن نفسک عن عار العاجله و نارالآجله.
امام جواد در پاسخ شخصي که از امام خواست تا او را سفارشي جامعه و کوتاه بنمايد فرمود: نفس خودت را از ننگ امروز و آتش فردا مصون بدار. موسوعه الامام الجواد: 2/329 ح 777.
موضوع: مردم داري در سيره امام جواد(ع)
مردم در اديان الهى و بويژه دين اسلام از جايگاه رفيعى برخوردار هستند، و خداوند نيز براى نشان دادن اين ارزش، رهبران دينى خود را از ميان همان مردم انتخاب نمود و به خاطر همين انتخاب زيبا نيز بر مؤمنان منّت نهاد.
معصومان عليهم السلام نيز به جهت بهره گيرى شان از قرآن و مبدا وحى، و الگو بودنشان براى افراد جامعه، توجّه ويژه اى به مردم داشتند و مردم دارى را كه يكى از موضوعات اخلاق اجتماعى به شمار مى آيد، سر لوحه رفتارهاى عملى خودشان قرار داده اند، كه در اين درس روش ها و نمونه هايى از آنها را به نمايش مى گذاريم.
اگر عبادت بزرگ ترين فلسفه آفرينش است که: «وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالاِْنْسَ اِلاّ لِيَعْبُدُونِ»(1)؛ «جن و انسان را خلق نکردم، مگر به خاطر اينکه عبادتم کنند»، برگزيدگان الهي، عابدترين بندگان خدا خواهند بود و اگر از والاترين مظاهر عبادت، «خدمت به خلق» است که:
«مَنْ سَعي في حاجَةِ اَخيهِ الْمُؤْمِنِ فَکَأَنَّما عَبَدَ اللّه َ تِسْعَةَ آلافِ سَنَةٍ صائِما نَهارَهُ قائِما لَيْلَهُ؛(2) هر فردي که در برآوردن نياز برادر مؤمنش تلاش کند، گويا نُه هزار سال خداوند را عبادت کرده، در حالي که روزها را روزه دار و شبها را شب زنده دار بوده است.»، برگزيدگان الهي، انبيا و معصومان، خدمتگزارترين افراد به مردم خواهند بود؛ زيرا آنان اسوه و شاخص اند و درخت کمال در وجودشان به بالنده ترين شکل سر به فلک کشيده است.
خدمتگزاران واقعي، انبيا و اوصيا و مؤمنان به آنان هستند؛ چه بي پرده و صريح مي توان اين ادعا را در حديث آسماني امام صادق عليه السلام يافت که فرمود: «ما آمَنَ بِاللّه ِ وَلا بِمُحَمَّدٍ وَلا بِعَلِيٍّ مَنْ اِذا اَتاهُ اَخُوهُ الْمُؤْمِنُ في حاجَةٍ لَمْ يَضْحَکْ في وَجْهِهِ فَإِنْ کانَتْ حاجَتُهُ عِنْدَهُ سارَعَ اِلي قَضائِها وَاِنْ لَمْ يَکُنْ عِنْدَهُ تَکَلَّفَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِهِ حَتّي يَقْضِيَها لَهُ فَإِذا کانَ بِخِلافِ ما وَصَفْتُهُ فَلا وَلايَةَ بَيْنَنا وَبَيْنَهُ؛(4) به خدا و محمد صلي الله عليه و آله و علي عليه السلام ايمان نياورده است کسي که هنگامي که برادر ديني اش به خاطر حاجتي نزد او آيد، با خوشرويي برخورد نکند. پس اگر توان دارد، نياز او را به سرعت برطرف کند و اگر توان ندارد با کمک ديگري حل کند، اگر بر خلاف آنچه توصيف کردم باشد، پس بين ما و او ولايتي نخواهد بود.»
