2026 August 17 - دوشنبه 26 مرداد 1405
ضرورت روي آوردن دوباره به قرآن
کد خبر: ٣٢١ تاریخ انتشار: ٢١ مرداد ١٣٩٠ - ١٣:٤١ تعداد بازدید: 1683
صفحه نخست » خطبه سال 90 به قبل » خطبه های نماز جمعه
ضرورت روي آوردن دوباره به قرآن

خطبه اول: 90/5/21

توصيه به تقوي:

الامام علي(ع):

 لا وجع اوجع للقلوب من الذنوب. وسايل الشيعه: 130/11 ح 18.

امام علي (ع) فرمود: دردي شديد تر و دردناك تر از درد گناه براي قلب ها و دلها نيست.

 

موضوع: ضرورت روي آوردن دوباره به قرآن

يکي از معضلات تاريخ اسلام دور شدن تدريجي مسلمانان از قرآن کريم و فاصله گرفتن از آن است که تا همين زمان نيز پي آمدهاي شومي را به جان خريده است ولي همچنان احساس خسران و آسيب ديدگي نمي کند.

از اين رو توجه دوباره و روي آوري به قرآن از سوي جامعه اسلامي امري ضروري و واجب به نظر مي آيد.

قرآن كريم بزرگ ترين و ماندگار ترين و موثر ترين كتاب آسماني نازل شده از سوي خداي عزوجل است كه حاوي جامع ترين برنامه براي زندگي و حيات بشريت در دنيا و آخرت مي باشد.

نشراين كتاب مقدس وترويج و تبليغ آن در گذر زمان طراوت وتازگى آنرا بيشتر مى كند.زيرا خداوند آنرا براى زمان ومردم خاصى نازل نفرموده و در هر زمان ونزد همه مردم تازه وبا طراوت است .

از اين رو بشريت مي تواند با روي آوردن به آن و توجه نمودن به آن در زندگي فردي و اجتماعي و ساير ابعاد حيات بشري حال و آينده ي بهتري را براي خود و همچنين براي عصر ها و نسلهاي پس از خود رقم زند.

وچون معجزه جاودان پيامبر در طول روزگار است هيچ كس را توان آن نيست كه مثل قرآن را بياوردو در طول ساليان دراز و متمادى با صداى بلند ورسا ديگران را به مبارزه طلبيده است كه اگر مى توانند سوره اى مانند آن را بياورند .

 

قرآن بزرگراه هدايت ميان آسمان و زمين:

 عن الرضا عن آبائه قال قال رسول الله: كانّى دعيت فاجبت، و انّى تارك فيكم الثقلين، احدهما اكبر من الآخر، كتاب الله تبارك و تعالى، حبل ممدود من السماء الى الارض و عترتى اهل بيتى، فانظروا كيف تخلفونى فيهما.××× (2) بحار: 13/89. ×××

امام رضا(ع) از پدرانش و از پيامبر اعظم روايت مي كند كه فرمود: همانا من به سفر آخرت دعوت شده ام و به مرگ فرا خوانده شده ام و من نيز اجابت نمودم اما در ميان شما دو چيز گرانبها  را به امانت مي گذارم كه يكي از ديگري بزرگتر است : كتاب الهي(قرآن) كه ريسمان كشيده شده از آسمان تا زمين است (گويا بزرگ راهي از آسمان  تا زمين كشيده شده است) و ديگري عترت من و اهل بيتم مي باشد پس مراق بابشيد چگونه با آنان مواجه خواهيد شد و جاي خالي مرا در ميان آنها پر خواهيد نمود.

 

هدايت و راهيابي زندگي تنها در کنار قرآن :

إبراهيم بن هاشم، عن الريّان بن الصلت قال: قلت للرضا(ع):  يا ابن رسول اللّه ماتقول في القرآن؟ فقال(ع): كلام اللّه لاتتجاوزوه، ولاتطلبوا الهدى في غيره فتضلّوا.

عيون أخبار الرضا7: 56/2 ح 209.  أمالي الصدوق: 438، المجلس 81 ح 13.  التوحيد: 223 ح 2.

ريّان بن صلت گويد: از امام رضا(ع) در باره ي قرآن پرسيدم كه فرمود:

قرآن سخن خداست؛ از آن فراتر نرويد و راه هدايت و رستگارى را در چيزى جز آن مجوييد كه گمراه مي شويد.

التوحيد: 223.

 توجّه به قرآن موجب سعادت دنيوى، اخروى مى شود:

 قال رسول الله: ان اردتم عيش السعداء و موت الشهداء و النجاة يوم الحسرة و الظلّ يوم الحرور والهدى يوم الضلالة، فادرسوا القرآن فانّه كلام الرحمن و حرز من الشيطان، و رجحان فى الميزان.    بحار: 19/89.

پيامبر گرامي اسلام فرمود: چنانچه به دنبال زندگي سعادتمندانه  و مرگ همراه با شهادت و رهايي يافتن در روز حسرت و نگراني ها و برخوردار بودن از سايه در آنروز گرم و سوزان(قيامت) و به دست آوردن هدايت در روز گمراهي و ضلالت هستيد پس به تعليم و تعلم قرآن بپردازيد چرا كه آن سخن خداي رحمان و حرزي در برابر شيطان و عامل سنگيني ترازوي اعمال آدمي است.

 

روشنگري قرآن در جامعه تاريك زندگي:

يكي از اهداف نزول قرآن براي بشريت را مي توان به ضرورت وجود عنصري روشنگر و و راهنماي هميشگي در جامعه معرفي كرد كه قرآن نيز اين نكته را در حقيقت وجود خود دارا است و براي هميشه جامعه را و مردم جامعه را روشنگري ميكند و چراغ هدايت افراد جامعه مي گردد.

عن أبي عبد الله ( عليه السلام ) قال : إن هذا القرآن فيه منار الهدى ومصابيح الدجى فليجل جال بصره ويفتح للضياء نظره فإن التفكر حياة قلب البصير ، كما يمشي المستنير في الظلمات بالنور .

امام صادق (ع) فرمود: به ذرستي كه در قرآن ابزار روشنگري و چراغ هدايت جامعه نهفته است پس با قرآن چشمان خويش را جلا و نورانيت بخشيد و بينايي نگاهتان را فزوني دهيد زيرا كه انديشه و تفكر مايه حيات و زندگي قلب انسان اهل بصيرت است همانطوري كه انسان چراغ به دست در تاريكي با نور چراغ حركت مي كند و راه مي رود.

قال أبو عبد الله ( عليه السلام ) : كان في وصية أمير المؤمنين ( عليه السلام ) أصحابه : اعلموا أن القرآن هدى النهار ونور الليل المظلم على ما كان من جهد وفاقة  .

امام صادق روايت مي كند كه در وصيت نامه اميرالمومنين به اصحاب و يارانش چنين آمده  كه بدانيد! همانا قرآن هدايتگر روز و روشني بخش شبهاي زندگي در برابر تلاشهاي آدمي است .

 

 

 قرآن وسيله نجات از گرفتارى ها:

 قال رسول الله: فاذا التبست عليكم الفتن كقطع الليل لمظلم فعليكم بالقرآن...   كافى: 598/2.

پيامبر اكرم فرمود: هرگاه در فتنه هاي روزگار همانند شب تاريك و ظلماني گرفتار آمديد پس به سوي قرآن روي آوريد تا مايه خروج شما از گرفتاري ها فراهم آيد.

 

فضيلت حاملان، قاريان، و معلمان قرآن:

 قال رسول الله: حملة القرآن هم المحفوفون برحمة الله، الملبوسون نورالله، يا حملة القرآن تحببوا الى الله بتوقير كتابه، يزدكم حبا، و يحببكم الى خلقه، يدفع عن مستمع القرآن شرّ الدنيا، و يدفع عن تالى القرآن بلوى الآخرة..... بحار: 19/89.

پيامبر اعظم فرمود: حاملان قرآن كساني هستند كه  رحمت الهي آنان را در خود پيچيده  است . به لباس هاي از نور الهي ملبس گرديده اند.

 اي حاملان قرآن ! خود را به بزرگداشت كتاب الهي (قرآن) محبوب خداوند  قرار دهيد تا بر محبيوبيت شما افزوده شود و در ميان مردم و مخلوقان خدا نيز محبوب گرديد.

خداوند  شر و بدي دنيا را از  شنونده و مستمع قرآن دفع مي كند و بلاياي آخرتي را نيز از تلاوت كننده اين كتاب الهي دور خواهد ساخت.

 

جاذبه قرآن و تاثير گذاري بر دلهاي مردم:

جذابيت قرآن به خاطر زيبايي و تاثير گذاري آن در دلها و جانهاي انسانها بوده است و اين امر بر همگان بسيار عجيب جلوه مي نمايد چنانكه شهيد مطهري در اين باره نگاشته است:

عجيب اين است که زيبايي قرآن زمان و مکان را در نورديده و پشت سر گذاشته است.بسياري از سخنان زيبا مخصوص يک عصر است و با ذائقه عصر ديگر جور در نمي آيد و يا حد اقل مخصوص ذوق و ذائقه يک ملت است که از فرهنگي مخصوص برخوردار مي باشند، ولي زيبايي قرآن نه زمان مي شناسد و نه نژاد و نه فرهنگ مخصوص.

همه مردمي که با زبان قرآن آشنا شدند آن را با ذائقه خود مناسب يافتند.هر چه زمان مي گذرد و به هر اندازه ملتهاي مختلف با قرآن آشنا مي شوند، بيش از پيش مجذوب زيبايي قرآن مي شوند.  مجموعه آثار استاد: ج2 .

در اين جا به طرح نمونه اي از تاثير گذاري قرآن در وجود بيگانگان و جذابيتش در نگاه آنها مي پردازيم:

ناپلئون بناپارت، سردار مشهور و امپراتور مغرور فرانسوي، نامي آشنا در ميان فاتحان نامدار تاريخ است، بناپارت، ترقي سياسي خويش را در ارتش فرانسه آغاز کرد وي در هيأت يک افسر عالي رتبه ارتش فرانسه، به مصر لشکر کشيد و با درهم شکستن قواي عثماني، براي مدتي اين کشور را اشغال کرد.

اقامت ناپلئون در مصر، ديري نپاييد. وي علاوه بر افسران نظامي، يک قشون خاورشناس و مستشرق نيز همراه داشت تا مردم مسلمان مصر را براي پذيرش تمدن! تربيت کند.

ناپلئون در هنگام اقامت خويش در مصر از برخي بناها و مراکز ديدني مصر از جمله يکي از کتابخانه هاي مهم آن ديدن کرد.

ناپلئون هنگام بازديد از اين کتابخانه، با اشاره به يکي از کتابها، از مترجم خواست کتاب را از قفسه بيرون آورد و قسمتي از آن را براي او بخواند و ترجمه کند. مترجم کتاب را بيرون آورد، اتقاقاً "قرآن" بود. آياتي چند براي ناپلئون خواند و ترجمه نمود. مطالب کتاب، توجه ناپلئون را به خود جلب کرد که پرسيد اين چه کتابي است؟

ناپلئون خواست تا چند سطر ديگر از قرآن را براي او بخوانند. و اين درخواست او چند بار تکرار شد.

آنگاه، ناپلئون اين سخن مهم و قابل توجه را بر زبان راند که:

"واي به حال ما اگر مسلمانان اين کتاب را بخوانند و بدان عمل کنند! و واي به حال مسلمانان اگر ما ، ميان آنها و اين کتاب جدايي بيندازيم

يکي ديگر از شرق شناسان مشعوف به قرآن و سنت، هيلر بارتلمي (Bartlemy)مستشرق فرانسوي است او چندين کتاب دارد و مترجم آثار ارسطو است. در فرانسه قرآن را چاپ کرد (1865م) و در شرح و توضيحي درباره قرآن به نام «محمّد و قرآن  دارد بارتلمي درباره قرآن مطالب و توضيحاتي مي نويسد:

در ميان متون مذاهب ملل و نحل علم قرآن مانند ندارد. در توصيف اهميت اين کتاب همين قدر کافي است که اعراب با وجود نفاق و عناد و لجاج زياد که در سرشت آن قوم است، در پيش قرآن زانو به زمين زده و آن را کلام الهي دانسته و به    و   آن دست زدند.

و در جاي ديگر مي نويسد:

قرآن شاهکار بي مانند زبان عربي است و بايد اعتراف کرد که جمال صوري آن عظمت معنوي آن برابر است.

عبد المِلک اصمعي بصري مي گويد:

روزي از مسجد جامع بصره در آمدم و از ميان کوچه ها به راه خود مي رفتم که ناگهان به يکي از اعراب باديه برخوردم ـ زُمُخت و خَشِن ـ که برشتر جوان خود سوار بود و شمشيري حمايل داشت و کماني در دست. مرا که ديد نزديک شد و سلام کرد و گفت:

ـ از کدام طايفه اي؟ گفتم: از طايفه بني الأصمع.

ـ نکند اصمعي هستي؟ گفتم: آري.

ـ از کجا مي آيي؟ گفتم: از جايي که در آنجا، کلام خداي رحمان را مي خوانند.

ـ مگر خداي رحمان، کلامي دارد که آدمها مي توانند آن را بخوانند (و بر زبان جاري سازند)؟

گفتم: آري.

ـ قدري از آن کلام براي من بخوان! گفتم: از شتر خود پياده شو!

پياده شد و من از «سوره ذاريات ، شروع به خواندن کردم تا به اين آيه رسيدم: «وفي السَّماءِ رِزْقُکُم وما تُوعَدُون؛ روزي شما و هرچه به شما وعده مي دهند در آسمان است (و از جانب خداوند ـ با اسباب و وسايلي که در جهان فراهم آورده است ـ به انسانها و ديگر موجودات مي رسد) .

ـ اي اصمعي! اين که خواندي کلام خداي رحمان بود؟

گفتم: آري، به حقّ خدايي که محمّد  را «بحق ، به پيامبري فرستاد، اين کلام همان خداست که برپيامبرش محمّد  نازل کرده و براو فرو فرستاده است.

آنگاه از جا برخاست و به سوي شتر خود رفت و آن را ذبح کرد و با پوست تقسيم نمود و گفت: «به من کمک کن تا آن را به مردم بدهيم . ما به هرکس گذر مي کرديم يک قسمت از گوشت آن شتر مي داديم تا تمام شد. سپس شمشير و کمان خود را برداشت و شکست و آن شکسته ها را زير جهاز شتر نهاد؛ و خود رو به باديه گذاشت، و همان آيه را مي خواند و مي رفت: «وفي السَّماءِ رِزْقُکُم وما توُعَدُون .

و من به سرزنش نفس خود پرداختم، که اي نفسِ اصمعي! تو به اندازه اين عرب بادي نشين (بياباني) که از شنيدن چند آيه بيدار گشت، ليکن تو در همه عمر بيدار نگشتي و اهمّيت کلام خد ا را نفهميدي  .

 

خطبه دوم: 90/5/21

توصيه مجدد به تقوي:

مناسبتها:

1   روز 23 مرداد برابر با 13 رمضان سالروز پيرزوى قهرمانانه حزب الله لبنان بر ارتش سرتا پا مسلح و جنايتكار رژيم مجعول صهيونيستى در جنگ 33 روزه (1385 ه ش / 2006 م)

روز مقاومت اسلامى.

 

2   روز 15 رمضان 24 مرداد سالروز فرخنده ميلاد كريم اهل بيت(ع) حضرت امام حسن مجتبى(ع) (3 ه.ق) و روز اكرام .

تبريک به مناسبت ميلاد امام مجتبي.

اما روز اکرام که بايستي مورد توجه ما قرار بگيرد و هر آنچه اکرام کرديم و انفاق کرديم برايمان ماندني است و غير از آن همه رفتني خواهد بود.

در زمان پيامبر اكرم(ص)، بزغاله اى را خدمت ايشان آوردند و حضرت آن را ذبح كردند. فقرا و مستحقان نزد ايشان آمدند و طلب گوشت كردند. پيامبر(ص) مرتب از گوشت آن بزغاله اى كه براى خودشان ذبح كرده بودند، مى بريدند و به فقرا مى دادند. نهايتاً از تمام گوشتها، فقط كتف آن باقى ماند. چون ديگر كسى نبود، آن را به خانه خود بردند تا بپزند و بخورند. يكى از همسران حضرت عرض كرد: يا رسول اللّه! همه بزغاله ما رفت و فقط همين كتفش برايمان ماند. پيامبر(ص) فرمودند: خير، همه اش ماند و همين كتفش است كه از دست ما خواهد رفت، چون اين كتف را مى خوريم و تمام مى شود، اما آن هايى را كه انفاق كرده ايم، براى ما مى ماند.

 بنابراين، هرچه از مال و ثروت دنيا داديد، براى شما خواهد ماند و هرچه خرج كرديد يا براى ديگران گذاشتيد تا بعد از شما بخورند، از دست شما خواهد رفت.(33)

و يؤثرون على انفسهم و لو كان بهم خصاصة

 بايد با عمل و نه با محبت خالى، نورانى بشويم؛ عملى كه همان محبت و همان ولايت و همان ايمان، آن را به ما املاء مى كند و از ما مى خواهد. با اين عمل، بايد جزو اين خاندان و وابسته به اين خاندان(ع) بشويم. اين طور نيست كه قنبرِ درِ خانه على(ع) شدن، كار آسانى باشد. اين گونه نيست كه «سلمان منّا اهل البيت  شدن، كار آسانى باشد.

 

3   روز 26 مرداد سالروز بازگشت افتخارآفرين اولين گروه آزادگان 8 سال دفاع مقدس به ميهن اسلامى (1369 ه.ش).

4    محور هاي مهم سخنان مقام معظم رهبري در جمع مسئولان نظام:

سخنان معظم له داراي سه بخش از مهمترين مسايل کشور و منطقه بود:

1   بخش اول توصيه به استفاده از ماه مبارک رمضان.

2 -  نگاهى كلى تر درباره مسائل كشور.

مقام معظم رهبري ضرورت توجه و نگاه کلي تر به مسايل کشور را مورد توجه قرار دادند و فرمودند:

سه چيزى كه باعث مى شود بررسى اوضاع كشور در شرايط كنونى اهميت بيشترى بيابد به اين علت است :

 اولا: ً اوضاع منطقه يك اوضاع كاملاً بى سابقه اى است. بيدارى اسلامى و حادثه عظيمى كه در منطقه به وجود آمده است.

ثانيا: وضع دنيا هم فراتر از منطقه، باز يك وضع بى سابقه اى است. بحران اقتصادى عجيبى كه گريبان دولتهاى مستكبر غربى را اينجور محكم چسبيده و دارد تكان مى دهد، اين هم چيز فوق العاده اى است.

ثالثا: يك مسأله ديگر، رشد جريانهاى افراطى و جريانهاى تروريستى در غرب و بخصوص در اروپاست.

 البته در اين نگاه كلى بايستى واقع بينانه نگاه كنيم؛ خودمان را نبايستى دچار خطا كنيم؛ يكسونگرى نكنيم. اگر فقط نقاط منفى را مشاهده كنيم - كه البته نقاط منفى وجود دارد - اين طبعاً واقع بينى نيست؛ اين برآورد درستى از اوضاع كشور به ما نخواهد داد؛ منجر به نااميدى مى شود؛ ضرر اجتماعى اش هم اين است. غلبه دادن نگاه منفى، خلاف واقع بينى است؛ موجب نااميدى است. نقطه مقابلش هم همين جور است. يعنى غلبه دادن نگاه مثبت، بدون ديدن نقطه منفى، اين هم گمراه كننده است.

 نكات مثبت نظام: اولين نقطه مثبت و نقطه قوت نظام اين است كه نظام ثابت كرده است كه توانايى غلبه بر تهديدها را دارد.

 دوم: اعتماد ميان مردم و نظام.

 سوم: پيشرفت در شرائط تحريم.

 چهارم: اعتبار بين المللى.

 بنده موافق نيستم با اين نظر كه امروز وضع ما از لحاظ بين المللى وضع منفى است؛ به هيچ وجه. امروز بحمدالله اعتبار بين المللى ما بسيار خوب است. متقابلاً دولت آمريكا - كه دشمن قلدرِ صريحِ مقابل ما بود - امروز منفورترين كشور در منطقه اسلامى است.

پنجم: نقطه روشن ديگر، مسأله ثبات كشور است؛

 ششم: تجربه متراكم در قانونگذارى، در اجرا؛ اين هم جزو نقاط درخشان كشور است.

 نقاط ضعف و كاستى: اما نقاط ضعف هم داريم. اگر نقاط منفى را نبينيم، ضعفهاى خودمان را نشناسيم، يقيناً ضربه خواهيم خورد. نقاط ضعف ما، هم در زمينه هاى اقتصادى است، هم در زمينه هاى فرهنگى است. ما خطاها داشتيم، ضعفها داشتيم، بر بعضى از چالشها نتوانستيم غلبه كنيم؛

در زمينه اقتصاد، فعاليتهاى زيادى شده، باارزش هم هست؛ اما مسأله اشتغال حل نشده است، مسأله تورم حل نشده است، مسأله فرهنگ كار حل نشده است، مسأله ساعات مفيد كار حل نشده است. فرهنگ كار بايد در كشور يك جورى باشد كه مردم كار را عبادت بدانند؛ هر يك ساعت كار را با شوق بيفزايند در مدت و مقدار كارى كه انجام مى دهند. بايد كار كرد. با بيكارى و بى ميلى به كار و تنبلى و وادادگى، كشور پيش نخواهد رفت. در زمينه فرهنگ، اخلاق عمومى و عدم رواج فضائل اخلاقى، مشكلاتى داريم. بايد روزبه روز فضائل اخلاقى در بين ما رشد كند. صبر ما، شكر ما، ذكر ما، احسان ما، مروت ما نسبت به ديگران، اجتناب ما از ايذاء ديگران، ميل ما به خدمت به ديگران، روزبه روز بايد در بين جامعه رشد پيدا كند. اين ها به خودى خود پيش نمى آيد؛ اين ها كار لازم دارد، تلاش لازم دارد. در اين زمينه ها كوتاهى داريم.

  بخش سوم: تحولات منطقه

 شرائط مهمى بر دنيا حاكم است كه اين ها مى تواند فرصتهاى بزرگى را در پيش روى ما قرار بدهد. اين فرصتها را اگر نبينيم، اگر نشناسيم، اگر از آن درست استفاده نكنيم، اگر به هنگام به سراغ اين فرصتها نرويم، ضرر خواهيم كرد. گاهى هم هست كه از دست دادن يك فرصت، خودش مى شود يك تهديد، خودش موجب عقب ماندگى است. اوضاع منطقه درست عكس سياستهاى قدرتهاى غربى و آمريكا و صهيونيسم بين الملل دارد پيش مى رود. آن ها راجع به ايران برنامه هايى داشتند؛ درست عكس آنچه كه آن ها مى خواستند، خداى متعال مقدر كرد و پيش آمد. آن ها ايران را تحريم كردند، اما بحران اقتصادى گريبان خودشان را گرفت. آن ها فتنه 88 را براى زمين زدن جمهورى اسلامى تقويت كردند - يا تدارك كردند، يا لااقل پشتيبانى و تقويت كردند - اما نظامها و رژيمهاى وابسته به خودشان يكى پس از ديگرى زمين خورده يا متزلزل شده. آن ها به عراق و افغانستان حمله كردند، براى اين كه ايران را محاصره كنند - بزرگانشان گفتند كه اين براى محاصره ايران است - اما خودشان محاصره شدند؛ پاشان در گل فرو رفته، به دام افتادند. آنچه كه آن ها درباره ما تدبير و عمل كردند، خداى متعال عكسش را مقدر كرد و نشد

با توجه به سخنان حکيمانه مقام معظم رهبري در ايجاد نگاه متعادل و منصفانه که در همه زمانها مورد نياز يک جامعه موفق است بايستي مسئولان نظام به اين نکته توجه کنند و از ارائه چهره يک جانبه و يکسويه نظام و دولت و مجموعه حاکميت پرهيز نمايند.

و رسانه ها و گروه هاي سياسي موافق و مخالف دولت و بخش هاي حاکميتي نظام نيز در اظهار نظر هايشان رعايت اصول عقلاني و اسلامي را داشته باشند تا دچار افراط و تفريط نشوند زيرا که افراط و تفريط در هر موردي که باشد منجر به خطا خواهد شد و از راه صواب خارج است.

زيرا اين گونه نظردادن ها به نوعي قضاوت به شمار مي آيد و قضاوت بايد عادلانه انجام شود چه در بخش حقوقي و چه در بخش هاي غير حقوقي اعم از بخش هاي سياسي و اخلاقي و اقتصادي و غيره.

اين نکته  در مجموعه شهرستان نيز مورد توقع بنده است هم از مسئولان که در ارائه آمارها واقع بينانه حرکت کنند نه آرماني و خيالي و هم از افراد و مردم که منصفانه قضاوت کنيد نه منفي گرايي و نه مثبت گرايي که هردو خطا است و تنها انصاف راه صحيح است.


Share
* نام:
ایمیل:
* نظر:

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو مطالب | جستجو | پيوندها | گالري تصاوير | نظرسنجي | معرفی استاد | آثار و تألیفات | طرح سؤال | ایمیل | نسخه موبایل | العربیه
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه