2026 August 18 - سه شنبه 27 مرداد 1405
شيوه هاي تربيتي و آموزشي در سيره امام صادق(ع)
کد خبر: ٣٢٧ تاریخ انتشار: ٠١ مهر ١٣٩٠ - ١٧:١٦ تعداد بازدید: 1535
صفحه نخست » خطبه سال 90 به قبل » خطبه های نماز جمعه
شيوه هاي تربيتي و آموزشي در سيره امام صادق(ع)

خطبه اول: 90/7/1

توصيه به تقوي:

عن علي (ع) في توصيف المتقين: ان نسيت الخير ذکروک و ان عملت به اعانوک.

امام علي(ع) در بيان اوصاف پرهيزکاران فرمود: اين چنين هستند اگر کار خير و خوبي را فراموش کني به يادت مي آورند و به آن عمل نمايي ياريت مي کنند.

موضوع: شيوه هاي تربيتي و آموزشي در سيره امام صادق(ع):

يکي از نکات مهم در تعليم و تربيت توجه شخص مربي به نوع برقراري ارتباط با فرد و يا گروه مورد تربيت وي مي باشد يعني توجه داشته باشد که تاثير گذاري گفتار و سخنان مربي زماني بيشتر مي شود که ارتباط مربي با دانش آموزان و افراد تحت تربيت وي استمراري و عميق باشد.

اين نکته تربيتي و آموزشي در سيره امام صادق به عنوان بزرگ مربي جهان بشريت بسيار مورد توجه بوده و هست و براي امروز ما نيز مي تواند موثر واقع بشود.

دوران 34 ساله امامت امام جعفرصادق (عليه السلام) فرصتي طلايي بود تا تشنه کامانِ معارفِ نابِ الهي را از سرچشمه زلال وحي سيراب سازد و در اين خلال، برخوردهاي آن حضرت با گروه هاي دگر انديش سازنده و آموزنده بود.

 هنگامي که مفضل عليه زنديقي، عتاب آميز صحبت کرد، آن زنديق نتوانست تعجب خود را پنهان کند و گفت گمان نمي برم شما از حلقه شاگردان جعفر صادق باشيد چه اين که ايشان رفتاري بس ملايم تر و خوشايندتر از اين جوش و خروش شما دارد. «عنوان بصري» مي گويد، من از محضر مالک بن انس دانش فرا مي گرفتم و بنا را بر آن گذاشتم که از محضر جعفربن محمد(عليه السلام) نيز دانش فرا بگيرم و بعد از اجازه بر او وارد شدم و گفتم: السلام علي الشريف و او در جوابم فرمود: أدخل علي برکة اللّه!

آن حضرت که با زنادقه و مخالفان اين نوع برخورد کريمانه را دارد، به يقين با اصحاب و شاگردان خاص خويش، رفتاري والاتر از اين خواهد داشت. او سال ها بر کرسي درس و منبر پيامبر (صلي الله عليه وآله) قرار گرفت و هزاران شاگرد را در مکتب خود تربيت کرد.

سلوک علمي امام صادق (عليه السلام) طي اين سي وچند سال، برخورد شايسته يک استاد را با شاگردان خود به زيباترين وجه ترسيم مي کند و ما در اين مجال کوتاه به چند عنوان مختصر اشاره مي کنيم:

الف: تشويق و تکريم شاگردان شايسته

تاريخ پربار زندگي امام صادق (عليه السلام) نشان مي دهد که آن حضرت، چه در حضور و چه در غياب ياران و شاگردان شايسته خود، نسبت به آنان، تعبيرات زيبايي دارد که نشانگر تشويقِ آن ها و احترام به آنان است. نمونه چند رفتار احترام آميز آن حضرت در حق شاگردان ايشان، ذکر مي شود.

ابان مي گويد: از پدرم شنيدم که مي گفت: به اتفاق پدرم ابان تغلب خدمت امام صادق (عليه السلام) رسيديم. همين که نگاه امام به پدرم افتاد، دستور داد بالش براي پدرم نهادند و با پدرم مصافحه و معانقه کرد و به او خوشامد گفت. رجال نجاشي، ص 8.

هر گاه امام فضيل بن يسار را مي ديد مي فرمود: هر کس که دوست دارد به سوي مردي از اهل بهشت نظر کند به فضيل نگاه کند. و مي فرمود: فضيل از اصحاب پدر من است و من دوست مي دارم کسي را که دوست بدارد ياران پدرش را. سفينة البحار، ج 2، ص 370.