با اين ديدگاه، کساني نزد خدا دوست داشتني تر خواهند بود که نسبت به ديگران گامي به اين هدف نزديک تر باشند
همنشيني با مردم:
على بن مهزيار مى گويد: روزى با امام جوادعليه السلام هم سفره شدم و همراه او غذا مى خوردم، كه پرنده ى بريانى را براى ما آوردند و ما با هم خورديم، و امام فرمود: غداى مباركى بود××× (2) كافى: 312/6، ح 5. ×××.
و روايت شده است: روزى كه امام جوادعليه السلام به مدينه آمد، با گروهى از اصحاب و يارانش هم سفره شده و با آنان غذا مى خورد، و پس از غذا دستان مباركش را كه چرب شده بود شست، سپس پيش از آنكه دستانش را با حوله خشك كند، سر و صورت خود را مسح نمود و اين دعا را خواند: »اللّهمّ اجعلنى ممّن لا يرهق وجهه قتر ولا ذلّة«××× (3) محاسن، )برقى(: 426/2، ح 234. بحار الانوار: 358/63، ح 27. ×××.
کمک به مردم د رحد توان:
مردي خدمت امام جواد عليه السلام آمد و گفت: به اندازه جوانمردي ات به من کمک کن. امام فرمود: اين قدر نمي توانم. گفت پس به اندازه جوانمردي خودم، کمک کن. فرمود: اين را مي توانم. اي غلام! صد دينار به او بده.
نيازمندي و مراجعه مردم را قدر بدانيد:
امام جواد(ع) فرمود: ما عَظُمَتْ نِعْمَةُ اللّه ِ عَلي اَحَدٍ اِلاّ عَظُمَتْ عَلَيْهِ حَوائِجُ النّاسِ، فَمَنْ لَمْ يَحْتَمِلْ تِلْکَ الْمَئونَةَ عَرَضَ النِّعْمَةَ لِلزَّوالِ؛ نعمت خدا بر کسي زياد نمي شود، مگر اينکه نياز مردم هم به او بيشتر مي شود. پس کسي که اين زحمت را تحمل نکند، نعمت را در معرض زوال قرار مي دهد.»
هديه دادن به مردم
يكى از روشهاى مردم دارى فرستادن هدايا براى آنان يبه مناسبت هاى مختلف م يباشد، زيرا اين كار موجب محبّت و دوستى ميان دو طرف مى شود، هداياى معصومان عليهم السلام به صورت و گونه هاى مختلفى، به تناسب موارد تقاضا، در منابع تاريخى ديده مى شود، گاهى به فرد متقاضى لباس هديه مى كردند، چنانكه على بن مهزيار مى گويد: امام جوادعليه السلام لباسى از جنس خزّ به من هديه كرده، و فرمود: اين لباسى است كه مى پوشيدم و با آن نماز مى خواندم××× (1) من لايحضره الفقيه، صدوق، ج 1، ص 170، ح 803. ×××.
برخى افراد از روى محبّت و علاقه به معصومان عليهم السلام، مى خواستند يكى از لباس هاى آنان را به جهت تبرّك، در اختيار داشته باشند، حسن بن على وشّاء از جمله ى آن افراد است، ولى هيبت امام عليه السلام، مانع مى شد كه تقاضايش را مطرح كند، او مى گويد: همچنانكه آرزوى خويش را در سر مى پروراندم، امام يكى از پيراهن هاى خود را برايم فرستاد. الخرايج و الجرايح: 383/1، ح 13. ؛ و قاسم بن علاء نيز پيراهنى بر تن داشتكه امام هادى عليه السلام برايش فرستاده بود.
عيادت بيماران
يكى از سنّتهاى پسنديده و مورد توجّه دين اسلام و پيشوايان دينى عيادت بيماران است، انسانى كه رنج و درد جسمى، بستر نشينش كرده و روح و روانش، از پس آن سخت آزرده و رنجور شده است، چشم انتظار حضور دوستان و آشنايانى است كه در طول زندگى با آنان مونس و همدم بوده است.
امام جوادعليه السلام با شنيدن خبر بيمارى يكى از دوستان خويش به عيادتش مى رود، و با حضور بر بالين بيمار و احوالپرسى از او، اميد به زندگى را در وى تقويت مى كند.
احمد بن ابى خلف مى گويد: ديدار امام جوادعليه السلام، نشاط و قوّتى را به جسم و جانم ريخت كه درد را فراموش كردم و همه ى حواسّ من متوجّه حضرتش شد، كنار بسترم نشست و كتابى از يونس بن عبد الرحمان با موضوع اعمال روز و شب و مستحبّات وارده، بالاى سرم بود، امام عليه السلام آن را برداشت و صفحاتى از آن را خواند و تا آخر كتاب ورق زد و به همه ى صفحات آن نگاهى انداخت، و سپس فرمود: خدا يونس را رحمت كند، خدا يونس را رحمت كند، خدا يونس را رحمت كند. رجال كشّى: 484، ح 913، وص 485، ح 916. وسايل الشيعه: 100/27، ح 33319.
شرايط پذيرش خدمت رساني به مردم:
شرط پذيرش هر عملي، از جمله خدمت به مردم، اخلاص است و مؤمن بايد به انگيزه جلب رضايت الهي خدمتگزار عيال اللّه باشد و هرچه ناخالصي در عمل بيشتر باشد، درجه مطلوبيت آن هم پايين تر خواهد آمد. علاوه بر دخالت اخلاص در اصل عمل،(6) از ديدگاه امام جواد عليه السلام در تداوم اعمال نيز بايد اخلاص جاري باشد.
چه بسا عملي که انجام آن با خلوص است، ولي عامل به آن بعد از عمل، آن را به ريا و ناخالصي آلوده و از درجه مقبوليت الهي ساقط مي کند؛ لذا امام جواد عليه السلام فرمود:
«اَلاْءبْقاءُ عَلَي الْعَمَلِ اَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ(7)؛ بقاي بر عمل سخت تر از خود عمل است.» و آن گاه که پرسيدند بقاي بر عمل يعني چه؟ فرمود: «يَصِلُ الرَّجُلَ بِصِلَةٍ وَيُنْفِقُ نَفَقَةً لِلّهِ وَحْدَهُ لا شَريکَ لَهُ فَکُتِبَ لَهُ سِرّا ثُمَّ يَذْکُرُها وتُمْحي فَتُکْتَبُ لَهُ عَلانِيَةً، ثُمَّ يَذْکُرُها فَتُمْحي وَتُکْتَبُ لَهُ رِياءً(8)؛ مردي هديه اي مي دهد و براي خداي يگانه بي شريک انفاقي مي کند، پس برايش به عنوان «عمل پنهاني» نوشته مي شود. سپس او کارش را يادآوري مي کند، در اين وقت عنوان قبلي محو مي شود و «عمل آشکار» برايش نوشته مي شود. آن مرد دوباره عملش را يادآوري مي کند پس عنوان قبلي محو مي شود و برايش «عمل ريايي» نوشته مي شود.»
خطبه دوم: 90/8/6
توصيه مجدد به تقوي:
مناسبتها:
1 روز 6 آبان سالروز شهادت امام جواد(ع).
2 روز 7 آبان برابر با روز اول ذي الحجه سالروز ازدواج حضرت علي(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س). روز ازدواج جوانان.
3 روز 8 آبان سالروز شهادت دانش آموز 13 ساله شهيد حسين فهميده.
4 روز 10 آبان روز شهادت شهيد محراب ايه الله قاضي طباطبايي امام جمعه تبريز.
5 روز 12 آبان روز جمعه خونين مکه و سالروز شهادت شهداي مکه.
6 وضعيت ذلت بار سلطه استکبار جهاني در منطقه:
در هفته ها ي گذشته با اقدامات و اثاري در منطقه و جهان مواجه شده ايم که همگي بيانگر يک نکته مهم در عرصه جهاني است که عبارت است از ذلت استکبار جهاني و کاهش حوزه نفوذ وي بويژه درمنطقه اسلامي.
اوج گرفتن جنبش اعتراضي وال استريت در مجموعه غرب اعم از آمريکا و اروپا آنهم با عنوان جنبش 99 درصد در برابر 1 درصد حاکم يعني مردم معترض 99 در صد هستند که راضي به حکومت 1 در صد سرمايه داري نيستند.
اين حرکت اگر چه از يک نقطه آغاز شد اما امروز به بسياري از نقاط جهان سرايت کرده و به يک جنبش مسري تبديل شده که هر کسي بايک لحظه ارتباط به ان گرايش پيدا مي کند.
نکته دوم سرنگوني ديکتاتور ليبي (قذافي) پس از 42 سال جنايت و خونريزي و ظلم و ستم در حق مظلوم ليبي است که اين ظلم و ستم ها نيز به پشتوانه آمريکا و همراهانش صورت مي گرفت.
اما در نهايت مردم بااراده محکم و استوار خود و مقاومت نه چندان کوتاهشان به پيروزي رسيدند و با کشته شدن او به نتيجه رسيد که مشاهده کرديد باچه وضعيتي کشته شد و با چه خواري و ذلت که عاقبت همه ديکتاتورها نيز همينگونه خواهد بود.
و نکته سوم پيروزي اسلام گرايان در انتخابات تونس بود که با پيروزي مطلق و قريب به اتفاق انجام شد .
اين پيروزي به رغم تلاش هاي پي در پي آمريکا و غرب در 9 ماه گذشته از بيداري اسلامي و پيروزي تونس براي راي نياوردن اسلام گرايان انجام شده که بسيار ارزشمند است چون علاوه بر تشکيل حکومت اسلام در آن کشور نشانگر ماهيت انقلاب هاي منطقه و ماهيت راس همه آنها يعني تونس نيز مي باشد.
نکته چهارم اعلان خروج اجباري آمريکا و نظاميان آنها از کشور اشغال شده عراق است که پس از آنهمه تلاش براي ماندن مجبور شدند بپذيرندکه بايد اين کشور را به خود مردم واگذار نمايند و به اشغال گري پايان دهند.
همه اينها نشانه هايي واضح و روشن از آغاز پيدا امت واحده اسلامي است که مود بشارت مقام معظم رهبري نيز بوده است.
اما نکته مهم تر اينکه همه اين موارد از يک سو به سود امت اسلامي است و از سوي ديگر زمينه هاي ذلت و خواري و فروپاشي بلوک غرب به سردمداري آمريکا را فراهم مي کند و همين سبب شده که آمريکا و سران آن دست پاچه شده و از روي حيرت و سردرگمي مواضعي غير معمول اتخاذ نمايند و هر روز به سويي گرايش پيدا کنند و سخني نا مناسب بگويند.
اتهام ايران و بويژه سپاه قدس به تلاش براي ترور سفير عربستان از همين جهت قابل تحليل است .
و نکته اخيري که در روز و شب گذشته رسانه اي شد موضوع اعلان و اعتراف صريح و ذخالت داشتن در فتنه 88 و تلاش براي سرنگوني نظام از طريق القاي فتنه و جنگ نرم بوده که وزير امور خارجه آمريکا علنا اعلام مي کند که ما تلاش ها کرديم ولي متاسفانه به نتيجه نرسيد و در آخر به اين ذلت مي افتند که چند نفر در ايران به پا خيزند تا ما حمايت کنيم .
اين نهايت واوج ذلت آنها است وهمه اينها به خاط راين است که ملت ايران اسلامي را نشناختند و به خاطر نشناختن اين ملت است که سخنان ياوه مي گويند .
اما بنده عرض مي کنم که هر آنچه منتظر باشيد ملت اتقلابي ما تنها براي شما نوميدي را به ارمغان خواهد آورد و با پيروي از ولايت فقيه و رهبري اسلامي تخم نوميدي و ياس را در دلهاي دشمنان خواهند کاشت همانطوري که در سفر کرمانشاه نشان داندند.
توصيه به تقوي:
قال الامام الجواد(ع) في جواب رجل قال له: اوصني بوصيه جامعه مختصره؟
فقال له: صن نفسک عن عار العاجله و نارالآجله.
امام جواد در پاسخ شخصي که از امام خواست تا او را سفارشي جامعه و کوتاه بنمايد فرمود: نفس خودت را از ننگ امروز و آتش فردا مصون بدار. موسوعه الامام الجواد: 2/329 ح 777.
موضوع: مردم داري در سيره امام جواد(ع)
مردم در اديان الهى و بويژه دين اسلام از جايگاه رفيعى برخوردار هستند، و خداوند نيز براى نشان دادن اين ارزش، رهبران دينى خود را از ميان همان مردم انتخاب نمود و به خاطر همين انتخاب زيبا نيز بر مؤمنان منّت نهاد.
معصومان عليهم السلام نيز به جهت بهره گيرى شان از قرآن و مبدا وحى، و الگو بودنشان براى افراد جامعه، توجّه ويژه اى به مردم داشتند و مردم دارى را كه يكى از موضوعات اخلاق اجتماعى به شمار مى آيد، سر لوحه رفتارهاى عملى خودشان قرار داده اند، كه در اين درس روش ها و نمونه هايى از آنها را به نمايش مى گذاريم.
اگر عبادت بزرگ ترين فلسفه آفرينش است که: «وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالاِْنْسَ اِلاّ لِيَعْبُدُونِ»(1)؛ «جن و انسان را خلق نکردم، مگر به خاطر اينکه عبادتم کنند»، برگزيدگان الهي، عابدترين بندگان خدا خواهند بود و اگر از والاترين مظاهر عبادت، «خدمت به خلق» است که:
«مَنْ سَعي في حاجَةِ اَخيهِ الْمُؤْمِنِ فَکَأَنَّما عَبَدَ اللّه َ تِسْعَةَ آلافِ سَنَةٍ صائِما نَهارَهُ قائِما لَيْلَهُ؛(2) هر فردي که در برآوردن نياز برادر مؤمنش تلاش کند، گويا نُه هزار سال خداوند را عبادت کرده، در حالي که روزها را روزه دار و شبها را شب زنده دار بوده است.»، برگزيدگان الهي، انبيا و معصومان، خدمتگزارترين افراد به مردم خواهند بود؛ زيرا آنان اسوه و شاخص اند و درخت کمال در وجودشان به بالنده ترين شکل سر به فلک کشيده است.
خدمتگزاران واقعي، انبيا و اوصيا و مؤمنان به آنان هستند؛ چه بي پرده و صريح مي توان اين ادعا را در حديث آسماني امام صادق عليه السلام يافت که فرمود: «ما آمَنَ بِاللّه ِ وَلا بِمُحَمَّدٍ وَلا بِعَلِيٍّ مَنْ اِذا اَتاهُ اَخُوهُ الْمُؤْمِنُ في حاجَةٍ لَمْ يَضْحَکْ في وَجْهِهِ فَإِنْ کانَتْ حاجَتُهُ عِنْدَهُ سارَعَ اِلي قَضائِها وَاِنْ لَمْ يَکُنْ عِنْدَهُ تَکَلَّفَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِهِ حَتّي يَقْضِيَها لَهُ فَإِذا کانَ بِخِلافِ ما وَصَفْتُهُ فَلا وَلايَةَ بَيْنَنا وَبَيْنَهُ؛(4) به خدا و محمد صلي الله عليه و آله و علي عليه السلام ايمان نياورده است کسي که هنگامي که برادر ديني اش به خاطر حاجتي نزد او آيد، با خوشرويي برخورد نکند. پس اگر توان دارد، نياز او را به سرعت برطرف کند و اگر توان ندارد با کمک ديگري حل کند، اگر بر خلاف آنچه توصيف کردم باشد، پس بين ما و او ولايتي نخواهد بود.»
