2026 August 18 - سه شنبه 27 مرداد 1405
چگونگي بهره وري امام کاظم (ع) از تنگناي دوره امامت آنحضرت
کد خبر: ٣١٦ تاریخ انتشار: ٠٣ تير ١٣٩٠ - ١٣:٣٥ تعداد بازدید: 1553
صفحه نخست » خطبه سال 90 به قبل » خطبه های نماز جمعه
چگونگي بهره وري امام کاظم (ع) از تنگناي دوره امامت آنحضرت

خطبه اول: 90/4/3

توصيه به تقوي:

 عن ابي عبدالله(ع)قال: اتقوا الله واعدلوا فانکم تعيبون علي قوم لا يعدلون. وسايل الشيعه: 11/126 ح 1.

امام صادق(ع)  فرمود: تقوا پيشه کنيد و در رفتارتان عدالت را محور قرار دهيد چرا که شما خود به مردم غير عادل عيب مي گيريد.

 

موضوع: چگونگي بهره وري امام کاظم (ع) از تنگناي دوره امامت آنحضرت:

 دوران امامت امام كاظم(ع)  در ميان مجموعه دوران حكومت عباسى، از ويژگى هاى منحصر به فردى برخودار بود، كه به مانند آن در عصر ساير معصومين كمتر قابل مشاهده مى باشد و همين موضوع نيز سبب ايجاد سختى شديدى در اين دوران شده است، و امكان رخداد فيزيكى و قيام عليه حكومت عباسى را از امام كاظم و همراهان آنحضرت گرفته بود، و چنانچه حركتى در اين راستا صورت مى پذيرفت قطعا با شكست مواجه مى شد، و به ضرر اسلام و مسلمين منجر مى گشت، از اين رو امام كاظم نير به رسم پدر بزرگوارش تصميم گرفت همان سيره علمى و ترويج مسايل دينى و اخلاقى دين اسلام را در پيش بگيرد، و از اقدام به مبارزه فيزيكى اجتناب كند، تا زمانى كه فرصتى مناسب براى ساير امور بوجود آيد.اگر چه برخى ها ممكن است در جامعه اين حركت امام را با برداشت هاى نادرست به خطا حمل كنند، امّا هر عقل سليمى مى داند كه اين امام معصوم است كه تشخيص مى دهد در چه زمانى بايستى به چه عملى اقدام نمود و به چه عملى اقدام ننمود.امّا نكته قابل توجه اينكه امام كاظم در اين دوران ضمن اقدام به كارهاى علمى و فرهنگى، از امور سياسى جامعه نيز غافل نبود بلكه توجه ويژه داشت، و همه امور را رصد مى كرد و با شيوه هاى مناسب و مسالمت آميز امّا در كمال اقتدار به آن اقدام مى ورزيد. و اين امر سبب شده بود كه حكومت بر دلها از آن امام باشد نه هارون.

 امامت بر دلها:

 هارون روزى دركنار كعبه با امام كاظم مواجه شد، به او گفت: هل انت من بايعه الناس خفية و رضوا بك اماماً؟ آيا تو همان كسى هستى كه مردم در خفا با تو بيعت نمودند و به امامت تو رضايت داده اند؟  فقال الامام: انا امام القلوب و انت امام الجسوم.

 من امام بر دلها و قلبهاى مردم هستم و تو امام بر جسم ها وبدنهاى مردم هستى. الصواعق المحرقه: 204.  شخصيت چند گانه هارون:

 يكى از مشكلات زمان امام كاظم برخودارى هارون از شخصيت چند گانه و منافق مآبانه او بود كه مردم براحتى نمى توانستند او را بشناسند.

 مورخان نوشته اند كه هارون روزى به نزد فضيل به عياض رفته و به او گفت: مرا موعظه كن.