امام (عليه السلام) نسبت به هشام بن محمدالسائب الکلبي بسيار عنايت داشت به گونه اي که هر گاه بر حضرت وارد مي شد، امام صادق (عليه السلام) او را نزد خود مي نشاند و با او با گشاده رويي و نشاط سخن مي گفت. منتهي الامال، ج 2، ص 179.

ب: اُنس با شاگردان

منظور از انس با شاگردان، مراوده، ديدوبازديد و شرکت در مجالس آن ها است. به اين معني که آن حضرت ديدار با ايشان را دوست مي داشته و دوري آنان باعث دلتنگي حضرت مي شده است.

غبسه مي گويد: از امام صادق(عليه السلام) شنيدم که مي فرمود: من از دست مردم مدينه و تنهايي خودم به خدا شکايت مي کنم تا اين که شما بر ما وارد شويد و از ورود شما شادمان مي شوم و اي کاش اين طاغيه ـ منصور دوانيقي ـ مرا آزاد مي گذاشت که خانه اي بگيرم و در آن سکونت کنم و شما را نيز همراه خود در آن جاي دهم.7 و يا خطاب به ابوحمزه مي گفت: إنّي لأستريح اذا رأيتک شاگردان مکتب ائمه، ص 100. اي ابوحمزه از ديدار شما آرام مي شوم.

 و يا زماني که عقبة بن خالد، معلي بن خنيس و عثمان بن عمران بر حضرت امام صادق (عليه السلام) وارد شدند، حضرت فرمود: خوش آمديد، خوش آمديد؛ اي کساني که ما را دوست دارند و ما آن ها را دوست داريم. و سپس فرمود: جَعلکم اللّه مَعَنا في الدُّنيا و آلاخرة. ـ تنقيح المقال، ج 2، ص 247.

ج: ميدان دادن براي سخن گفتن

گاهي اصحاب و شاگردان امام صادق(عليه السلام) در محضر شريف آن امام همام، لب به سخن نمي گشودند؛ نخست به اين دليل که هيبت معنوي امام جرأت سخن گفتن در محضر ايشان را از حاضرين سلب مي کرد، ديگر اين که سخن گفتن در محضر ايشان را نوعي خلاف نزاکت به حساب مي آوردند. در چنين اوضاع و احوالي حضرت خودش دستور به مناظره مي دادند و راضي نمي شدند که هيبت ايشان و ادب دوستان، از کسي سلب جرأت نمايد.

 لذا در محفلي که مناظره و گفتگو بود، ديدند حمران بن اعين ساکت است. حضرت سؤال کردند که چرا سخن نمي گويي؟ حمران گفت: سرور من، سوگند ياده کرده ام که در مجلسي که شما حضور داريد به خود اجازه سخن گفتن ندهم. حضرت فرمودند: من به تو اجازه دادم، حال سخن بگو. سفينة البحار، ج 1، ص 334.

د: تقدير از تلاش هاي علمي

همه شاگردان آن حضرت در راه حفظ آثار اهل بيت (عليهم السلام) اهتمام مي ورزيدند، اما برخي از آن ها نقش بيشتري داشتند و درست به همين دليل، امام بر خود لازم ديده است که از تلاش هاي برجسته و صادقانه آن ها قدرداني نمايد. درباره زراره فرمود: «رحم الله زرارة بن اعين، لو لا زراره لاندرست آثار النبوة و احاديث ابي؛ اختصاص مفيد، ص 61.

 خدا رحمت کند زرارة را که اگر تلاش هاي او نبود آثار نبوت و احاديث پدرم تباه مي شد».

و در حق زرارة و محمد بن مسلم و بريد بن معاوية و ليث بختري فرمود: اينان از نجبا هستند و از امناي الهي به شمار مي آيند، حلال و حرام خدا را مي دانند و اگر اينان نبود آثار نبوت تباه مي شد. تنقيح المقال، ج 1، ص 165.

جلوه ديگر تقدير از تلاش هاي علمي؛ ارجاع مردم به شاگردان خود است که در سيره عملي امام صادق بارها ديده شده است؛

ـ به فيض بن مختار فرمود، هر وقت خواستي بر احاديث ما آگاهي يابي، سراغ آن شخص را بگير. و با دست مبارک به زرارة بن اعين اشاره فرمود. منتهي الامال، ج 2، ص 171.

ـ مردي از شام براي بحث و گفتگو نزد حضرت آمده بود، ايشان آن شخص را به حمران ارجاع داد، آن شخص گفت، من براي مناظره با شخص شما آمده ام نه حمران، حضرت فرمود، اگر بر ايشان ظفر يافتي، گويا بر من غالب شده اي. بعد از ختم مناظره، حضرت از مرد شامي سؤال کرد که حمران را چگونه يافتي؟ گفت: بسيار حاذق و ماهر بود. هر آن چه که پرسيدم، به خوبي جواب گفت. منتهي الامال، ج 2، ص 171.

ـ عبدالله بن يعفور مي گويد: از حضرت سؤال کردم که گاهي سؤالي پيش مي آيد و ما به شما دسترسي نداريم، در اين گونه مواقع چه کنيم؟ حضرت فرمود: چرا نزد محمد بن مسلم نمي روي، زيرا که او از پدرم علم و دانش فراگرفته و نزد او موجه بوده است.

ه : راهنمايي و تذکر

انسان غيرمعصوم هرچه دانش داشته باشد و تلاش هاي علمي صادقانه صورت داده باشد باز هم بي نياز از منبع فيض نيست که هر از گاهي رو به سوي او آورد و نقاط قوت خود را از زبان او بشنود و بر ضعف هاي خود وقوف يابد تا در صدد رفع آن ها برآيد. حضرت امام صادق(عليه السلام) با هدف توانمندساختن شاگردان، نقاط ضعف و قوت آنان را گوشزد مي کرد. به حمران مي گفت: در بحث، سخني را دنبال مي کني و به نتيجه مي رساني. به هشام بن سالم فرمود: مي خواهي بحث را دنبال کني و به نتيجه برساني اما توانايي نداري. به احول فرمود: در بحث و مناظره قياس بسيار مي آوري و باطل را به باطل جواب مي دهي. به قيس فرمود: در گفتگو به حق نزديک مي شوي اما از اخبار و احاديث نبوي فاصله مي گيري و حق را به باطل مي آميزي، اما بدان که سخن حق هر چند کم باشد تو را از باطل، بسيار بي نياز خواهد کرد. به هشام بن حکم فرمود: تو در بحث پيش مي روي همين که مي خواهي به زمين بخوري دوباره پرواز مي کني و کسي همانند تو بايد با مردم سخن بگويد. از لغزش بپرهيز که امداد و شفاعتْ ياريگر تو خواهد بود. ارشاد مفيد، ص 262.
 

خطبه دوم: 90/7/1

توصيه مجدد به تقوي:

1   آغاز سال تحصيلي جديد.

ضمن تبريک اين ايام تاکيد بر دقت در تعليم و تربيت دانش آموزان و ارتباط خانه و مدرسه و توجه به تربيت نوجوانان قبل از تعليم آنها.

2   شهادت امام صادق(ع).

ضرورت توجه هب عزاداري عمومي براي امام صادق (ع) و به راه انداختن هيئات عزاداري ميداني و خياباني در روز شهادت.

3   هفته دفاع مقدس.

4   سالروز ولادت کريمه اهل البيت فاطمه معصومه(س) و آغاز دهه کرامت.

5   برگزاري همايش بيداري اسلامي و سخنراني مقام معظم رهبري در ابتداي آن:

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اولين همايش بين المللى بيدارى اسلامى، حقيقتاً راهنمايى هايى داهيانه و رهبرى اى دلسوزانه و حكيمانه براى انقلاب هاى منطقه بود و ايشان به لطف الهى نشان دادند كه مطابق عنوانى كه سالهاست براى ايشان به كار برده مى شود، يعنى ولى امر مسلمين جهان و رهبر مسلمانان عمل مى كنند و به خوبى نيازهاى امروز جهان و امت اسلامى را بررسى و نسبت به آن اقدام مى نمايند. در اين سخنرانى منسجم و منظم كه چندان نيازى به دسته بندى مجدد ندارد مقام معظم رهبرى در سه حيطه به بيان اصلى ترين نكات مورد نياز امروز انقلاب هاى امت اسلامى پرداختند كه اين سه حيطه عبارتند از:

 1. نگاهى اجمالى به هويت اين قيامها و انقلابها.

 اسلامى بودن و مردمى بودن دو عنصر اصلى هويتى اين انقلاب هاست. رهبر معظم انقلاب اسلامى در بيان هويت اين قيام ها و انقلاب ها به موارد زير اشاره كردند:

 احياء و تجديد عزت و كرامت ملى كه در طول زمان با ديكتاتورى حاكمان فاسد و با سلطه سياسى آمريكا و غرب، در هم شكسته و پايمال شده است.

 برافراشتن پرچم اسلام كه عقيده عميق و دلبستگى ديرين مردم است و برخوردارى از امنيت روانى و عدالت و پيشرفت و شكوفايى اى كه جز در سايه شريعت اسلامى به دست نخواهد آمد.

 ايستادگى در برابر نفوذ و سلطه آمريكا و اروپا كه در طول دو قرن بيشترين لطمه و خسارت و تحقير را بر مردم اين كشورها وارد آورده اند.

 مبارزه با رژيم غاصب و دولت جعلى صهيونيست كه استعمار چون خنجرى در پهلوى كشورهاى منطقه فرو برده و وسيله اى براى ادامه سلطه اهريمنى خود ساخته و ملّتى را از سرزمين تاريخى خود بيرون رانده است.

 2. خطرات و آسيبهاى بزرگى كه بر سر راه آن قرار دارد.

 در موضوع آسيب ها و خطرها.. نخست بايد تأكيد كنم كه خطر هست ولى راه مصونيت از آن نيز هست.

 من اين آسيب ها را به دو قسم تقسيم مى كنم: آن ها كه در درون خود ما ريشه دارد و از ضعفهاى ما بر مى خيزد، و آن ها كه دشمن بطور مستقيم آن را برنامه ريزى مى كند.

 دسته اوّل، چيزهايى از اين قبيل است: احساس و گمان اين كه با سقوط حاكم وابسته و فاسد و ديكتاتور، كار تمام شد. راحتيِ خيال ناشي از احساس پيروزي و به دنبال آن كم شدن انگيزه ها و سست شدن عزمها، نخستين خطر است، و آنگاه اين خطر مهيب تر مى شود كه اشخاص در صدد تصاحب سهم ويژه در غنيمتِ به دست آمده باشند، مرعوب شدن از هيمنه ظاهرى مستكبران، اعتماد به دشمن و در دام لبخندها و وعده ها و حمايتهاى آن ها افتادن و... كه براى مقابله با اين آسيب ها بايد شجاعت را بايد با تدبير و حزم در هم آميخت.

 دسته دوم آسيب ها را غالباً ملتهاى اين منطقه در حوادث گوناگون آزموده اند، نخستين آسيب، بر روى كار آوردن عناصرى است كه خود را متعهد به آمريكا و غرب مى دانند. آسيب ديگر آن است كه پيشنهاد مدلهاى حكومتى و قانون اساسى هايى باشد كه كشورهاى اسلامى را بار ديگر در دام وابستگى فرهنگى و سياسى و اقتصادى به غرب بيفكند، چرا كه مقصود آنان از اين همه، خسته و نوميد كردن مردم و مرددّ و پشيمان كردن مبارزان است. آنگاه روشهايى چون هرج و مرج و تروريزم و جنگ داخلى ميان پيروان اديان يا قوميتها يا قبائل و احزاب و يا حتى ميان ملتها و دولتهاى همسايه، و همراه با آن، حصر اقتصادى و تحريم را در پيش خواهند گرفت.

 3. پيشنهادهايى در علاج جويى و پيش گيرى از آسيبها و خطرها

توصيه هايى را بر اساس تجربه عينى خودمان؛ اولين سخن آن است كه با توكل به خداوند و اعتماد و حسن ظن به وعده هاى مؤكد نصرت الهى حركت كنيم. توصيه مهم آن است كه خود را همواره در ميدان بدانيد، توصيه ديگر، بازخوانى دائمى اصول انقلاب است. شعارها و اصول بايد تنقيح و با مبانى و محكمات اسلام تطبيق داده شوند. استقلال، آزادى، عدالتخواهى، تسليم نشدن در برابر استبداد و استعمار، نفى تبعيضهاى قومى و نژادى و مذهبى، نفى صريح صهيونيزم. اين ها اركان نهضت هاى امروز كشورهاى اسلامى است و همه برگرفته از اسلام و قرآن است.

 اصولتان را روى كاغذ بنويسيد؛ اصالتهاى خود را با حساسيت بالا حفظ كنيد؛ نگذاريد اصول نظام آينده شما را دشمنان شما بنويسند؛ نگذاريد اصول اسلامى در پاى منافع زودگذر قربانى شود. انحراف در انقلابها از انحراف در شعارها و هدفها، آغاز مى شود.

 نسخه هاى بيگانه را به خودشان پس دهيد.

 توصيه مهم ديگر پرهيز از اختلافات مذهبى، قومى، نژادى، قبيله اى و مرزى است. تفاوتها را به رسميت بشناسيد و آن را مديريت كنيد. تفاهم ميان مذاهب اسلامى كليد نجات است. آن ها كه آتش تفرقه مذهبى را با تكفير اين و آن دامن مى زنند، اگر خودشان هم ندانند مزدور و عمله شيطانند.

 نظام سازى كار بزرگ و اصلى شما است. اين كارى پيچيده و دشوار است. نگذاريد الگوهاى لائيك يا ليبراليسم غربى، يا ناسيوناليسم افراطى، يا گرايشهاى چپ ماركسيستى خود را بر شما تحميل كند.

 گذشت زمان به زيان آن ها و به سود جريان اسلام است.

 هدف نهايى را بايد امت واحده اسلامى و ايجاد تمدن اسلامى جديد بر پايه دين و عقلانيت و علم و اخلاق، قرار داد.

 آزادى فلسطين از چنگال درنده صهيونيستها نيز هدفى بزرگ است، كه براى آن بايد به نسل جوان خود اعتماد كنيد

 دو نكته مهم در اينجا وجود دارد:

 1- مردم سالارى دينى: اوّل آن كه ملتهاى انقلاب كرده و آزاد شده يكى از مهم ترين خواسته هايشان حضور و نقش قاطع مردم و آرائشان در مديريت كشور است، و چون مؤمن به اسلامند، پس مطلوب آنان «نظام مردمسالارى اسلامى» است، ولى با حساسيت كامل بايد مراقب بود كه اين با دموكراسى ليبرال غربى اشتباه نشود. دموكراسى لائيك و در مواردى ضد مذهب غربى با مردم سالارى اسلامى كه متعهد به ارزشها و خطوط اصلى اسلامى در نظام كشور است، هيچ نسبتى ندارد.

 2- پرهيز از تحجر: نكته دوم آن است كه اسلامگرايى نبايد با تحجّر و قشرى گرى و تعصّبهاى جاهلانه و افراطى مشتبه گردد.

 

6   سفر رييس محترم جمهوري اسلامي ايران به نيويورک مقر سازمان ملل متحد و سخنراني در مجمع عمومي.

سفر مستمر و پشت سر هم در چند سال اخير از سوي رياست محترم جمهوري اسلامي ايران براي شرکت در جلسه مجمع عمومي و ايراد سخنراني و برقراري ارتباط با مجامع بين المللي و دنياي تحت سيطره و سلطه رسانه اي غرب بسيار حائز اهميت است زيرا از فرصت بوجود آمده مي توان براي تعريف مواضع قانوني و اسلامي خود استفاده نمود و از همين طريق سلطه رسانه اي آنها را شکست و ديپلماسي عمومي را فعال ساخت که الحمد لله اين حرکت از سوي نظام اسلامي صورت گرفته است.

7   محکوميت حرکت ضد اسلامي و ضد ديني که گاها در ورزش کشور مشاهده مي شود و ضرورت اصلاح اين روش ها و حرکتها .

اصلاح سيستمها براي بهره وري بيشتر و پيشگيري از رش آسيبها است نه براي توسعه آفتها و آسيبها اما با تشکيل وزارت ورزش و جوانان که به هدف پاسخگويي نهاد ورزش کشور در برابر مجلس و مردم انجام شده است در همين آغار راه با آسيب هاي فراوانتري مواجه شده که جاي تامل دارد و شايد برخي از دست هاي آلوده در اين مسير وجود دارد که تلاش مي کند جامعه ورزشي پاک کشور را آلوده سازد که نيازمند اصلاح و نطارت بيشتر است.

 


Share
* نام:
ایمیل:
* نظر:

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو مطالب | جستجو | پيوندها | گالري تصاوير | نظرسنجي | معرفی استاد | آثار و تألیفات | طرح سؤال | ایمیل | نسخه موبایل | العربیه
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه