خطبه اول: 90/5/14
توصيه به تقوي:
پيامبر اعظم در خطبه معروف شعبانيه وقتي فضايل ماه رمضان ضرورت استقبال از آن را بيان مي کند در پايان علي (ع) مي گويد: من برخاستم و پرسيدم: فقمت فقلت : يا رسول الله ، ما أفضل الأعمال في هذا الشهر ؟ فقال : يا أبا الحسن ، أفضل الأعمال في هذا الشهر الورع عن محارم الله عز وجل ، الأمالي - الشيخ الصدوق - ص 155.
بهترين و با فضيلت ترين عمل در اين ماه(ماه رمضان) چيست؟ فرمود: افضل اعمال در اين ماه رعايت ورع و تقوا وو چشم پوشي از حرام هاي الهي است.
موضوع: ماه رمضان و پرورش قلب سليم:
اختصاص زماني در ميان زمانها و فرصت ها به وجود مقدس خداوند براي اين است که به آن زمان توجه خاص و ويژه اي شده و مي شود و امکان بهره وري بيشتر از آن وجود دارد
ماه رمضان که به ماه خدا ملقب شده براي اين است که آدمي بتواتند در اين فرصت طلايي ماه رمضان استفاده بيشتري داشته باشد و چيزي را به دست آورد که صاحب اين ماه براي آن ارزش قايل است و آن را مايه نجات آدمي دانسته و براي سخت ترين روزها نيز مفيد واقع خواهد شد.
اما آن چيزي که در سخت ترين روزها براي آدمي مفيد واقع خواهد شد چيست؟ و از چه طريقي حاصل مي شود؟ آيا در مجموعه رفتارهاي ظاهري انسان است و يا مربوط به رفتارهاي باطني انسان مي باشد؟
در قرآن کريم آيه اي وجود دارد که هم سخت ترين روز را معرفي مي مکند و مهمترين کار براي آنروز را.
(يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَ لَا بَنُونَ ) * ( إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ )الشعراء:89/26)
روز قيامت سختترين روز است که مطابق اين آيه شريفع تنها راه نجات تحصيل قلب سليم است.
س) مفهوم قلب سليم كه قرآن از آن به عنوان تنها سرمايه نجات انسان در روز قيامت ياد مي كند چيست؟
قبل از آن بايد به مفهوم قلب توجه کرد و سپس به مفهوم قلب سليم.
رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : إنما سمي القلب من تقلبه ، إنما مثل القلب مثل ريشة بالفلاة تعلقت في أصل شجرة تقلبها الريح ظهر البطن. کنزالعمال: 1210.
پيامبر اعظم فرمود: همانا قلب به اين نام ناميده شده چرا که منقلب و دگرگون مي گردد و حکايت دل و قلب حکايت پري است که در يک دشت به بيخ درختي آويخته شده و باد آنرا زير و رو مي کند.
زير و رو شدن قلب به خاطر تحولاتي است که در قلب به وجود مي آيد گاهي بيمار مي شود و گاهي در سلامتي به سر مي برد.
سلامتي قلب ايمان است و بيماري قلب نفاق و دوگانگي.
پس قلب سليم آن قلبي است که در سلامتي کامل به سر برد چون سليم از ريشه سلامت مفهوم روشني دارد يعني قلبي که از هرگونه بيماري و آلودگي و انحراف اخلاقي و اعتقادي دور باشد.
مفسران براي «قلب سليم» تفسيرهاي متعددي بيان كرده اند كه هر كدام به عنوان تعيين مصداقي براي قلب سليم است نه تفسير واقعي آن.
حقيقت اين است كه: «سليم» از ماده «سلامت» است، و هنگامي كه سلامت به طور مطلق مطرح مي شود، سلامتي از هرگونه بيماري اخلاقي و اعتقادي را شامل مي شود. قرآن مجيد درباره منافقان، مي گويد: في قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا: «در دل هاي آنها يك نوع بيماري است و خداوند نيز (براثر لجاجت و گناهشان) بر اين بيماري مي افزايد.»
جالب ترين تفسير براي «قلب سليم» را امام صادق(ع) بيان فرموده: «قلب سليم قلبي است كه خدا را ملاقات كند، درحالي كه هيچ كس جز او در آن نباشد.»
الإمام الصادق ( عليه السلام ) - في قوله تعالى : ( إلا من أتى الله بقلب سليم ) : القلب السليم الذي يلقى ربه ، وليس فيه أحد سواه ، وكل قلب فيه شرك أو شك فهو ساقط.
رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) - وقد سئل : ما القلب السليم ؟ - : دين بلا شك وهوى ، وعمل بلا سمعة ورياء . مستدرک الوسايل: 1/113.
از پيامبر اسلام در باره قلب سليم پرسيده شد که فرمود: قلبي سليم آن است که در آن دين باشد بدون هيچ شک و ترديد و بدون هواي نفس و در عمل و رفتار هم رفتار او بدون رياکاري باشد.
المسيح ( عليه السلام ) : القلوب ما لم تخرقها الشهوات ويدنسها الطمع ويقسها النعيم فسوف تكون أوعية للحكمة. تحف العقول: 504.
حضرت مسيح فرمود: قلوب و دلها تا زماني که شهوات و خواسته هاي شهواني آنها را از هم ندرد و طمع آلوده شان نسازد و نعمت ها و دارايي ها آنها را قسي و سخت نگرداند مي توانند در آينده پيش رويشان ظرفهاي حکمت و دانايي باشند.
و نيز در روايت ديگري از همان امام آمده است كه: «كسي كه نيت صادقي دارد صاحب قلب سليم است، چراكه سلامت قلب از شرك و شك، نيت را در همه چيز خالص مي كند.»
بنابراين صاحب قلب سليم در اين دنيا نيز قلبش از امور غيرخدايي خالي است. اموري از قبيل هواي نفس، قدرت طلبي، تكاثرطلبي، ناهنجاري هاي اخلاقي و... هيچ گونه تناسبي با قلب سليم ندارد. و بالاخره در يك كلام قلب سليم قلبي است كه جميع وابستگي هاي غيرخدايي را از خود دور ساخته و در دنيا كانون توجه و تمركز خود را بر خداي تبارك و تعالي قرار داده است كه در دعا مي خوانيم: الهي هب لي كمال الانقطاع اليك. خدايا كمال بريدن و گسستن به سوي خودت را به من عطا فرما.شخصي به امام علي بن ابيطالب عليه السلام عرض کرد: اني احبک و احب معاويه. فقال له الامام انت اعور فاما ان تعمي و اما ان تشفي من العور
.من شما و معاويه را دوست دارم. حضرت فرمود: تو دچار بيماري در ديد شده اي يا کور شو يا عيبت را برطرف کن.
در نتيجه ماه رمضان ماهي است که انسان روزه دار چشم را بر همه چيز غير از خدا بپوشاند و تنها روي قلب خود را بر خداوند بگشايد و در اين صورت است که خدا خود مي شود پاداش روزه دار چنانکه فرمود: الصوم لي و انا اجزي به.
چنانچه آدمي قلب خود را سليم ننمايد و و از هرگونه الودگي چاکيزه نگاه ندارد هر آينه همه وجود و اعضاي او نيز آلوده خواهد بود چرا که قلب مرکز طهارت و آلودگي انسان است.
رسول گرامي اسلام فرمود: اذا طاب قلب المر طاب جسده و اذا خبث القلب خبث الجسد. کنزالعمال: 1222.
پاکي جسد و بدن که در پي ياکي قلب به دست مي آيد در رشد و ارتقاء مقام معنوي انسان موثر خواهد بود وقتي ابراهيم مورد امتحان قرار گرفت و امتحان او نيز در باره همسر و فرزندش و خانواده اش بود تا جايي که مامور شد فرزندش را قرباني کند و در اين مسير هرگز نلغزيد و کوتاهي در اجراي فرمان الهي ننمود و توفيق پيروزي را به دست آورد همه اين توفيقات به خاطر برخورداري او از قلب سليم و پاکيزه بود که در آن غيز خدا وجود نداشت وقتي قلب انسان مملو از خدا باشد از غير خدا هيچ طلب نمي کند و همه چيز را برا ي خدا وا مي گذارد همسرش را در بيابان مي گذارد و فرزندش را به قربانگاه مي برد و خود در آتش مي افتد ولي خم به ابرو نمي آورد و وقتي جبرييل به او پيشنهاد مي کند از من چيزي بخواه و تقاضا کن مي گويد: اما اليک فلا. از تو چيزي نمي خواهم و خدا هم که به حال منواقف است اگر اراده و خواست او سوختن من است من حاضر به سوختن هستم.
اين ابراهيم بود که با قلب سليم به سوي خدا رفت ولي از او بالاتر اقدام امام حسين (ع) در ماتجراي کربلا و عاشورا است که جوانانش و همه خانواده اش همراه او يا به شهادت رسيدند و يا به اسارت رفتند و حتي شش ماهه اش روي دست او سرش بريده شد و سرش به پشت افتاد ولي هرگز شکي به دلش راه نداد و ترديد به خود راه نداد که آيا اين امر الهي است يا نه و آيا اين عمل صحيح است يا نه چرا اين کار را خدا از من خواسته هرگز اين امور در دل او راه پيدا نکرد بلکه وقتي در بالاترين جايگاه قرار دارد روي دوش پيامبر و وقتي در نازل ترين جايگاه به حسب ظاهر يعني قتلگاه و شمر روي شينه او همه جا مي گويد خدا و اعلان رضايت از خدا و تن دادن به قضاي الهي مي کند چون قلب او مملو از خدا است و آن قلب سليم است.
خطبه دوم: 90/5/14
توصيه مجدد به تقوي:
مناسبتها:
1 - روز 17 مرداد سالروز شهادت مظلومانه ديپلمات ها و شهيد محمود صارمى، خبرنگار خبرگزارى جمهورى اسلامى در افغانستان به دست گروه طالبان (1377 ه.ش) و روز خبرنگار.
خبرنگار آيينه انعکاس رفتارهاي سالم و بيمار افراد و جامعه است و هر جامعه اي نيازمند مشاهده رفتارهاي خوب و بد خود براي آسيب شناسي رفتاري خويش و گام برداشتن در راستاي اصلاح امور رفتاري است و خبرنگار مي تواتند در اين مسير به کمک آسيب شناسي رفتاري بيايد و در اصلاح امور مساعد جامعه باشد.
پس حضور خبرنگاران را بايستي مغتنم شمرد و در مسير صحيح از آنها استفاده نمود.
امروز در جايگاه جهاني ارتباطات و اطلاع رساني بسياري از مشکلات جامعه از طريق همين خبرنگاران و انعکاس اخبار در رسانه ها و اطلاع يافتن مردم از آن مرتفع مي شود و در غير اينصورت شايد بر حجم اشکالات جامعه افزوده گردد.
جامعه اسلامي و در مديريت اسلامي آن جامعه و مديريتي موفق تر است که مردم از عملکرد خوب و بد او بيشتر بدانند نه اينکه مردم را از دانستن وضعيت جامعه و اخبار مردمي و حکومتي محروم سازند و خبر نگار در آگاه ساختن مردم و بالابردن سطح دانايي مردم نسبت به وضعيت جامعه بسيار موثر هستند.
2 روز 20 مرداد سالروز وفات حضرت خديجه(س) (3 سال قبل از هجرت).
بانوي پاكدامن دوران جاهليت:
مهمترين ويژگي و ارزشمندي انسان پاكدامني او است چرا كه در قالب پاكدامني مي توان به ساير ارزش ها نيز دست يافت.
حضرت خديجه با وجود اينكه بخش عمده اي از زندگي اش در دوران جاهليت سپري گرديده كه در آن عصر و زمان از پاكدامني و عفت و توجه به ارزشهاي معنوي الهي خبري نبوده ولي در همان دوران نيز او به پاكدامني شهره بوده و اشتهار به سلامت نفس و طهارت روح داشته است اين نكته تا جايي مشهور بوده كه پاكدامني وي عامل ايجاد لقبي مناسب رفتار وي براي او شد چرا كه او را طاهره لقب دادند. «و كانت تُدعي في الجاهلّية بالطّاهره لشدّة عفافها و صيانتها. سير اعلام النبلاء، ج2، ص111
سلام خداوند به خديجه:
مقام معنوي حضرت خديجه عليهاالسلام آنقدر والاست كه خداوند به نشانه ارزش گذاري به مقام وي به وسيله امين وحي خويش، جبرئيل بر او سلام مي فرستد و او را گرامي مي دارد. هنگامي که پيامبر اعظم از معراج بازگشت، از جبرئيل پرسيد: آيا کار ديگري هست؟ جبرئيل فرمود: «از طرف خداوند و از سوي من به خديجه عليهاالسلام سلام برسان.
وكيع ، باسناده ، أن رسول الله صلى الله عليه وآله قال لخديجة : يا خديجة ، هذا جبرائيل يخبرني أن الله عزوجل أرسله اليك بالسلام . فقالت خديجة : الله السلام ولله السلام وعلى جبرائيل السلام . - شرح الأخبار - القاضي النعمان المغربي ج 3 ص 21 .
وكيع از پيامبر اعظك روايت مي كند : هنگامي که آنحضرت پس از بارگشت از معراج خديجه را ملاقات کرد، به وي فرمود: «اي خديجه! خداوند و فرشتگان بر تو سلام مي رسانند و گرامي ات مي دارند.» خديجه فرمود: خداوند، خود، سلام است و سلام از اوست و سلام به سوي اوست و نيز سلام بر جبرئيل فرشته حق باد.
محبت پيامبر اعظم به حضرت خديجه:
در علاقه مندي پيامبر اسلام به همسرش خديجه شك و ترديدي وجود ندارد و اين شدت علاقه مندي علاوه بر جهت باطني كه برخوردار بود در ظاهر و رفتارهاي ظاهري پيامبر نيز به نمايش گذاشته مي شد كه نمونه هايي از آن در تاريخ به ثبت رسيده است.
به طور نمونه پيامبر اعظم در چهل شبانه روزي كه براي فراهم شدن زمينه انعقاد نطفه فاطمه زهرا (س) به امر الهي از خديجه (ع) دوري گزيده بود و خديجه سر اين مساله را نمي دانست اين امر مايه غم و اندوه وي را فراهم آورده بود پيامبر براي اينكه نمي توانست ناراحتي وي را تحمل كند از اين رو توسط عمار ياسر به خديجه چنين پيام داد: يا خديجة لا تظني أن انقطاعي عنك ولا قلى ولكن ربي عز وجل أمرني بذلك لتنفذ أمره فلا تظني يا خديجة إلا خيرا ، فإن الله عز وجل ليباهي بك كرام ملائكته كل يوم مرارا.
اي خديجه! از اين جدايي من گمان بد مبر و آن را نشانه بي علاقه گي من به خود مپندار بلكه اين به امر الهي است و خداوند خواسته تا امرش تحقق بيابد پس جز گمان نيك چيزي به قلبت راه مده چرا كه خداوند متعال به افتخار وجود تو هر روز به طور مكرر به فرشتگان بزرگش افتخار ميكند. كشف الغمه، ج 2، ص 72 . الأنوار الساطعة ص 125 .
محبت و علاقه مندي خديجه به پيامبر اعظم(ص):
از آن جهت كه خديجه داراي شخصيتي معنوي است و معنويت را عامل اصلي رشد انسان در همه ابعاد حتي خانواده مي داند در انديشه وي همه سعادت و خوشبختي در ارتباط با فرستاده خدا است، و لذا در جمله اي محبت و علاقه مندي خود را نسبت به آن فرستاده الهي چنين بيان مي دارد: «سَعِدَتْ مَنْ تُكونُ لِمحمّدٍ قرينةً، فانّه يُزيِّنُ صاحِبَه. خوشبختي نصيب زني است كه همسر محمد(ص) گردد، زيرا محمد براي وي مايه افتخار است. بحار، ج16، ص23
حضرت خديجه پس از ازدواج نيز در فرصت هاى مناسب به همسر گرامى خويش ابراز علاقه و محبت مى كرد او در قالب اشعارى زيبا درباره آنحضرت آنچه در دلش مي گذشت را چنين ابراز مى دارد:
فلو اننى امشيت فى كل نعمة
ودامت لى الدنيا وملك الاكاسرة
فما سويت عندى جناح بعوضة
اذا لم يكن عينى لعينك ناظرة .
اگر تمام نعمت هاى دنيا و سلطنت هاى پادشاهان را داشته باشم و ملك آن ها هميشه از آن من باشد، به نظر من به اندازه بال پشه اى ارزش ندارد زمانى كه چشم من به چشم تو نيفتد. بحار الانوار: ج 16 ص 52.
3 تذکرات نسبت به ماه رمضان و رعايت حريم اين ماه و ضرورت توجه بيشتر به مراسمات مذهبي و محافل ارشادي اين ماه در مساجد و هيئات مذهبي.