فضيل نيز او را موعظم مى نمود و او را از خداوند و عذاب الهى مى ترساند، و هارون نيز همچنان گريه مى كرد و اشك مى ريخت، تا به جايى كه به حالت اغما و بيهوشى فرو رفته و بر زمين افتاد، و چون به هوش آمد، دوباره تقاضا كرد تا او را نصيحت كند موعظه نمايد و دوباره مى گريست و اين كار او چند بار تكرار شد و سپس به فضيل به جهت نصيحت به او، هزار دينار پاداش داد تا در ضرورت مصرف كند.

 ولى در مقابل همين شخصيت، در كمال بى مبالاتى به عيش و نوش و طرب و شادى مى پرداخت و براى خوش گذرانى هايش از رقاصه ها و كنيزكان استفاده مى كرد، تا جايى كه نقل شده كه در حرمسراى خود هزار كنيز داشت كه سيصد تن از آنان مخصوص رقص و آوازه خوانى بودند. و در يك مجلسى كه يكى از افراد. تاريخ تمدن اسلامى، جرجى زيدان،: 162/5.

آوازه خوان به شدت براى هارون واسايل طرب و شادى را فراهم نموده بود، پس از آن مجلس دستور داد او را به حكومت مصر بگماريد.  نفس المصدر.

 نفوذ در حكومت هارون براى حل مشكلات شيعيان:

 يكى از راههايى كه امام كاظم در دوران امات خود با توجه به سختى دوران و حكومت عباسى، پيش گرفت، نفوذ در حوكت با مهره چينى هاى مناسب جهت فراهم نمودن زمينه براى رفع مشكلات مردم و حمايت شيعيان بود، كه نمونه بارز آن مهره چينى، حضور على بن يقطين به عنوان وزير هارون است، و پس از اينكه او وزير هارون شد، چندين بار مى خواست زا اين منصب كناره گيرى كند ولكن امام كاظم موافقت نفرمودند و توصيه كردند كه در همان منصب باشد و به او فرمودند:

 أضمن لى خصلة، أضمن لك ثلاثا. فقال على: وما هنّ؟

 فقال الامام: الثلاث الواتى أضمنهنّ لك: أن لايصيبك حر الحديد ابدا بقتل، ولافاقة، ولاسجن. واما ما تضمنه هو أن لا ياتيك ولى ابدا الّا أكرمته.

 فرمود: من براى تو تضمين مى كنم كه هرگز با شمشير دشمن در اين منصب كشته نشوى، و.....و به زندان نيز نيافتى.

 امّا آنچه تو بايد براى من تضمين كنى اينكه هر كسى از دوستان ما به نزد تو آمد، بدون استثاء او را اكرام و احترام كنى. على بن يقطين نيز اين عهد را پذيرفت.

 على بن يقطين هر سال حدود 150 و يا 200 نفر را به نيابت به حج مى فرستاد، و به هر كدام نيز مبالغ قابل توجهى پول مى داد، و اين نمونه اى از تقويت اقتصادى شيعيان بود، كه شيخ بهايى در اين نكته دقيق شده و اينچنين برداشت كرده كه امام كاظم به على بن يقطين اجازه تصرف در بيت المال را داده بود تا او بدينوسيله به وضعيت شيعيان برسد و بيت المال نيز در اختيار شيعيان مردم قرار گيرد. تنقيح المقال: 317/2.

 خطاى على بن يقطين و توبيخ او از ناحيه امام كاظم:

 امّا گاهى هم خطايى از على بن يقطين سر زده كه امام او را توبيخ كرد.

 مردى به نام محمد بن على صوفى نقل مى كند: ابراهيم جمال كه شغل شتردارى داشت براى عرض حاجتى محضر على بن يقطين وزير آمد، على او را اجازه ورود نداد و رد كرد. اتفاقاً در آن سال على بن يقطين به حج مشرف شد و در مدينه به زيارت امام كاظم(ع) آمد، امام به او اجازه ورود نداد، على بن يقطين در روز دوم امام را ملاقات كرد و گفت: مولاى من! گناه من چيست؟!

 امام فرمود: من از ورود تو مانع شدم، زيرا كه تو از ورود برادرت ابراهيم جمال مانع شدى و نگذاشتى پيش تو بيايد، خدا عمل تو را قبول نخواهد فرمود، مگر آن كه ابراهيم جمال از تو بگذرد.

 على گفت: سرور من و مولاى من! اين چطور ممكن است، من در مدينه هستم و او در كوفه!!! امام فرمود: چون شب رسيد بتنهايى به قبرستان «بقيع» برو، بى آن كه كسى از يارانت بداند، خواهى ديد در آن جا اسب اصيلى زين كرده آماده است، آن تو را به كوفه خواهد رسانيد.

 على بن يقطين شب به «بقيع» آمد و به آن مركب سوار شد، بعد از كمى آن اسب او را در كوفه به درخانه ابراهيم جمال رسانيد، على در را زد و گفت: من على بن يقطين هستم .

 ابراهيم از درون خانه صدا زد: على بن يقطين وزير در خانه من چه مى كند؟ على بن يقطين گفت: كار من بزرگ است، آنگاه اجازه گرفت و داخل شد گفت: اى ابراهيم! سرورم موسى كاظم (ع) مرا قبول نكرده مگر آن كه تو از من عفو كنى. گفت: خدا تو را بيامرزد.

 على بن يقطين گفت: من صورتم را به زمين مى گذارم، تو قدم بر صورت من بگذار. ابراهيم گفت: اين كار را نكنم، على بن يقطين اصرار كرد كه بكن، ابراهيم پا به صورت على مى گذاشت و على مى گفت: خدايا! شاهد باش.

 بعد از خانه ابراهيم بيرون آمد، سوار آن اسب شد و اسب همان شب، او را به درخانه امام رسانيد، امام (ع) به او اجازه ورود داد و قبولش فرمود.

بحار الانوار: ج 48 ص 85 از عيوان المعجزات.

نمونه اى از سختگيرى هاى دوران هارون بر شيعيان:

 محمد بن ابى عمير بغدادى الاصل و يكى از اصحاب و راويان بزرگ معاصر امام كاظم است، او امام كاظم (ع) را ملاقات كرده و از او احاديث بسيارى شنيد و نيز از حضرت رضا (ع) حديث نقل كرده، در نزد خاصه و عامه داراى منزلت است، شيخ در فهرست فرمود: «و كان من أوثق الناس عندالخاصة و العامة و أنسكهم نسكاً».

 او همان است كه به هارون الرشيد خبر دادند: كه او نامهاى همه شيعه را در عراق مى داند، هارون او را گرفت و گفت: نام شيعيان را بگو، او قبول نكرد، او را لخت كرده و آويزان نموده و صد ضربه شلاق زدند. مى گويد: تحمل فشار بقدرى سخت شد كه عن قريب بود نام شيعيان را فاش كنم، ناگاه نداى محمد بن يونس بن عبدالرحمان را شنيدم كه مى گفت: ابن ابى عمير! از خدا بترس، و موقف خود را در پيش خدا بياد آور، اين گفته باعث قوت قلب شد كه تحمل كردم و نگفتم والحمدلله؛ و در آن گرفتارى بيشتر از صد هزار درهم ضرر ديد. )رجال كشى(.

او چهار سال بعلت طرفدارى از امامت بزندان رفت، خواهرش كتابهاى او را دفن كرد و از بين رفت، بقولى خودش در غرفه اى گذاشته بود كه باران بر آنها جارى گرديد و ششسته شدند، لذا از حفظ، نقل حديث مى كرد، اصحاب ما بر مراسيل او اعتماد كرده اند، كتابهاى زيادى تأليف كرده است، او در سال دويست و هفده به جوار حق پيوست.

 سندى بن شاهك بامر هارون او را صد و بيست تازيانه زد و در حبس افكند، او بيست و يك هزار درهم داد تا خلاص شد...

خطبه دوم: 90/4/3

توصيه مجدد به تقوي:

مناسبتها:

1   روز 7 تير ماه برابر با 25 رجب روز دو شنبه سالروز شهادت امام موسي بن جعفر (ع).

2 -  روز شهادت 72 تن از شهداي حادثه 7 تير و روز قوه قضاييه.

قوه قضاييه يكى از اركان مهم نظام اسلامى است. كارآمدى يا ناكارآمدى آن تأثير بسيارى بر سلامت يا فساد دستگاه هاى ديگر كشور دارد. يك قوه قضاييه كارآمد بايد بتواند با همكارى و هماهنگى اركان ديگر نظام، به طور قاطع، بى امان و همه جانبه با اخلالگران امنيت اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى، سياسى و علمى جامعه مبارزه كند و عدالت، آزادى و آرامش خاطر را براى همه مردم به ارمغان بياورد.

 استفاده دقيق از منابع دينى در كنار بهره مندى از جديدترين فن آورى ها و دستاوردهاى دانش بشرى به منظور انجام سريع تر و دقيق تر امور مردم، از ديگر ويژگى هاى يك قوه قضاييه كارآمد است. سلامت بدنه، تأثيرناپذيرى از انواع فشارها، تهديدها و تطميع ها از ديگر ويژگى هاى چنين قوه اى است.

 در حكمى كه مقام معظم رهبرى حدود 22 ماه قبل براى رئيس جديد قوه قضاييه صادر فرمودند، از دو ويژگى رئيس جديد قوه قضائيه به نيكى ياد مى فرمايند: 1- روحيه و توان نوآورى 2- ابتكار

 بدون ترديد براى تحول در دستگاه قضا، سخت نيازمند اين دو ويژگى هستيم. مردم از دستگاه قضا مطالباتى دارند كه به نوعى، مطالبات رهبرى نظام اسلامى هم هست كه در حكم انتصاب رهبرى براى آقاى لاريجانى به آن ها اشاره شده است.

 الف- سلامت اركان قضا در كشور

 ب- اتقان احكام

 ج- سهولت و سرعت در اجراى احكام

 رسيدن به اين اهداف بدون شك زيرساختهاى جديدى را طلب مى كند.امروز هنگام آن است كه نسل قديم مديران قضا، سخاوتمندانه و با اشتياق، تجربيات و دانش نظرى و عملى خود را به قضات جوان منتقل كنند تا مردم شاهد يك نشاط و تلاش جديد در احياى امر قضا در كشور باشند. اسلامى كردن امر قضا تاثير خود را روى دو قوه ديگر حتما خواهد گذاشت و مردم شاهد بسط و تعميق پياده شدن احكام الهى در عرصه هاى اجتماعى خواهند بود.

 

3   روز 9 تير ماه برابر با 27 رجب سالروز مبعث پيامبر اعظم(ص).

4   هفته صر فه جويي در آب.

5- توجه به مسايل اصلي نظام و ارزيابي صحيح از مسايل چالشي ميان قواي سه گانه نظام اسلامي:

يکي از نکات مهم در جامعه اسلامي توجه مسئولان و مديران آن به مسايل اصلي جامعه و اجتناب از پر رنگ کردن مسايل فرعي آن است.

مطابق بيان مقام معظم رهبري مساله مهم سال جاري که شعار سال نيز نام گرفته جهاد اقتصادي است و همگان از سران قوا و مجموعه تحت مديريت انها نيز بايستي براي تحقق اين شعار تلاش کنند و از ايجاد انحراف در تحقق آن نيز جلوگيري نمايند.

اما در اين موضوع قبل از برررسي ان بايستي مصاديق آن نيز روشن گردد تا کسي مرتکب خطا نشود.

لکن آنچه ميتواند در کنار توجه به اصلي ترين موضوع يعني جهاد اقتصادي مورد سوء استفاده قرار گيرد اينت است که چالش هاي ميان قوا و مسئولان نيز يگونهن نادرستي تحليل شود که اين اثر معکوس خواهد داشت.

در اين روزها و هفته هاي سال جاري با برخي از چالش هاي ميان دولت و مجلس مواجه هستيم که در صورت عدم تحليل صحيح ميتواتند مورد سوء استفاده قرار گيرد.

براى آن كه ارزيابى صحيح و جامعى از موضوعات چالش برانگيز اخير در زمينه ادغام وزارتخانه ها، تشكيل وزارت ورزش و معرفى وزير پيشنهادى و... داشته باشيم رعايت انصاف در سنجش انگيزه و نوع عمل هر يك از طرفهاى اين چالش ها ضرورى مى باشد.

برخى افراد خود را راحت نموده و به سادگى، رفتار برخى يا مجموعه افراد و طرفهاى درگير در اين منازعات را متهم به دنياطلبى، لجاجت و از اين دست عناوين مى كنند و آن ها را افرادى در نظر مى گيرند كه مصالح كلى نظام را مورد توجه قرار نمى دهند، در حالى كه اين جز بى انصافى آشكار و جور در حكم قضاوت بر اساس هوى و هوس و خودخواهى توجيه ديگرى نمى تواند داشته باشد.

  *چالش هاى سازنده

 نكته مهمى كه در اين گونه موارد نبايد از آن غفلت كرد، ضرورت چالش در بين اجزاء مؤثر نظام و تأثير بسيار اساسى آن در تضمين اعتدال و سلامت مسير حركت آن مى باشد. اساس تفكيك قوا و نظارت ها و تعامل هاى تودرتويى كه در قانون متعالى اساسى پيش بينى شده است، حكايت از همين ضرورت دارد. بر اين اساس به جاى حمل نمودن مناقشات معمول بر جبهه گيرى و تقابل و تخاصم كه گرچه كار را در ظاهر براى ارزياب غيرمنصف آسان مى سازد، اما مسلماً به دليل جور آشكار، خشم خدا را به همراه خواهد داشت. بايد به دنبال فهم صحيح دلايل طرفين بوده و راه حل صحيح جمع بين نظرات را كاووش نمود. به طور مسلم، اگر اين نگاه معقول و منصفانه علاوه بر ناظران غيروابسته به يكى از اطراف، در خود افراد درگير در اين گونه مباحث وجود داشته باشد، به جاى كينه ورزى و نگاه خصمانه كه جز  دورى بيشتر نتيجه اى ندارد، ظرفيتى براى درك صحيح نظرات يكديگر ايجاد مى نمايد.

 روشن است پذيرش ضرورت چنين نگاهى به معناى نفى مطلق وجود ردپاى هوا و هوس و خودكامگى ها و لجاجت هاى نفسانى نيست، بلكه تعيين واقع بينانه وجهه غالب در عناصر فعال نظام اسلامى مى باشد. شايد وجود چنين نگاهى است كه ظرفيتى ويژه براى تحمل اين گونه مباحثات و حتى اختلاف ها در رهبرى نظام اسلامى - چه در دوره امام و چه در دوره سكاندارى مقام معظم رهبرى - ايجاد نموده است.

 جناب حجت الاسلام رى شهرى نقل مى كنند يك بار كه به عنوان وزير اطلاعات گزارشى از اختلاف بين علماى شهرهاى مختلف را با نگرانى به امام(ره) عرضه كردم، امام(ره) با آرامش تمام فرمودند: چنين اختلاف هايى كمش و نبودش مضر و نگران كننده است و اين اختلافات از زنده بودن و بالنده بودن و در صحنه بودن دلسوزان حكايت مى نمايد (نقل به مضمون)

 مقام معظم رهبرى نيز به طور مكرر بر ضرورت ايجاد و بهره مندى از چنين ظرفيتى سخن رانده اند كه به عنوان نمونه مى توان به بيان ايشان در ديدار هيأت دولت در 17/7/84 اشاره نمود كه فرمودند: «ماها اگر بخواهيم در اين جايگاهى كه هستيم از احتمال خطاى خودمان كم كنيم، بايد از سخن درشت خيرخواهان نرنجيم، يكى از راه هاى سلامت اين است. البته بدخواهانى هم هستند كه سخن درشت و نرم و همه نوع سخنى دارند و از شايعه پراكنى و جنگ روانى و دروغ بستن به اين و آن واهمه اى ندارند و انسان ممكن است در دلش از آن ها برنجد اما كسى كه مى دانيد قصد عناد و دشمنى ندارد ولو با لحن درشتى هم حرف مى زند از او نبايد واقعاً برنجيد. به سخن نرم و دلنشين چاپلوسان هم دل نسپريد. اگر ما اين را رعايت كنيم به نظر من خيلى به سود ماست.»

  *ضرورت حفظ آرامش و اميد

 به رغم آنچه در خصوص نگاه مثبت در ارزيابى چالش ميان اجزاء و عناصر فعال و تأثيرگذار نظام اسلامى بيان شد، به طور قطع نمى توان ضرورت حفظ آرامش و اميد در فضاى جامعه به عنوان بستر و زمينه الزامى پيشرفت و حركت رو به جلو را ناديده انگاشت.

از منظر اخلاقى - كه اى بسا امكان بسط آن به اخلاق اجتماعى و سياسى نيز فراهم و حتى الزامى مى باشد - خط قرمز بحث و گفت وگو «مراء» دانسته شده كه مى تواند طرفين بحث را به كفر بكشاند و در يك سطح حداقلى همان ثمره نزاع كه در آيه فوق آمده را موجب گردد (لاتمار فيذهب بهائك)

  *اصل و فرع كردن موضوعات و مسائل

 يكى از راهكارهاى اساسى كه هم مى تواند بهره مندى از چالش ها را تضمين نمايد و هم از ايجاد شك هاى شكننده كه آرامش جامعه را بر هم مى ريزد و زمينه را براى سوءاستفاده بدخواهان و ممانعت به عمل مى آورد، توجه به اولويتهاست.

 مقام معظم رهبرى در مقاطع و موضوعات مختلف طى سالهاى اخير بر اين اصل تعيين كننده و راهگشا تأكيد نموده، از تأثير آن بر حصول نگاه واقع بينانه سخن به ميان آورده اند. در جريان فتنه 88 يكى از راهكارهاى مؤثر براى تبيين اشتباهات فاحش سران فتنه براى خود آن ها و براى جامعه كه در روشنگرى طرفداران فريب خورده آن ها تأثير بسزايى داشت، طرح همين موضوع از سوى رهبرى معظم بود. از اين منظر مقام معظم رهبرى بدون آن كه وجود اشتباهاتى در زمينه هاى فرعى را انكار نمايند، تشخيص اشتباهات اساسى را از طريق اصلى - فرعى كردن مسائل امكان پذير اعلام نمودند، در خصوص آنچه امروز «جريان انحرافى» ناميده و وجود عناصر مؤثر آن در كنار رئيس جمهور محترم به عنوان حاشيه اى آزاردهنده براى دلسوزان مطرح مى گردد نيز مقام معظم رهبرى راهكار تشخيص روش صحيح را توجه به ويژگى هاى مثبت دولت نهم و دهم به عنوان «اصل» و آن مسائل مربوط به جريان انحرافى، به عنوان «فرع» عنوان نمودند.

 البته همانگونه كه مقام معظم رهبرى درچند نوبت تأكيد نموده اند، فرعى داشتن برخى امور هرگز به معناى عدم طرح آن ها به شكل صحيحى كه مفسده آور نباشد، نبوده و بلكه بر ضرورت توجه به آن ها اصرار ورزيده اند و شايد بتوان گفت كه بيان مقام معظم رهبرى در خصوص فرعى مطرح نمودن موضوعات كم ارزش تر در حقيقت چراغ سبزى از ناحيه ايشان در خصوص انتظار معظم له در پرداختن به اين امور بوده و اى بسا نفى ديدگاه كسانى كه به دليل وجود ويژگى هاى مثبت لزوم توجه به نقص هاى فرعى را منكر مى شدند، بوده است. اما در مجموع واضح است توجه به اصل نشدن امور فرعى به چه ميزان در دورى از تنش هاى غيرضرور كه آرامش و اميد را از جامعه سلب مى نمايد، مؤثر است.

  *خواست جريان انحرافى

 نكته ديگرى كه جداى از تمامى چالش هاى معمول در نظام به طور جدى ترى لازم است امروزه مورد توجه قرار گرفته و در نوع پرداختن به موضوعات چالش برانگيز به مشكلى اثرگذار مورد عنايت قرار گيرد، خواست و اراده حركت موسوم به جريان انحرافى است. بيان مطلب چنين است كه اگرچه در تمامى چالش ها توجه به خط قرمزها ضرورى بوده است اما در تقابل با جريانى كه اساساً ايجاد نزاع و اختلاف و برهم زدن اساس باورهاى انقلابى جامعه را در دستور كار خود دارد، مراقبت از افتادن در دام مناقشات كم اهميت، ضرورى تر رخ مى نمايد. اين بدين معناست كه اى بسا افرادى با انگيزه هاى انقلابى خيرخواهانه با اندكى غفلت و پرداختن و دامن زدن به مناقشات و چالش هايى كه نو به نو در اتاق فكر جريان انحرافى طراحى مى شود، در زمين آن ها بازى نموده و به خيال مقابله با آن ها به نفع اين جريان وارد ميدان بشوند.

  *ظرفيت تعاملى اجزاء نظام

 با توجه به آنچه در زمينه ضرورت نگاه مثبت سازنده و اثر آن در تأمين آرامش و اميد جامعه و فوائد و آثار و راهكار اين آرامش و اميد بيان گرديد، مى توانيم بار ديگر و از منظرى سازنده به مسائل اخير توجه نماييم و اين گونه بينديشيم كه اين چالشها مى تواند از دلسوزى و عشق به تضمين سلامت حركت نظام نشأت گرفته فرض شود كه اطرافيان نزاع در آن - نوعاً - با انگيزه هاى پسنديده، دلسوزانه به دنبال يافتن راهى بهتر براى نحوه ادامه روند حركت جامعه به سوى پيشرفت و تعالى هستند و نمى خواهند حتى الامكان از درك هيچگونه مصلحتى مماشات و مسامحه نمايند. به همين دليل تا آنجا كه امكان دارد بر به كرسى نشاندن نظر خود - كه آن را مفيدتر و مطابق تر نسبت به مصالح جامعه مى دانند - پافشارى مى كنند و آنجا كه مى بينند اين اصرار به مصالح مهم ترى لطمه وارد مى سازد، از آن صرف نظر مى نمايند. چالش بر سر ادغام و نحوه آن و يا رأى اعتماد به وزير پيشنهادى ورزش و عدم آن و مقابله با انتصاب معاونى در وزارت خارجه، همگى مى تواند مصداقى براى اين اصرار نشأت گرفته از «دلسوزى» و مداراى نشأت گرفته از درك «مصالح كلى تر نظام» باشد. البته همان طور كه اشاره شد، طرفين اين مناقشات نبايد از عوامل مخربى چون عناصر نفوذى، لجاجت هاى برخاسته از هوى و هوسها و تعصب هاى گروهى و به تعبير قرآن «حميت هاى جاهلى» غافل و از شاخص قرار دادن ديدگاه هاى مقام معظم رهبرى غافل گردند


Share
* نام:
ایمیل:
* نظر:

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو مطالب | جستجو | پيوندها | گالري تصاوير | نظرسنجي | معرفی استاد | آثار و تألیفات | طرح سؤال | ایمیل | نسخه موبایل | العربیه
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه