خطبه اول: 90/7/8
توصيه به تقوي:
عن رسول الله(ص): لاتختلفوا فتختلف قلوبکم. کنزالعمال: 1/177 ح 895.
پيامبر اسلام فرمود: با يکديگر در رفتارها اختلاف نکنيد چرا که با اين روش دلهايتان نيز به اختلاف و تفرقه و کينه کشيده مي شود.
موضوع: نگاهي به شخصيت حضرت فاطمه معصومه (س):
به گفته محدث بزرگ حاج شيخ عباس قمي و نويسنده کتاب قاموس الرجال در ميان فرزندان امام موسي بن جعفر عليه السلام بعد از امام رضا عليه السلام حضرت معصومه (س) برترين و گران سنگ ترين آنها به شمار مي آيدو داراي موقعيت معنوي بالايي است چناتنکه امام رضا عليه السلام که در زيارتنامه حضرت معصومه (س) در بزرگداشت و تجليل آن حضرت او را داراي منزلت رفيع در نزد خداوند مي خوانند.
در تاريخ اسلام به بانوان با فضيلت و صاحب حديثي برمي خوريم که نام خود را در زمره محدثان ثبت کرده اند. حضرت معصومه (س) يکي از زنان بزرگ اهل بيت در اين زمينه است.
يارتنامه
حضرت معصومه در ميان امامزادگان، از امامزادگان نادري است که برايش زيارتنامه مخصوص از جانب امام معصوم عليه السلام نقل شده است و به مقام شامخ آن حضرت اشاره شده است.
7- لقب
لقب معصومه از جانب حضرت امام رضا عليه السلام به دليل مراتب تقوي و پرهيزگاري ـ تنها به فاطمه معصومه (س) در ميان دختران حضرت امام موسي بن جعفر عليه السلام ـ اعطا گرديد؛ خانمي که در اقتدا به پدر بزرگوارش، بسياري از ساعات زندگي اش، به عبادت و راز و نياز با خدا سپري شد.
بارگاه فاطمه معصومه (س) و تجليگاه فاطمه زهرا (س(
مرجع عظيم الشأن مرحوم آيت الله العظمي نجفي مرعشي رحمه الله فرمود: پدرم مرحوم آيت الله علامه سيدمحمود مرعشي که در نجف اشرف مي زيست علاقه مند بود که به طريقي، محل قبر جده اش حضرت زهرا (س) را بيابد، براي اين مقصود ختم مجربي انتخاب نمود و چهل شب به آن مداومت نمود. شب چهلم بعد از انجام ختم و توسل فراوان به بستر خواب رفت، در عالم خواب به محضر امام باقر عليه السلام رسيد، امام به او فرمود: «عليک بکريمة اهل البيت» به دامن کريمه اهل بيت چنگ بزن، ايشان تصور کرد منظور امام عليه السلام حضرت زهرا (س) است، عرض کرد: آري قربانت گردم من نيز ختم را براي همين امر گرفتم. امام فرمود: منظور من قبر شريف حضرت معصومه در قم است سپس افزود: بخاطر مصالحي خداوند اراده نموده که قبر حضرت زهرا (س) مخفي باشد از اين رو قبر حضرت معصومه (س) را تجليگاه قبر حضرت زهرا (س) قرار داده است. در زيارت نامه حضرت معصومه که بوسيله امام رضا عليه السلام نقل شده عنوان شده است اي دختر رسول خدا، اي دختر فاطمه و خديجه و... اين تعابير در مورد حضرت معصومه آنهم از زبان امامي معصوم فقط بيانگر شرافت خانوادگي نيست بلکه علاوه بر آن اشاره به مقامات عالي و ملکوتي و معنوي حضرت دارد.
شفاعت حضرت معصومه:
روى القاضى نور اللّه عن الصادق عليه السلام قال:
«ان للّه حرماً و هو مکه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدينة ألا وان لاميرالمؤمنين عليه السلام حرماً و هو الکوفه الا و انَّ قم الکوفة الصغيرة ألا ان للجنة ثمانيه ابواب ثلاثه منها الى قم تقبض فيها امراة من ولدى اسمها فاطمه بنت موسى عليهاالسلام و تدخل بشفاعتها شيعتى الجنة با جمعهم .»
«خداوند حرمى دارد که مکه است. پيامبر حرمى دارد و آن مدينه است. و حضرت على (ع) حرمى دارد و آن کوفه است .و قم کوفه کوچک است که از 8 درب بهشت، سه درب آن به قم باز مى شود. زنى از فرزندان من در قم از دنيا مى رود که اسمش فاطمه دختر موسى (ع) است و به شفاعت او همه شيعيان من وارد بهشت مى شوند . »
توجهي کوتاه به شخصيت احمد بن موسي (شاهچراغ)
مادرش بانويي گرانقدر به نام ام احمد است.
در خصوص رابطه احمد با پدرش اين اندازه آورده اند كه امام كاظم(ع) او را دوست داشت و ملكي از خود را بدو بخشيد و او را به بخشندگي و دليري ستود.
مورخان گزارش داده اند كه پس از شهادت امام كاظم(ع)، مردم مدينه به لحاظ شخصيتي كه احمد داشت، به در خانه او رفته و با وي بيعت كردند و او پيشاپيش جمعيت به مسجد پيغمبر رفت و خطبه اي خواند و به مردم گفت: "اي كساني كه با من بيعت نموده ايد! بدانيد كه من خودم با برادرم علي (علي بن موسي الرضا(ع)) بيعت كرده ام و او واجب الاطاعة است. بر من و شما است كه از او اطاعت كنيم". سپس از منبر پايين آمده و به اتفاق همه مردم به در خانه برادرش رفته و با حضرت بيعت كردند.
خطبه دوم:
توصيه به تقوي:
مناسبتها:
1 دهه کرامت و ضرورت برگزاري جشن هاي اين دهه با رويکرد تبيين معارف اهل البيت.
2 هفته نيروي انتظامي.
مراسم دانش آموختگى دانشجويان دانشگاه علوم انتظامى با حضور رهبر معظم انقلاب اسلامى برگزار شد.
رهبر انقلاب اسلامى در سخنانى در اين مراسم، كاركنان و فرماندهان نيروهاى انتظامى به عنوان حافظان امنيت، آسايش و آرامش مردم را «مجاهدان واقعى فى سبيل الله» خواندند و تأكيد كردند: «نيروى انتظامى همواره بايد هم مظهر اقتدار و نظم و هم مظهر مهربانى، رأفت و رحمت در جامعه باشد.»
كاركنان و فرماندهان نيروى انتظامى در كشور ما از جمله بخش هاى خدومى هستند كه در راه انجام وظيفه خويش علاوه بر سختى ها و آسيب هايى كه تحمل مى كنند، رشادت ها و جانفشانى هاى فراوانى نيز به منصه ظهور مى رسانند كه يك مورد از ميان موارد متعدد و مختلف آن مبارزه شجاعانه با مواد مخدر و نيز تلاش براى مقابله با ناامنى اى است كه اشرار و... ايجاد مى كنند. ايشان امنيت - اعم از امنيت اجتماعى و امنيت اخلاقى و روانى - را از اركان پيشرفت و سربلندى كشور خواندند و خاطرنشان كردند: «يكى از روشهاى استكبار براى مقابله با ملتهاى مستقل، ايجاد ناامنى اجتماعى و همچنين ناامنى اخلاقى و روحى در جامعه است.»
نظم و امنيت از ضروريات حيات اجتماعى اند. مرور واقع بينانه تاريخ تحولات جوامع به ما يادآور مى شود كه ايجاد و حفظ نظم و امنيت را نبايد صرفا ً از يك سازمان توقع داشت بلكه بايد آن را يك كاركرد فرابخشى و چندوجهى حكومتى و مردمى دانست. در واقع برقرارى نظم و امنيت و پايدارى آن، وابسته به كاركرد نهادهاى اجتماعى از جمله خانواده، آموزش و پرورش، رسانه ها، نهادهاى حقوقى، قضايى، انتظامى و... است.
در اين ميان، در يك نظام حكومتى ارزش مدار و مردمى كه نظم امور در گرو حضور و مشاركت هوشيارانه مردم و تثبيت ارزش هاست، مى توان انتظار داشت سطح بالايى از نظم و امنيت مستقر و پابرجا باشد. از سوى ديگر، برعكس در جوامعى كه نظم و امنيت را يك وضعيت و نه يك فرايند مى دانند و به نقش و كاركرد نهادهاى مختلف اجتماعى در ايجاد و حفظ امنيت توجه ندارند و آن را فقط در سازوكارهاى سازمانى و بيرونى جست و جو مى كنند، نظم و امنيت خصلتى شكننده و ناپايدار مى يابد.
با اين مقدمه كوتاه، يادآور اين واقعيت ارزشمند مى شوم كه امروزه در نظام جمهورى اسلامى، وجود پليس خدمتگزار كه برخاسته از ارزش هاى مورد تأييد مردم، در كنار مردم و همسو با مطالبات آنان است، نعمتى است بزرگ كه جا دارد شكرگزار آن باشيم.
چنانچه نگاهى ولو كوتاه به تاريخ شكل گيرى و روند تحول پليس ايران در پيش از انقلاب داشته باشيم، مى بينيم كه سازمان پليس كشور بدين منظور شكل گرفت كه در وهله اول حافظ امنيت و منافع رژيمى غيرمردمى باشد. در چنين ساختارى نظم و امنيت دولتمردان و حفظ منافع آنان اولويتى بيش از امنيت و منافع مردم داشت. از سوى ديگر دولتمردان رژيم ستمشاهى به اشتباه تصور مى كردند كه با استقرار يك سازمان پليسى متكى به مستشاران خارجى، قادر به تأمين نظم و امنيت براى خود خواهند بود.
وقوع انقلاب شكوهمند اسلامى و فروپاشى پايه هاى نظام طاغوت، نشان داد كه سازوكارهاى پليس غيرمردمى و خارجى تا چه اندازه شكننده و ناپايدار است. اكنون با گذشت 3 دهه از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى، نيروى انتظامى در جامعه ما با اتخاذ رويكردى درست، با اتكا به ارزش هاى بنيادين اسلامى و پايبندى به رعايت منافع مردم و مصالح جامعه، تجربه اى موفق و ماندگار را در معرض داورى عموم قرار داده است.
پليس خدمتگزار در كشور ما راهبرد «جامعه محور» را مبناى عمل خود قرار داده است. در اين راهبرد، اساسى ترين عامل در توليد امنيت، خواست و مشاركت مردم است و پليس به امنيت مردم بها و اولويتى ويژه مى دهد. در اين راهبرد، امنيت، يك فرايند است و نه يك وضعيت و لذا پايدار بودن آن اهميت دارد و نه برقرار بودن آن. همچنين احساس امنيت، اولويتى بالا دارد و به آرامش روانى مردم توجه زيادى مى شود. بدين منظور نقش مردم در ايجاد و پايدارى امنيت يك اصل مهم تلقى شده و همكارى پليس و مردم براى تأمين امنيت جامعه، يك ارتباط باارزش و اثرگذار ارزيابى مى شود. بنابراين اگر اينك پليس ايران را در استقرار نظم و امنيت موفق قلمداد مى كنيم، جا دارد قدردان ذكاوت، هوشمندى و پايبندى نيروى انتظامى در اجراى اصول راهبرد «جامعه محور» باشيم.
همچنين جا دارد قدردان تلاش بى وقفه و بدون منت پليس خدمتگزار در عرصه هاى عمل و رفتار باشيم؛ چرا كه نتيجه حسن عملكرد پليس، جلب اعتماد و مشاركت مردم و دستيابى به سطحى بالا از امنيت فراگير در كشور است. در واقع اگر امروز هفته نيروى انتظامى فرصتى براى بازانديشى درباره كاركردهاى پليس قلمداد مى شود، نمى توان نسبت به عملكرد موفق پليس ايران در اتخاذ رويكردى درست و تعهد نسبت به اجراى صحيح آن بى تفاوت بود. مسلماً آحاد جامعه قدردان خدمتگزارانى هستند كه به دور از شعار و هياهو، عملگرايى و خدمت بدون منت را اساس كار خود قرار داده، مردم را زير سايه چتر فراگير امنيت گرفته و زمينه بالندگى و شكوفايى را براى جامعه ايران اسلامى مهيا ساخته اند.
3 بيداري اسلامي و فراگيري مبارزه با استکبار در منطقه:
حرکت بيداري اسلامي که در يکسال گذشته در منطقه و کشورهاي عربي آغاز شده و روند بسيار پرشتابي را به خود گرفته است يک حرکت با عظمت و بي نظيري در تاريخ است که در گذشته غير از انقلاب اسلامي ايران شاهد آن نبوده ايم و در آينده نيز بعيد به نظر مي رسد مشابه اي داشته باشد.
خود غربي ها نيز به اين نکته اعتراف کرده اند و آن را يک دو مينوي سياسي تعبير مي کنند يعني يک بازي آجر چيني شروع شده که وقتي يک آجر بيافتد بقيه نيز خحواهد افتاد تا به آخر برسد و از اين رو اين حرکت ادامه خواهد داشت و براحتي به پايان نخواهد رسيد.
اما نکته مهم اين است که محتواي اين انقلابات همگي با روحيه استکبار ستيزي و گرايش به اسلام انجام مي شود .
وو دشمن از تغيير و تحول در منطقه ناراحت نيست بلکه از اين ناراحت است که چرا رويکرد تغيير و تحولات اسلامي شده و چرا محور تحول و تغيير گرايش به استکبار ستيزي شده و منشا آن را نيز ايران مي دانند.
تلاش دشمن د زمبارزه با اين حرکت:
و از اين رو تلاش آنان اين است که اولا: اين حرکت را بازدارند و در اين مسيثر از هيچ اقدامي کوتاهي نمي کنند .
حمايت شديد از رژيم بحرين و ديکتاتور يمن براي چه مي تواند باشد ايا تنها براي دفاع از شخص است و يا نگهداري قذافي در ليبي براي چه بود ؟ براي اين بود ه که اين بازي دو مينو در يکجا بايستد و ر يزش ها متوقف شود.
و ثانيا: به دنبال اين هستند که در هر کجا قبل پيروزي مردم آنها حضور پيدا کنند تا پيروزي مردمي را به نفع خودشان تحليل کرده و به اثبات برسانند از اين رو مي بينيد در ليبي و ساير کشورها با ترفند هاي گوناگون حضور پيدا مي کنند و يا چنانچه حضور مستقيم آنان ممکن نباشد با وعده ها زمينه حضور خود را فراهم نمايند.
و ثالثا: اينکه هرکسي علمداري ايران اسلامي را در اين حرکت بپذيرد و بر زبان جاري سازد اگر بتوانند او را ا زميان بردارند تا رد پاي علمداري ايران در اين حرکت انقلابي مردم و رهبري اينده اين حرکت نمايان نشود و به نفع خودشان تمام شود. ترور رباني رييس جمهوري سابق افغانستان نيز در همين راستا قابل تحليل است. چرا که او اين علمداري را در همايش بيداري اسلامي بر زبان آورد.
توصيه به تقوي:
عن رسول الله(ص): لاتختلفوا فتختلف قلوبکم. کنزالعمال: 1/177 ح 895.
پيامبر اسلام فرمود: با يکديگر در رفتارها اختلاف نکنيد چرا که با اين روش دلهايتان نيز به اختلاف و تفرقه و کينه کشيده مي شود.
موضوع: نگاهي به شخصيت حضرت فاطمه معصومه (س):
به گفته محدث بزرگ حاج شيخ عباس قمي و نويسنده کتاب قاموس الرجال در ميان فرزندان امام موسي بن جعفر عليه السلام بعد از امام رضا عليه السلام حضرت معصومه (س) برترين و گران سنگ ترين آنها به شمار مي آيدو داراي موقعيت معنوي بالايي است چناتنکه امام رضا عليه السلام که در زيارتنامه حضرت معصومه (س) در بزرگداشت و تجليل آن حضرت او را داراي منزلت رفيع در نزد خداوند مي خوانند.
در تاريخ اسلام به بانوان با فضيلت و صاحب حديثي برمي خوريم که نام خود را در زمره محدثان ثبت کرده اند. حضرت معصومه (س) يکي از زنان بزرگ اهل بيت در اين زمينه است.
يارتنامه
حضرت معصومه در ميان امامزادگان، از امامزادگان نادري است که برايش زيارتنامه مخصوص از جانب امام معصوم عليه السلام نقل شده است و به مقام شامخ آن حضرت اشاره شده است.
7- لقب
لقب معصومه از جانب حضرت امام رضا عليه السلام به دليل مراتب تقوي و پرهيزگاري ـ تنها به فاطمه معصومه (س) در ميان دختران حضرت امام موسي بن جعفر عليه السلام ـ اعطا گرديد؛ خانمي که در اقتدا به پدر بزرگوارش، بسياري از ساعات زندگي اش، به عبادت و راز و نياز با خدا سپري شد.
بارگاه فاطمه معصومه (س) و تجليگاه فاطمه زهرا (س(
مرجع عظيم الشأن مرحوم آيت الله العظمي نجفي مرعشي رحمه الله فرمود: پدرم مرحوم آيت الله علامه سيدمحمود مرعشي که در نجف اشرف مي زيست علاقه مند بود که به طريقي، محل قبر جده اش حضرت زهرا (س) را بيابد، براي اين مقصود ختم مجربي انتخاب نمود و چهل شب به آن مداومت نمود. شب چهلم بعد از انجام ختم و توسل فراوان به بستر خواب رفت، در عالم خواب به محضر امام باقر عليه السلام رسيد، امام به او فرمود: «عليک بکريمة اهل البيت» به دامن کريمه اهل بيت چنگ بزن، ايشان تصور کرد منظور امام عليه السلام حضرت زهرا (س) است، عرض کرد: آري قربانت گردم من نيز ختم را براي همين امر گرفتم. امام فرمود: منظور من قبر شريف حضرت معصومه در قم است سپس افزود: بخاطر مصالحي خداوند اراده نموده که قبر حضرت زهرا (س) مخفي باشد از اين رو قبر حضرت معصومه (س) را تجليگاه قبر حضرت زهرا (س) قرار داده است. در زيارت نامه حضرت معصومه که بوسيله امام رضا عليه السلام نقل شده عنوان شده است اي دختر رسول خدا، اي دختر فاطمه و خديجه و... اين تعابير در مورد حضرت معصومه آنهم از زبان امامي معصوم فقط بيانگر شرافت خانوادگي نيست بلکه علاوه بر آن اشاره به مقامات عالي و ملکوتي و معنوي حضرت دارد.
شفاعت حضرت معصومه:
روى القاضى نور اللّه عن الصادق عليه السلام قال:
«ان للّه حرماً و هو مکه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدينة ألا وان لاميرالمؤمنين عليه السلام حرماً و هو الکوفه الا و انَّ قم الکوفة الصغيرة ألا ان للجنة ثمانيه ابواب ثلاثه منها الى قم تقبض فيها امراة من ولدى اسمها فاطمه بنت موسى عليهاالسلام و تدخل بشفاعتها شيعتى الجنة با جمعهم .»
«خداوند حرمى دارد که مکه است. پيامبر حرمى دارد و آن مدينه است. و حضرت على (ع) حرمى دارد و آن کوفه است .و قم کوفه کوچک است که از 8 درب بهشت، سه درب آن به قم باز مى شود. زنى از فرزندان من در قم از دنيا مى رود که اسمش فاطمه دختر موسى (ع) است و به شفاعت او همه شيعيان من وارد بهشت مى شوند . »
توجهي کوتاه به شخصيت احمد بن موسي (شاهچراغ)
مادرش بانويي گرانقدر به نام ام احمد است.
در خصوص رابطه احمد با پدرش اين اندازه آورده اند كه امام كاظم(ع) او را دوست داشت و ملكي از خود را بدو بخشيد و او را به بخشندگي و دليري ستود.
مورخان گزارش داده اند كه پس از شهادت امام كاظم(ع)، مردم مدينه به لحاظ شخصيتي كه احمد داشت، به در خانه او رفته و با وي بيعت كردند و او پيشاپيش جمعيت به مسجد پيغمبر رفت و خطبه اي خواند و به مردم گفت: "اي كساني كه با من بيعت نموده ايد! بدانيد كه من خودم با برادرم علي (علي بن موسي الرضا(ع)) بيعت كرده ام و او واجب الاطاعة است. بر من و شما است كه از او اطاعت كنيم". سپس از منبر پايين آمده و به اتفاق همه مردم به در خانه برادرش رفته و با حضرت بيعت كردند.
خطبه دوم:
توصيه به تقوي:
مناسبتها:
1 دهه کرامت و ضرورت برگزاري جشن هاي اين دهه با رويکرد تبيين معارف اهل البيت.
2 هفته نيروي انتظامي.
مراسم دانش آموختگى دانشجويان دانشگاه علوم انتظامى با حضور رهبر معظم انقلاب اسلامى برگزار شد.
رهبر انقلاب اسلامى در سخنانى در اين مراسم، كاركنان و فرماندهان نيروهاى انتظامى به عنوان حافظان امنيت، آسايش و آرامش مردم را «مجاهدان واقعى فى سبيل الله» خواندند و تأكيد كردند: «نيروى انتظامى همواره بايد هم مظهر اقتدار و نظم و هم مظهر مهربانى، رأفت و رحمت در جامعه باشد.»
كاركنان و فرماندهان نيروى انتظامى در كشور ما از جمله بخش هاى خدومى هستند كه در راه انجام وظيفه خويش علاوه بر سختى ها و آسيب هايى كه تحمل مى كنند، رشادت ها و جانفشانى هاى فراوانى نيز به منصه ظهور مى رسانند كه يك مورد از ميان موارد متعدد و مختلف آن مبارزه شجاعانه با مواد مخدر و نيز تلاش براى مقابله با ناامنى اى است كه اشرار و... ايجاد مى كنند. ايشان امنيت - اعم از امنيت اجتماعى و امنيت اخلاقى و روانى - را از اركان پيشرفت و سربلندى كشور خواندند و خاطرنشان كردند: «يكى از روشهاى استكبار براى مقابله با ملتهاى مستقل، ايجاد ناامنى اجتماعى و همچنين ناامنى اخلاقى و روحى در جامعه است.»
نظم و امنيت از ضروريات حيات اجتماعى اند. مرور واقع بينانه تاريخ تحولات جوامع به ما يادآور مى شود كه ايجاد و حفظ نظم و امنيت را نبايد صرفا ً از يك سازمان توقع داشت بلكه بايد آن را يك كاركرد فرابخشى و چندوجهى حكومتى و مردمى دانست. در واقع برقرارى نظم و امنيت و پايدارى آن، وابسته به كاركرد نهادهاى اجتماعى از جمله خانواده، آموزش و پرورش، رسانه ها، نهادهاى حقوقى، قضايى، انتظامى و... است.
در اين ميان، در يك نظام حكومتى ارزش مدار و مردمى كه نظم امور در گرو حضور و مشاركت هوشيارانه مردم و تثبيت ارزش هاست، مى توان انتظار داشت سطح بالايى از نظم و امنيت مستقر و پابرجا باشد. از سوى ديگر، برعكس در جوامعى كه نظم و امنيت را يك وضعيت و نه يك فرايند مى دانند و به نقش و كاركرد نهادهاى مختلف اجتماعى در ايجاد و حفظ امنيت توجه ندارند و آن را فقط در سازوكارهاى سازمانى و بيرونى جست و جو مى كنند، نظم و امنيت خصلتى شكننده و ناپايدار مى يابد.
با اين مقدمه كوتاه، يادآور اين واقعيت ارزشمند مى شوم كه امروزه در نظام جمهورى اسلامى، وجود پليس خدمتگزار كه برخاسته از ارزش هاى مورد تأييد مردم، در كنار مردم و همسو با مطالبات آنان است، نعمتى است بزرگ كه جا دارد شكرگزار آن باشيم.
چنانچه نگاهى ولو كوتاه به تاريخ شكل گيرى و روند تحول پليس ايران در پيش از انقلاب داشته باشيم، مى بينيم كه سازمان پليس كشور بدين منظور شكل گرفت كه در وهله اول حافظ امنيت و منافع رژيمى غيرمردمى باشد. در چنين ساختارى نظم و امنيت دولتمردان و حفظ منافع آنان اولويتى بيش از امنيت و منافع مردم داشت. از سوى ديگر دولتمردان رژيم ستمشاهى به اشتباه تصور مى كردند كه با استقرار يك سازمان پليسى متكى به مستشاران خارجى، قادر به تأمين نظم و امنيت براى خود خواهند بود.
وقوع انقلاب شكوهمند اسلامى و فروپاشى پايه هاى نظام طاغوت، نشان داد كه سازوكارهاى پليس غيرمردمى و خارجى تا چه اندازه شكننده و ناپايدار است. اكنون با گذشت 3 دهه از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى، نيروى انتظامى در جامعه ما با اتخاذ رويكردى درست، با اتكا به ارزش هاى بنيادين اسلامى و پايبندى به رعايت منافع مردم و مصالح جامعه، تجربه اى موفق و ماندگار را در معرض داورى عموم قرار داده است.
پليس خدمتگزار در كشور ما راهبرد «جامعه محور» را مبناى عمل خود قرار داده است. در اين راهبرد، اساسى ترين عامل در توليد امنيت، خواست و مشاركت مردم است و پليس به امنيت مردم بها و اولويتى ويژه مى دهد. در اين راهبرد، امنيت، يك فرايند است و نه يك وضعيت و لذا پايدار بودن آن اهميت دارد و نه برقرار بودن آن. همچنين احساس امنيت، اولويتى بالا دارد و به آرامش روانى مردم توجه زيادى مى شود. بدين منظور نقش مردم در ايجاد و پايدارى امنيت يك اصل مهم تلقى شده و همكارى پليس و مردم براى تأمين امنيت جامعه، يك ارتباط باارزش و اثرگذار ارزيابى مى شود. بنابراين اگر اينك پليس ايران را در استقرار نظم و امنيت موفق قلمداد مى كنيم، جا دارد قدردان ذكاوت، هوشمندى و پايبندى نيروى انتظامى در اجراى اصول راهبرد «جامعه محور» باشيم.
همچنين جا دارد قدردان تلاش بى وقفه و بدون منت پليس خدمتگزار در عرصه هاى عمل و رفتار باشيم؛ چرا كه نتيجه حسن عملكرد پليس، جلب اعتماد و مشاركت مردم و دستيابى به سطحى بالا از امنيت فراگير در كشور است. در واقع اگر امروز هفته نيروى انتظامى فرصتى براى بازانديشى درباره كاركردهاى پليس قلمداد مى شود، نمى توان نسبت به عملكرد موفق پليس ايران در اتخاذ رويكردى درست و تعهد نسبت به اجراى صحيح آن بى تفاوت بود. مسلماً آحاد جامعه قدردان خدمتگزارانى هستند كه به دور از شعار و هياهو، عملگرايى و خدمت بدون منت را اساس كار خود قرار داده، مردم را زير سايه چتر فراگير امنيت گرفته و زمينه بالندگى و شكوفايى را براى جامعه ايران اسلامى مهيا ساخته اند.
3 بيداري اسلامي و فراگيري مبارزه با استکبار در منطقه:
حرکت بيداري اسلامي که در يکسال گذشته در منطقه و کشورهاي عربي آغاز شده و روند بسيار پرشتابي را به خود گرفته است يک حرکت با عظمت و بي نظيري در تاريخ است که در گذشته غير از انقلاب اسلامي ايران شاهد آن نبوده ايم و در آينده نيز بعيد به نظر مي رسد مشابه اي داشته باشد.
خود غربي ها نيز به اين نکته اعتراف کرده اند و آن را يک دو مينوي سياسي تعبير مي کنند يعني يک بازي آجر چيني شروع شده که وقتي يک آجر بيافتد بقيه نيز خحواهد افتاد تا به آخر برسد و از اين رو اين حرکت ادامه خواهد داشت و براحتي به پايان نخواهد رسيد.
اما نکته مهم اين است که محتواي اين انقلابات همگي با روحيه استکبار ستيزي و گرايش به اسلام انجام مي شود .
وو دشمن از تغيير و تحول در منطقه ناراحت نيست بلکه از اين ناراحت است که چرا رويکرد تغيير و تحولات اسلامي شده و چرا محور تحول و تغيير گرايش به استکبار ستيزي شده و منشا آن را نيز ايران مي دانند.
تلاش دشمن د زمبارزه با اين حرکت:
و از اين رو تلاش آنان اين است که اولا: اين حرکت را بازدارند و در اين مسيثر از هيچ اقدامي کوتاهي نمي کنند .
حمايت شديد از رژيم بحرين و ديکتاتور يمن براي چه مي تواند باشد ايا تنها براي دفاع از شخص است و يا نگهداري قذافي در ليبي براي چه بود ؟ براي اين بود ه که اين بازي دو مينو در يکجا بايستد و ر يزش ها متوقف شود.
و ثانيا: به دنبال اين هستند که در هر کجا قبل پيروزي مردم آنها حضور پيدا کنند تا پيروزي مردمي را به نفع خودشان تحليل کرده و به اثبات برسانند از اين رو مي بينيد در ليبي و ساير کشورها با ترفند هاي گوناگون حضور پيدا مي کنند و يا چنانچه حضور مستقيم آنان ممکن نباشد با وعده ها زمينه حضور خود را فراهم نمايند.
و ثالثا: اينکه هرکسي علمداري ايران اسلامي را در اين حرکت بپذيرد و بر زبان جاري سازد اگر بتوانند او را ا زميان بردارند تا رد پاي علمداري ايران در اين حرکت انقلابي مردم و رهبري اينده اين حرکت نمايان نشود و به نفع خودشان تمام شود. ترور رباني رييس جمهوري سابق افغانستان نيز در همين راستا قابل تحليل است. چرا که او اين علمداري را در همايش بيداري اسلامي بر زبان آورد.