توصيه به تقوي:
پيامبر اعظم در خطبه معروف شعبانيه وقتي فضايل ماه رمضان ضرورت استقبال از آن را بيان مي کند در پايان علي (ع) مي گويد: من برخاستم و پرسيدم: فقمت فقلت : يا رسول الله ، ما أفضل الأعمال في هذا الشهر ؟ فقال : يا أبا الحسن ، أفضل الأعمال في هذا الشهر الورع عن محارم الله عز وجل ، الأمالي - الشيخ الصدوق - ص 155.
بهترين و با فضيلت ترين عمل در اين ماه(ماه رمضان) چيست؟ فرمود: افضل اعمال در اين ماه رعايت ورع و تقوا وو چشم پوشي از حرام هاي الهي است.
موضوع: ماه رمضان و پرورش قلب سليم:
اختصاص زماني در ميان زمانها و فرصت ها به وجود مقدس خداوند براي اين است که به آن زمان توجه خاص و ويژه اي شده و مي شود و امکان بهره وري بيشتر از آن وجود دارد
ماه رمضان که به ماه خدا ملقب شده براي اين است که آدمي بتواتند در اين فرصت طلايي ماه رمضان استفاده بيشتري داشته باشد و چيزي را به دست آورد که صاحب اين ماه براي آن ارزش قايل است و آن را مايه نجات آدمي دانسته و براي سخت ترين روزها نيز مفيد واقع خواهد شد.
اما آن چيزي که در سخت ترين روزها براي آدمي مفيد واقع خواهد شد چيست؟ و از چه طريقي حاصل مي شود؟ آيا در مجموعه رفتارهاي ظاهري انسان است و يا مربوط به رفتارهاي باطني انسان مي باشد؟
در قرآن کريم آيه اي وجود دارد که هم سخت ترين روز را معرفي مي مکند و مهمترين کار براي آنروز را.
(يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَ لَا بَنُونَ ) * ( إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ )الشعراء:89/26)
روز قيامت سختترين روز است که مطابق اين آيه شريفع تنها راه نجات تحصيل قلب سليم است.
س) مفهوم قلب سليم كه قرآن از آن به عنوان تنها سرمايه نجات انسان در روز قيامت ياد مي كند چيست؟
قبل از آن بايد به مفهوم قلب توجه کرد و سپس به مفهوم قلب سليم.
رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : إنما سمي القلب من تقلبه ، إنما مثل القلب مثل ريشة بالفلاة تعلقت في أصل شجرة تقلبها الريح ظهر البطن. کنزالعمال: 1210.
پيامبر اعظم فرمود: همانا قلب به اين نام ناميده شده چرا که منقلب و دگرگون مي گردد و حکايت دل و قلب حکايت پري است که در يک دشت به بيخ درختي آويخته شده و باد آنرا زير و رو مي کند.
زير و رو شدن قلب به خاطر تحولاتي است که در قلب به وجود مي آيد گاهي بيمار مي شود و گاهي در سلامتي به سر مي برد.
سلامتي قلب ايمان است و بيماري قلب نفاق و دوگانگي.
پس قلب سليم آن قلبي است که در سلامتي کامل به سر برد چون سليم از ريشه سلامت مفهوم روشني دارد يعني قلبي که از هرگونه بيماري و آلودگي و انحراف اخلاقي و اعتقادي دور باشد.
مفسران براي «قلب سليم» تفسيرهاي متعددي بيان كرده اند كه هر كدام به عنوان تعيين مصداقي براي قلب سليم است نه تفسير واقعي آن.
حقيقت اين است كه: «سليم» از ماده «سلامت» است، و هنگامي كه سلامت به طور مطلق مطرح مي شود، سلامتي از هرگونه بيماري اخلاقي و اعتقادي را شامل مي شود. قرآن مجيد درباره منافقان، مي گويد: في قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا: «در دل هاي آنها يك نوع بيماري است و خداوند نيز (براثر لجاجت و گناهشان) بر اين بيماري مي افزايد.»
جالب ترين تفسير براي «قلب سليم» را امام صادق(ع) بيان فرموده: «قلب سليم قلبي است كه خدا را ملاقات كند، درحالي كه هيچ كس جز او در آن نباشد.»
الإمام الصادق ( عليه السلام ) - في قوله تعالى : ( إلا من أتى الله بقلب سليم ) : القلب السليم الذي يلقى ربه ، وليس فيه أحد سواه ، وكل قلب فيه شرك أو شك فهو ساقط.
رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) - وقد سئل : ما القلب السليم ؟ - : دين بلا شك وهوى ، وعمل بلا سمعة ورياء . مستدرک الوسايل: 1/113.
از پيامبر اسلام در باره قلب سليم پرسيده شد که فرمود: قلبي سليم آن است که در آن دين باشد بدون هيچ شک و ترديد و بدون هواي نفس و در عمل و رفتار هم رفتار او بدون رياکاري باشد.
المسيح ( عليه السلام ) : القلوب ما لم تخرقها الشهوات ويدنسها الطمع ويقسها النعيم فسوف تكون أوعية للحكمة. تحف العقول: 504.
حضرت مسيح فرمود: قلوب و دلها تا زماني که شهوات و خواسته هاي شهواني آنها را از هم ندرد و طمع آلوده شان نسازد و نعمت ها و دارايي ها آنها را قسي و سخت نگرداند مي توانند در آينده پيش رويشان ظرفهاي حکمت و دانايي باشند.
و نيز در روايت ديگري از همان امام آمده است كه: «كسي كه نيت صادقي دارد صاحب قلب سليم است، چراكه سلامت قلب از شرك و شك، نيت را در همه چيز خالص مي كند.»
بنابراين صاحب قلب سليم در اين دنيا نيز قلبش از امور غيرخدايي خالي است. اموري از قبيل هواي نفس، قدرت طلبي، تكاثرطلبي، ناهنجاري هاي اخلاقي و... هيچ گونه تناسبي با قلب سليم ندارد. و بالاخره در يك كلام قلب سليم قلبي است كه جميع وابستگي هاي غيرخدايي را از خود دور ساخته و در دنيا كانون توجه و تمركز خود را بر خداي تبارك و تعالي قرار داده است كه در دعا مي خوانيم: الهي هب لي كمال الانقطاع اليك. خدايا كمال بريدن و گسستن به سوي خودت را به من عطا فرما.شخصي به امام علي بن ابيطالب عليه السلام عرض کرد: اني احبک و احب معاويه. فقال له الامام انت اعور فاما ان تعمي و اما ان تشفي من العور
.من شما و معاويه را دوست دارم. حضرت فرمود: تو دچار بيماري در ديد شده اي يا کور شو يا عيبت را برطرف کن.
در نتيجه ماه رمضان ماهي است که انسان روزه دار چشم را بر همه چيز غير از خدا بپوشاند و تنها روي قلب خود را بر خداوند بگشايد و در اين صورت است که خدا خود مي شود پاداش روزه دار چنانکه فرمود: الصوم لي و انا اجزي به.
چنانچه آدمي قلب خود را سليم ننمايد و و از هرگونه الودگي چاکيزه نگاه ندارد هر آينه همه وجود و اعضاي او نيز آلوده خواهد بود چرا که قلب مرکز طهارت و آلودگي انسان است.
رسول گرامي اسلام فرمود: اذا طاب قلب المر طاب جسده و اذا خبث القلب خبث الجسد. کنزالعمال: 1222.
پاکي جسد و بدن که در پي ياکي قلب به دست مي آيد در رشد و ارتقاء مقام معنوي انسان موثر خواهد بود وقتي ابراهيم مورد امتحان قرار گرفت و امتحان او نيز در باره همسر و فرزندش و خانواده اش بود تا جايي که مامور شد فرزندش را قرباني کند و در اين مسير هرگز نلغزيد و کوتاهي در اجراي فرمان الهي ننمود و توفيق پيروزي را به دست آورد همه اين توفيقات به خاطر برخورداري او از قلب سليم و پاکيزه بود که در آن غيز خدا وجود نداشت وقتي قلب انسان مملو از خدا باشد از غير خدا هيچ طلب نمي کند و همه چيز را برا ي خدا وا مي گذارد همسرش را در بيابان مي گذارد و فرزندش را به قربانگاه مي برد و خود در آتش مي افتد ولي خم به ابرو نمي آورد و وقتي جبرييل به او پيشنهاد مي کند از من چيزي بخواه و تقاضا کن مي گويد: اما اليک فلا. از تو چيزي نمي خواهم و خدا هم که به حال منواقف است اگر اراده و خواست او سوختن من است من حاضر به سوختن هستم.
اين ابراهيم بود که با قلب سليم به سوي خدا رفت ولي از او بالاتر اقدام امام حسين (ع) در ماتجراي کربلا و عاشورا است که جوانانش و همه خانواده اش همراه او يا به شهادت رسيدند و يا به اسارت رفتند و حتي شش ماهه اش روي دست او سرش بريده شد و سرش به پشت افتاد ولي هرگز شکي به دلش راه نداد و ترديد به خود راه نداد که آيا اين امر الهي است يا نه و آيا اين عمل صحيح است يا نه چرا اين کار را خدا از من خواسته هرگز اين امور در دل او راه پيدا نکرد بلکه وقتي در بالاترين جايگاه قرار دارد روي دوش پيامبر و وقتي در نازل ترين جايگاه به حسب ظاهر يعني قتلگاه و شمر روي شينه او همه جا مي گويد خدا و اعلان رضايت از خدا و تن دادن به قضاي الهي مي کند چون قلب او مملو از خدا است و آن قلب سليم است.
خطبه دوم: 90/5/14
توصيه مجدد به تقوي:
مناسبتها:
1 - روز 17 مرداد سالروز شهادت مظلومانه ديپلمات ها و شهيد محمود صارمى، خبرنگار خبرگزارى جمهورى اسلامى در افغانستان به دست گروه طالبان (1377 ه.ش) و روز خبرنگار.
خبرنگار آيينه انعکاس رفتارهاي سالم و بيمار افراد و جامعه است و هر جامعه اي نيازمند مشاهده رفتارهاي خوب و بد خود براي آسيب شناسي رفتاري خويش و گام برداشتن در راستاي اصلاح امور رفتاري است و خبرنگار مي تواتند در اين مسير به کمک آسيب شناسي رفتاري بيايد و در اصلاح امور مساعد جامعه باشد.
پس حضور خبرنگاران را بايستي مغتنم شمرد و در مسير صحيح از آنها استفاده نمود.
امروز در جايگاه جهاني ارتباطات و اطلاع رساني بسياري از مشکلات جامعه از طريق همين خبرنگاران و انعکاس اخبار در رسانه ها و اطلاع يافتن مردم از آن مرتفع مي شود و در غير اينصورت شايد بر حجم اشکالات جامعه افزوده گردد.
جامعه اسلامي و در مديريت اسلامي آن جامعه و مديريتي موفق تر است که مردم از عملکرد خوب و بد او بيشتر بدانند نه اينکه مردم را از دانستن وضعيت جامعه و اخبار مردمي و حکومتي محروم سازند و خبر نگار در آگاه ساختن مردم و بالابردن سطح دانايي مردم نسبت به وضعيت جامعه بسيار موثر هستند.
2 روز 20 مرداد سالروز وفات حضرت خديجه(س) (3 سال قبل از هجرت).
بانوي پاكدامن دوران جاهليت:
مهمترين ويژگي و ارزشمندي انسان پاكدامني او است چرا كه در قالب پاكدامني مي توان به ساير ارزش ها نيز دست يافت.
حضرت خديجه با وجود اينكه بخش عمده اي از زندگي اش در دوران جاهليت سپري گرديده كه در آن عصر و زمان از پاكدامني و عفت و توجه به ارزشهاي معنوي الهي خبري نبوده ولي در همان دوران نيز او به پاكدامني شهره بوده و اشتهار به سلامت نفس و طهارت روح داشته است اين نكته تا جايي مشهور بوده كه پاكدامني وي عامل ايجاد لقبي مناسب رفتار وي براي او شد چرا كه او را طاهره لقب دادند. «و كانت تُدعي في الجاهلّية بالطّاهره لشدّة عفافها و صيانتها. سير اعلام النبلاء، ج2، ص111
سلام خداوند به خديجه:
مقام معنوي حضرت خديجه عليهاالسلام آنقدر والاست كه خداوند به نشانه ارزش گذاري به مقام وي به وسيله امين وحي خويش، جبرئيل بر او سلام مي فرستد و او را گرامي مي دارد. هنگامي که پيامبر اعظم از معراج بازگشت، از جبرئيل پرسيد: آيا کار ديگري هست؟ جبرئيل فرمود: «از طرف خداوند و از سوي من به خديجه عليهاالسلام سلام برسان.
وكيع ، باسناده ، أن رسول الله صلى الله عليه وآله قال لخديجة : يا خديجة ، هذا جبرائيل يخبرني أن الله عزوجل أرسله اليك بالسلام . فقالت خديجة : الله السلام ولله السلام وعلى جبرائيل السلام . - شرح الأخبار - القاضي النعمان المغربي ج 3 ص 21 .
وكيع از پيامبر اعظك روايت مي كند : هنگامي که آنحضرت پس از بارگشت از معراج خديجه را ملاقات کرد، به وي فرمود: «اي خديجه! خداوند و فرشتگان بر تو سلام مي رسانند و گرامي ات مي دارند.» خديجه فرمود: خداوند، خود، سلام است و سلام از اوست و سلام به سوي اوست و نيز سلام بر جبرئيل فرشته حق باد.
محبت پيامبر اعظم به حضرت خديجه:
در علاقه مندي پيامبر اسلام به همسرش خديجه شك و ترديدي وجود ندارد و اين شدت علاقه مندي علاوه بر جهت باطني كه برخوردار بود در ظاهر و رفتارهاي ظاهري پيامبر نيز به نمايش گذاشته مي شد كه نمونه هايي از آن در تاريخ به ثبت رسيده است.
به طور نمونه پيامبر اعظم در چهل شبانه روزي كه براي فراهم شدن زمينه انعقاد نطفه فاطمه زهرا (س) به امر الهي از خديجه (ع) دوري گزيده بود و خديجه سر اين مساله را نمي دانست اين امر مايه غم و اندوه وي را فراهم آورده بود پيامبر براي اينكه نمي توانست ناراحتي وي را تحمل كند از اين رو توسط عمار ياسر به خديجه چنين پيام داد: يا خديجة لا تظني أن انقطاعي عنك ولا قلى ولكن ربي عز وجل أمرني بذلك لتنفذ أمره فلا تظني يا خديجة إلا خيرا ، فإن الله عز وجل ليباهي بك كرام ملائكته كل يوم مرارا.
اي خديجه! از اين جدايي من گمان بد مبر و آن را نشانه بي علاقه گي من به خود مپندار بلكه اين به امر الهي است و خداوند خواسته تا امرش تحقق بيابد پس جز گمان نيك چيزي به قلبت راه مده چرا كه خداوند متعال به افتخار وجود تو هر روز به طور مكرر به فرشتگان بزرگش افتخار ميكند. كشف الغمه، ج 2، ص 72 . الأنوار الساطعة ص 125 .
محبت و علاقه مندي خديجه به پيامبر اعظم(ص):
از آن جهت كه خديجه داراي شخصيتي معنوي است و معنويت را عامل اصلي رشد انسان در همه ابعاد حتي خانواده مي داند در انديشه وي همه سعادت و خوشبختي در ارتباط با فرستاده خدا است، و لذا در جمله اي محبت و علاقه مندي خود را نسبت به آن فرستاده الهي چنين بيان مي دارد: «سَعِدَتْ مَنْ تُكونُ لِمحمّدٍ قرينةً، فانّه يُزيِّنُ صاحِبَه. خوشبختي نصيب زني است كه همسر محمد(ص) گردد، زيرا محمد براي وي مايه افتخار است. بحار، ج16، ص23
حضرت خديجه پس از ازدواج نيز در فرصت هاى مناسب به همسر گرامى خويش ابراز علاقه و محبت مى كرد او در قالب اشعارى زيبا درباره آنحضرت آنچه در دلش مي گذشت را چنين ابراز مى دارد:
فلو اننى امشيت فى كل نعمة
ودامت لى الدنيا وملك الاكاسرة
فما سويت عندى جناح بعوضة
اذا لم يكن عينى لعينك ناظرة .
اگر تمام نعمت هاى دنيا و سلطنت هاى پادشاهان را داشته باشم و ملك آن ها هميشه از آن من باشد، به نظر من به اندازه بال پشه اى ارزش ندارد زمانى كه چشم من به چشم تو نيفتد. بحار الانوار: ج 16 ص 52.
3 تذکرات نسبت به ماه رمضان و رعايت حريم اين ماه و ضرورت توجه بيشتر به مراسمات مذهبي و محافل ارشادي اين ماه در مساجد و هيئات مذهبي.