با اين ديدگاه، کساني نزد خدا دوست داشتني تر خواهند بود که نسبت به ديگران گامي به اين هدف نزديک تر باشند
همنشيني با مردم:
على بن مهزيار مى گويد: روزى با امام جوادعليه السلام هم سفره شدم و همراه او غذا مى خوردم، كه پرنده ى بريانى را براى ما آوردند و ما با هم خورديم، و امام فرمود: غداى مباركى بود××× (2) كافى: 312/6، ح 5. ×××.
و روايت شده است: روزى كه امام جوادعليه السلام به مدينه آمد، با گروهى از اصحاب و يارانش هم سفره شده و با آنان غذا مى خورد، و پس از غذا دستان مباركش را كه چرب شده بود شست، سپس پيش از آنكه دستانش را با حوله خشك كند، سر و صورت خود را مسح نمود و اين دعا را خواند: »اللّهمّ اجعلنى ممّن لا يرهق وجهه قتر ولا ذلّة«××× (3) محاسن، )برقى(: 426/2، ح 234. بحار الانوار: 358/63، ح 27. ×××.
کمک به مردم د رحد توان:
مردي خدمت امام جواد عليه السلام آمد و گفت: به اندازه جوانمردي ات به من کمک کن. امام فرمود: اين قدر نمي توانم. گفت پس به اندازه جوانمردي خودم، کمک کن. فرمود: اين را مي توانم. اي غلام! صد دينار به او بده.
نيازمندي و مراجعه مردم را قدر بدانيد:
امام جواد(ع) فرمود: ما عَظُمَتْ نِعْمَةُ اللّه ِ عَلي اَحَدٍ اِلاّ عَظُمَتْ عَلَيْهِ حَوائِجُ النّاسِ، فَمَنْ لَمْ يَحْتَمِلْ تِلْکَ الْمَئونَةَ عَرَضَ النِّعْمَةَ لِلزَّوالِ؛ نعمت خدا بر کسي زياد نمي شود، مگر اينکه نياز مردم هم به او بيشتر مي شود. پس کسي که اين زحمت را تحمل نکند، نعمت را در معرض زوال قرار مي دهد.»
هديه دادن به مردم
يكى از روشهاى مردم دارى فرستادن هدايا براى آنان يبه مناسبت هاى مختلف م يباشد، زيرا اين كار موجب محبّت و دوستى ميان دو طرف مى شود، هداياى معصومان عليهم السلام به صورت و گونه هاى مختلفى، به تناسب موارد تقاضا، در منابع تاريخى ديده مى شود، گاهى به فرد متقاضى لباس هديه مى كردند، چنانكه على بن مهزيار مى گويد: امام جوادعليه السلام لباسى از جنس خزّ به من هديه كرده، و فرمود: اين لباسى است كه مى پوشيدم و با آن نماز مى خواندم××× (1) من لايحضره الفقيه، صدوق، ج 1، ص 170، ح 803. ×××.
برخى افراد از روى محبّت و علاقه به معصومان عليهم السلام، مى خواستند يكى از لباس هاى آنان را به جهت تبرّك، در اختيار داشته باشند، حسن بن على وشّاء از جمله ى آن افراد است، ولى هيبت امام عليه السلام، مانع مى شد كه تقاضايش را مطرح كند، او مى گويد: همچنانكه آرزوى خويش را در سر مى پروراندم، امام يكى از پيراهن هاى خود را برايم فرستاد. الخرايج و الجرايح: 383/1، ح 13. ؛ و قاسم بن علاء نيز پيراهنى بر تن داشتكه امام هادى عليه السلام برايش فرستاده بود.
عيادت بيماران
يكى از سنّتهاى پسنديده و مورد توجّه دين اسلام و پيشوايان دينى عيادت بيماران است، انسانى كه رنج و درد جسمى، بستر نشينش كرده و روح و روانش، از پس آن سخت آزرده و رنجور شده است، چشم انتظار حضور دوستان و آشنايانى است كه در طول زندگى با آنان مونس و همدم بوده است.
امام جوادعليه السلام با شنيدن خبر بيمارى يكى از دوستان خويش به عيادتش مى رود، و با حضور بر بالين بيمار و احوالپرسى از او، اميد به زندگى را در وى تقويت مى كند.
احمد بن ابى خلف مى گويد: ديدار امام جوادعليه السلام، نشاط و قوّتى را به جسم و جانم ريخت كه درد را فراموش كردم و همه ى حواسّ من متوجّه حضرتش شد، كنار بسترم نشست و كتابى از يونس بن عبد الرحمان با موضوع اعمال روز و شب و مستحبّات وارده، بالاى سرم بود، امام عليه السلام آن را برداشت و صفحاتى از آن را خواند و تا آخر كتاب ورق زد و به همه ى صفحات آن نگاهى انداخت، و سپس فرمود: خدا يونس را رحمت كند، خدا يونس را رحمت كند، خدا يونس را رحمت كند. رجال كشّى: 484، ح 913، وص 485، ح 916. وسايل الشيعه: 100/27، ح 33319.
شرايط پذيرش خدمت رساني به مردم:
شرط پذيرش هر عملي، از جمله خدمت به مردم، اخلاص است و مؤمن بايد به انگيزه جلب رضايت الهي خدمتگزار عيال اللّه باشد و هرچه ناخالصي در عمل بيشتر باشد، درجه مطلوبيت آن هم پايين تر خواهد آمد. علاوه بر دخالت اخلاص در اصل عمل،(6) از ديدگاه امام جواد عليه السلام در تداوم اعمال نيز بايد اخلاص جاري باشد.
چه بسا عملي که انجام آن با خلوص است، ولي عامل به آن بعد از عمل، آن را به ريا و ناخالصي آلوده و از درجه مقبوليت الهي ساقط مي کند؛ لذا امام جواد عليه السلام فرمود:
«اَلاْءبْقاءُ عَلَي الْعَمَلِ اَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ(7)؛ بقاي بر عمل سخت تر از خود عمل است.» و آن گاه که پرسيدند بقاي بر عمل يعني چه؟ فرمود: «يَصِلُ الرَّجُلَ بِصِلَةٍ وَيُنْفِقُ نَفَقَةً لِلّهِ وَحْدَهُ لا شَريکَ لَهُ فَکُتِبَ لَهُ سِرّا ثُمَّ يَذْکُرُها وتُمْحي فَتُکْتَبُ لَهُ عَلانِيَةً، ثُمَّ يَذْکُرُها فَتُمْحي وَتُکْتَبُ لَهُ رِياءً(8)؛ مردي هديه اي مي دهد و براي خداي يگانه بي شريک انفاقي مي کند، پس برايش به عنوان «عمل پنهاني» نوشته مي شود. سپس او کارش را يادآوري مي کند، در اين وقت عنوان قبلي محو مي شود و «عمل آشکار» برايش نوشته مي شود. آن مرد دوباره عملش را يادآوري مي کند پس عنوان قبلي محو مي شود و برايش «عمل ريايي» نوشته مي شود.»
خطبه دوم: 90/8/6
توصيه مجدد به تقوي:
مناسبتها:
1 روز 6 آبان سالروز شهادت امام جواد(ع).
2 روز 7 آبان برابر با روز اول ذي الحجه سالروز ازدواج حضرت علي(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س). روز ازدواج جوانان.
3 روز 8 آبان سالروز شهادت دانش آموز 13 ساله شهيد حسين فهميده.
4 روز 10 آبان روز شهادت شهيد محراب ايه الله قاضي طباطبايي امام جمعه تبريز.
5 روز 12 آبان روز جمعه خونين مکه و سالروز شهادت شهداي مکه.
6 وضعيت ذلت بار سلطه استکبار جهاني در منطقه:
در هفته ها ي گذشته با اقدامات و اثاري در منطقه و جهان مواجه شده ايم که همگي بيانگر يک نکته مهم در عرصه جهاني است که عبارت است از ذلت استکبار جهاني و کاهش حوزه نفوذ وي بويژه درمنطقه اسلامي.
اوج گرفتن جنبش اعتراضي وال استريت در مجموعه غرب اعم از آمريکا و اروپا آنهم با عنوان جنبش 99 درصد در برابر 1 درصد حاکم يعني مردم معترض 99 در صد هستند که راضي به حکومت 1 در صد سرمايه داري نيستند.
اين حرکت اگر چه از يک نقطه آغاز شد اما امروز به بسياري از نقاط جهان سرايت کرده و به يک جنبش مسري تبديل شده که هر کسي بايک لحظه ارتباط به ان گرايش پيدا مي کند.
نکته دوم سرنگوني ديکتاتور ليبي (قذافي) پس از 42 سال جنايت و خونريزي و ظلم و ستم در حق مظلوم ليبي است که اين ظلم و ستم ها نيز به پشتوانه آمريکا و همراهانش صورت مي گرفت.
اما در نهايت مردم بااراده محکم و استوار خود و مقاومت نه چندان کوتاهشان به پيروزي رسيدند و با کشته شدن او به نتيجه رسيد که مشاهده کرديد باچه وضعيتي کشته شد و با چه خواري و ذلت که عاقبت همه ديکتاتورها نيز همينگونه خواهد بود.
و نکته سوم پيروزي اسلام گرايان در انتخابات تونس بود که با پيروزي مطلق و قريب به اتفاق انجام شد .
اين پيروزي به رغم تلاش هاي پي در پي آمريکا و غرب در 9 ماه گذشته از بيداري اسلامي و پيروزي تونس براي راي نياوردن اسلام گرايان انجام شده که بسيار ارزشمند است چون علاوه بر تشکيل حکومت اسلام در آن کشور نشانگر ماهيت انقلاب هاي منطقه و ماهيت راس همه آنها يعني تونس نيز مي باشد.
نکته چهارم اعلان خروج اجباري آمريکا و نظاميان آنها از کشور اشغال شده عراق است که پس از آنهمه تلاش براي ماندن مجبور شدند بپذيرندکه بايد اين کشور را به خود مردم واگذار نمايند و به اشغال گري پايان دهند.
همه اينها نشانه هايي واضح و روشن از آغاز پيدا امت واحده اسلامي است که مود بشارت مقام معظم رهبري نيز بوده است.
اما نکته مهم تر اينکه همه اين موارد از يک سو به سود امت اسلامي است و از سوي ديگر زمينه هاي ذلت و خواري و فروپاشي بلوک غرب به سردمداري آمريکا را فراهم مي کند و همين سبب شده که آمريکا و سران آن دست پاچه شده و از روي حيرت و سردرگمي مواضعي غير معمول اتخاذ نمايند و هر روز به سويي گرايش پيدا کنند و سخني نا مناسب بگويند.
اتهام ايران و بويژه سپاه قدس به تلاش براي ترور سفير عربستان از همين جهت قابل تحليل است .
و نکته اخيري که در روز و شب گذشته رسانه اي شد موضوع اعلان و اعتراف صريح و ذخالت داشتن در فتنه 88 و تلاش براي سرنگوني نظام از طريق القاي فتنه و جنگ نرم بوده که وزير امور خارجه آمريکا علنا اعلام مي کند که ما تلاش ها کرديم ولي متاسفانه به نتيجه نرسيد و در آخر به اين ذلت مي افتند که چند نفر در ايران به پا خيزند تا ما حمايت کنيم .
اين نهايت واوج ذلت آنها است وهمه اينها به خاط راين است که ملت ايران اسلامي را نشناختند و به خاطر نشناختن اين ملت است که سخنان ياوه مي گويند .
اما بنده عرض مي کنم که هر آنچه منتظر باشيد ملت اتقلابي ما تنها براي شما نوميدي را به ارمغان خواهد آورد و با پيروي از ولايت فقيه و رهبري اسلامي تخم نوميدي و ياس را در دلهاي دشمنان خواهند کاشت همانطوري که در سفر کرمانشاه نشان داندند.








