خطبه اول: 90/3/6
توصيه به تقوي:
عن رسول الله(ص): من رزق تقي فقد ازق خير الدنيا والاخره.
پيامبر فرمود: هر کسي که روزي اش تقوا گرديده به تحقيق همه خير دنيا و آخرت را روي خود گردانيده است.
موضوع: خانواده اسلامي و انساني (معيارهاي تحکيم خانواده) (تنطيم رفتارها بر پايه اجتناب از ناسپاسي و کفران نعمت)
يکي ديگر از پايه هاي تنطيم رفتارهاي خانوادگي براي دستيابي به بنياني مستحکم و ناگسستني و ماندگار اين است که ارکان و اعضاي موثر خانواده از ناسپاسي در برابر نعمتها الهي اجتناب نمايند بلکه به سپاس و شکر به درگاه خداوند در رفتارهايشان روي آورند چرا که اين امر به عنوان يکي از دستورات مهم اسلامي و ديني در مجموعه معارف ديني مطرح شده است.
تفاوتي هم در اين پايه ميان جنسيتها نيست و امري مشترک ميان زن و شوهر و ساير اعضاي خانواده است يعني همگان بايستي از کفران نعمتهاي الهي پرهيز کنند.
نعمت مهم در خانواده اصل تشکيل آن بنيان و کانون گرم است که بايستي شکر خدا ار به جاي آورد تا ماندگار تر بشود.
وجود شوهر باري همسر يکي از نعمتهاي بزرگ الهي است و همچنين وجود شوهر براي همسر نيز نعمتي بزرگ است و نبايد با اندک بدبيني و يا ناراحتي و يا مشاهده نمودن خطا و لغزشي به ناسپاسي روي آوريم و همه وجود اين نعمت را ناديده بگيريم.
و متاسفانه بسياري از مشکلات امروزيس خانواده ها و اختلافات خانوادگي و رخدادهاي شومي که در اين کانون بوقوع مي پيوندد معلول همين رفتارهاي ناسپاسانه است.
البته در روايات مساله ناسپاسي را بيشتر متوجه بانوان و همسران کرده اند و لکن اين مساله عموميت ندارد بلکه شايد به خاطر اين باشد که زنان و همسران به جهت برخورداري از لطافت روحي و حساسيت و عاطفي بودنشان ممکن است بيشتر در اين مساله در معرض خطر باشند و دچار لغزش شوند از اين رو به آنان بيشتر توجه شده نه اينکه از مرد ناسپاسي بلامانع است بلکه ناسپاسي از ه رکسي که باشد مذموم و ناشايست به شمار مي آيد.
ناسپاسي و کفران نعمت موجب تسريع در عقوبت خواهد شد:
وسائل الشيعة (آل البيت) - الحر العاملي - ج 16 - ص 312
. ( 21634 ) 11 - وعن أبيه ، عن جماعة ، عن أبي المفضل ، عن عبد الله بن راشد الطاهري ( 1 ) ، عن عبد السلام بن صالح الهروي ، عن الرضا ، عن آبائه ( عليهم السلام ) قال : قال النبي ( صلى الله عليه وآله ) : أسرع الذنوب عقوبة كفران النعمة .
کفران نعمت آدمي را جهنمي مي کند:
وسائل الشيعة (آل البيت) - الحر العاملي - ج 16 - ص 312
( 21635 ) 12 - وبهذا الاسناد قال : قال النبي ( صلى الله عليه وآله ) : يؤتى العبد ( 1 ) يوم القيامة فيوقف بين يدي الله عز وجل فيأمر به إلى النار ، فيقول : أي رب أمرت بي إلى النار وقد قرأت القرآن ، فيقول الله : أي عبدي انى قد أنعمت عليك ولم تشكر نعمتي ، فيقول : أي رب أنعمت علي بكذا وشكرتك بكذا ، وأنعمت علي بكذا وشكرتك بكذا ، فلا يزال يحصي النعمة ويعدد الشكر فيقول الله تعالى : صدقت عبدي إلا أنك لم تشكر من أجريت لك ( النعمة على يديه ) ( 2 ) ، وإني قد آليت على نفسي أن لا أقبل شكر عبد لنعمة أنعمتها عليه حتى يشكر من ساقها من خلقي إليه .
ناسپاسي در زندگي موجب محروميت از رحمت الهي مي شود:
المستدرك - الحاكم النيسابوري - ج 2 - ص 190
( حدثنا ) بكر بن محمد بن حمدان المروزي ثنا إسماعيل القاضي ثنا شاذ بن فياض ( 1 ) ثنا عمر بن إبراهيم عن قتادة عن سعيد بن المسيب عن عبد الله بن عمرو رضي الله عنه ان رسول الله صلى الله عليه وآله قال لا ينظر الله إلى امرأة لا تشكر لزوجها وهي لا تستغنى عنه هذا حديث صحيح الاسناد ولم يخرجاه
ناسپاسي موجب حبط و نابودي اعمال خوب مي شود:
من لا يحضره الفقيه - الشيخ الصدوق - ج 3 - ص 440
4524 - وروى جميل بن دراج عن أبي عبد الله عليه السلام أنه قال : " أيما امرأة قالت لزوجها : ما رأيت قط من وجهك خيرا ( 3 ) فقد حبط عملها " .
ناسپاسي از شوهر ناسپاسي در برابر نعمت الهي است:
مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 6 - ص 452 - 453
حدثنا عبد الله حدثني أبي ثنا سفيان عن ابن أبي حسين سمع شهرا يقول سمعت أسماء بنت يزيد إحدى نساء بنى عبد الأشهل تقول مر بنا رسول الله صلى الله عليه وسلم ونحن في نسوة فسلم علينا وقال إياكن وكفر المنعمين فقلنا يا رسول الله وما كفر المنعمين قال لعل إحداكن ان تطول أيمتها بين أبويها وتعنس فيرزقها الله عز وجل زوجا ويرزقها منه مالا وولدا فتغضب الغضبة فراحت تقول ما رأيت منه يوما خيرا قط وقال مرة خيرا قط
«عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ رضي الله عنه قَالَ: خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم فِي أَضْحَى أَوْ فِطْرٍ إِلَى الْمُصَلَّى، فَمَرَّ عَلَى النِّسَاءِ، فَقَالَ: «يَا مَعْشَرَ النِّسَاءِ تَصَدَّقْنَ، فَإِنِّي أُرِيتُكُنَّ أَكْثَرَ أَهْلِ النَّارِ». فَقُلْنَ: وَبِمَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «تُكْثِرْنَ اللَّعْنَ، وَتَكْفُرْنَ الْعَشِيرَ،..... (بخارى:304).
ابو سعيد خدري رضي الله عنه مي گويد: رسول الله صلي الله عليه وسلم روز عيد قربان يا عيد فطر بسوي مصلا رفت. در آنجا، سري به زنان زد و خطاب به آنان فرمود: «اي گروه زنان ! صدقه دهيد. زيرا شما را بيشترين اهل دوزخ ديدم». پرسيدند: چرا؟ اي رسول خدا صلي الله عليه وسلم ! پيامبر اكرم صلي الله عليه وسلم فرمود: «بخاطر اينكه شما بكثرت نفرين مي كنيد و از شوهرانتان نافرماني نموده و ناسپاسي مي كنيد.
خطبه دوم: 90/3/6
توصيه مجدد به تقوي:
مناسبتها:
دشمن شناسي و پيشگيري از انحراف در سيره امام راحل (ره):
نکته مهم در بسياري از امور اجتماعي و عمومي توجه نمودن به دشمن و شناخت دشمن و همچنين پي بردن به اقدامات انحرافي اوست.
در دين اسلام نيز به همين مساله بسيار توجه داده شده و دوري از غفلت نيز معنايش همين مطلب است.
نگاهي به بيانات امام راحل و رفتارهاي ايشان مي تواتند اين بخش ا زسيره امام را برايمان روشن نمايد که امروزه نيز به شدت بدان نيازمنديم.
يكى از هنرهاى امام، دشمن شناسى اوست، چه دشمن درونى كه از آن به عنوان «نفس اماره» ياد مى كنيم و ايشان در كتاب «اربعين» به تشريح آن پرداخت و راههاى مقابله با آن را بازگو كرد و چه دشمن بيرونى كه از آن به عنوان استكبار جهانى و طاغوت ونظام سلطه ياد كرده اند.
امام يك استثناء درنظريه وعمل بود و رمز مانايى و پويايى انقلاب امام را بايد درماهيت انديشه هاى جاويد حضرت امام(ره) جستجو كرد، انديشه هايى كه امروزه به عنوان يك مكتب جديد قد علم كرده و تعريف جديدى از قدرت را در جهان امروز به نمايش گذارده است.
تدريجى بودن انحراف
در ديدگاه امام راحل هميشه بايستي از ايجاد انحراف از سوي دشمن در مسير انقلاب و اهداف آن بيدار بود. ايشان فرمودند: : هر امرى كم كم به انحراف كشيده مى شود و چنين نيست كه يكدفعه انحراف واقع شود. در خود انسان نيز چنين است كه شيطان و نفس امّاره به تدريج از عمل به مكروهات و بعد از آن به صغاير و از آنجا به بالاتر، انسان را منحرف مى كنند.
مقام معظم رهبري نيز د رباره انحراف مي فرمايند:
گمان مصونيت از انحراف را مطلقا در خودمان نبايد راه بدهيم، يعنى هيچ كس نبايد بگويد وضع ما كه روشن است و مثلا در خط صحيح و در خط دين و خدا داريم حركت مى كنيم و منحرف نمى شويم، نه، چنين چيزى نيست. امكان لغزش و انحراف از خط مستقيم براى همه هست و همه هم وسيله اجتناب از اين انحراف را دارند، يعنى اين طور نيست كه يك سرنوشت قطعى و حتمى وجود داشته باشد تا ما بگوييم هر كس در اين راه حركت مى كند، ناگزير بايد لغزش پيدا كند، نه، انسان مى تواند بدون لغزش و انحرافْ راه را ادامه دهد. اما مصونيت از انحراف هم تضمينى نيست كه انسان بگويد ما كه ديگر منحرف نمى شويم بنابراين خاطرجمع سر را روى بالش نرمى بگذارد و از حال خودش غافل شود. هيچ كدام از اين دو طرف قضيه نبايد مورد بى توجهى قرار بگيرد.
از نظر مقام معظم رهبرى، نكته مهمى كه در تبيين خط و انديشه امام بايد مورد توجه قرار بگيرد، تبيين صحيح و شفاف انديشه هاى امام است. ايشان در اين زمينه فرمودند: «نبايد اجازه داد اين شاخصها، غلط تبيين شوند، يا پنهان بمانند، يا فراموش شوند. اگر ما اين شاخص ها را بد تبيين كرديم و غلط ارائه داديم، مثل اين است كه يك قطب نما را در يك راه از دست بدهيم، يا قطب نما از كار بيفتد. بدخواهان هم در اين ميان از فرصت استفاده مى كنند، راه را جورى تبيين مى كنند كه ملت به اشتباه بيفتد.
هويت و شخصيت امام به همين مواضعى است كه خود او با صريح ترين بيانها و روشن ترين الفاظ و كلمات، آن ها را بيان كرد. همين ها بود كه دنيا را تكان داد. همين مواضع صريح بود كه توده هاى عظيم را مشتاق ملت ايران و بسيارى را پيرو ملت ايران كرد.
علائم هشداردهنده امروز از سوى علما و صاحب نظران، خطر انحراف ديگرى را با شكل و ماهيتى متفاوت نشان مى دهد. اكنون نيز يك باند فاسد، شياد، قدرت گرا و شيطانى با بهره گيرى از راهبرد نفوذ و توفيق در جلب اعتماد برخى از صاحب منصبان، دغدغه هايى را در دلسوزان نظام پديد آورده و آنان بر اساس همين دغدغه ها، زنگ هاى خطر را به صدا درآورده اند. آنچه خطر اين جريان انحرافى را نگران كننده مى سازد، ماهيت دينى و اعتقادى انحراف است.
سيره امام د ربرابر انحرافات:
يكى از ملاكها و معيارهايى كه مى تواند تا حدودى نظام اسلامى و اذهان ملت را در چگونگى مواجهه با اين جريانها راهنمايى نمايد، سيره عملى حضرت امام خمينى(ره) در حوادث مشابه در زمان حياتشان مى باشد.
حضرت آيت الله خامنه اى نيز در سخنان تاريخى خود در نماز جمعه تهران (20/8/86) به چگونگى مواجهه حضرت امام اشاره كرده و آن را مورد بررسى قرار دادند. ايشان فرمودند: از اول انقلاب در بين همين گروه هايى كه در دوران پيش از انقلاب و در حوادث سالهاى مبارزات، همه در كنار هم بوديم، اختلافهايى به وجود آمد. امام (رضوان الله تعالى عليه) با همه اين اختلافات يك جور بر خورد نكرد. همين طور كه در روش اميرالمؤمنين عرض كرديم، روش امام (رضوان الله تعالى عليه) هم همين جور بود؛ يعنى اول با مدارا، با نصيحت؛ ليكن آن وقتى كه اقتضاء كرد، بر خورد كرد.» رهبر انقلاب با اشاره به برخى از اين گروه ها فرمودند:
«يك گروه مربوط به دولت موقت بودند و مشكلات آن ها اين بود.
يك گروه آن كسانى بودند كه عليه لايحه قصاص آن حركت را انجام دادند.
يك گروه حتّى كار را به ترور و درگيرى هاى خيابانى كشيدند؛ با هر كدام از اين ها امام يك نحوى بر خورد كرد.»
امام خمينى(ره) قبل و بعد از پيروزى انقلاب اسلامى همواره به لزوم مبارزه با استكبار جهانى تأكيد داشته و نماد اين استكبار را آمريكا مى دانستند. در اوايل انقلاب كه برخى از گروه ها و جريان هاى سياسى با طرح شعارهاى انحرافى تلاش كردند تا شعار مرگ بر آمريكا را از شعارهاى انقلاب حذف كنند. امام خمينى(ره) هوشيارانه در برابر اين جريان ايستادگى كرد.
انحراف از ولايت فقيه
ولايت فقيه ركن انقلاب اسلامى و اساس برپايى خيمه نظام و حكومت اسلامى در عصر غيبت امام زمان(عج) مى باشد. براى دشمنان انقلاب اسلامى از آغاز تاكنون، قطع اين ستون و فروپاشى خيمه انقلاب هدف اصلى بوده است. امام(ره) همواره مردم ايران را در خصوص پاسدارى از اين ركن اساسى جامعه اسلامى تذكر و روشنگرى داده اند. به همين جهت ايشان مى فرمايند: پيرو ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبى نرسد. در واقع حضرت امام(ره) تكذيب ولايت فقيه را به معناى تكذيب اسلام مى دانند: «نگوييد ما ولايت فقيه را قبول داريم، لكن با ولايت فقيه اسلام تباه مى شود. اين معنايش تكذيب ائمه است، تكذيب اسلام است و شما من حيث لايشعر اين حرف را مى زنيد.»
امام راحل(ره) ولايت فقيه را هديه اى از جانب خداوند براى مسلمانان مى دانستند و از منظر ايشان رعايت شرايط و ويژگى هاى لازم و جامعى كه در فقه شيعى براى احراز مقام ولايت مسلمين برشمرده شده، بسيار ضرورى تلقى مى شد.
انحراف طرح اسلام منهاى روحانيت :
بنا به فرموده حضرت امام، «اسلام اگر خداى نخواسته همه چيز از دستش برود ولى فقهش به طريقه موروث فقهاء بزرگ بماند، به راه خود ادامه خواهد داد ولى اگر همه چيز به دستش آيد و خداى نخواسته فقهش به همان طريق سلف صالح از دستش برود، راه حق را نتواند ادامه داد و به تباهى خواهد كشيد.» اسلام منهاى روحانيت يكى از خطراتى است كه برخى در داخل به آن دامن مى زدند. حضرت امام(ره) با رد نظر اين عده مى فرمايند: «اين طور نيست كه شما خيال كنيد و بگوييد ما اسلام را مى خواهيم، اما ملا نمى خواهيم، مگر اسلام بدون ملا مى شود؟ مگر شما بدون ملا مى توانيد كارى انجام دهيد؟ اين ملاها هستند كه جلو مى افتند و كار انجام مى دهند. اين ها هستند كه جانشان را فدا مى كنند... اين جناح بزرگى را كه ملت پشت سرش ايستاده كنار نزنيد، نبايد خدمتهاى علماى اسلام و آخوند جماعت را ناديده بگيرند و بگويند (ما اسلام منهاى آخوند مى خواهيم) ... مثل اين است كه بگوييد اسلامى را مى خواهيم كه سياست نداشته باشد. نگوييد ما اسلام را مى خواهيم، ملا نمى خواهيم، اين برخلاف عقل است... اسلام بى آخوند، اصلا نمى شود... پيغمبر هم آخوند بود. پيغمبر اكرم(ص) يكى از آخوندهاى بزرگ است. در رأس همه علما رسول الله(ص) است. حضرت صادق(ع) هم يكى از علماى اسلام و در راس فقها مى باشد.»
شگفت ترين فرازى كه از بيانات امام خمينى(ره) در اين باره وجود دارد، اين جمله معروف است كه فرمودند: «آخوند؛ يعنى اسلام، روحانيون با اسلام در هم مدغمند» در واقع او با تأكيد بر اين نكات كه: - روحانيون جانشينان انبياء هستند؛- روحانيت، حافظ شريعت و مبلغ رسالت است؛- علما، ناصح و مشفق امت اند؛- علما، امين و خادم مردم اند؛- روحانيت، درد اسلام و سنگر مقاومت است؛ روحانيت پشتوانه ملت و حافظ استقلال كشور است؛ وجود فاصله يا تفاوت ميان روحانيت و اسلام را نفى و بدين گونه آن دو را ادغامِ درهم مى دانست: «من به شما جمعيت ها، نصيحت مى كنم كه مسير خودتان را از اسلام جدا نكنيد، مسير خودتان را از روحانيت جدا نكنيد، اين قدرت الهى را، اين قدرت روحانيت كه يك قدرت الهى است از دست ندهيد، اگر اين قدرت از دست برود شما هيچ خواهيد بود. اين قدرت روحانى است كه مردم را به كوچه ها مى كشد، قدرت اسلام است كه از حلقوم روحانيت بيرون مى آيد. اين ها را نشكنيد، خدايا تو مى دانى كه من براى اين كه معمم هستم از روحانيت طرفدارى نمى كنم، براى اين كه مى دانم اين قشرند كه مى توانند ملت را نجات بدهند، اين قشرند كه مردم آن ها را مى خواهند».
خطر نفوذ انجمن منحرف حجتيه :
امام خمينى در مورد انجمن حجتيه به وزيران وقت كشور و آموزش و پرورش مى فرمايند: «به آن ها پست كليدى ندهيد. خطرناكند. وقتى آمدند، بين شما تفرقه ايجاد مى كنند، تشتت ايجاد مى كنند. برادران را به جان هم مى اندازند. آن ها كار ديگرى دارند. دنبال مسأله ديگرى هستند. اين ها با شاه همكارى مى كردند. برايشان مسأله دين مطرح نبوده است. »
اعتقاد نداشتن به ولايت فقيه، دشمنى شديد با اهل سنت، ادعاهاى دروغين درباره تشرف و رويت امام زمان(عج)، تشكيل كلاس هاى مريدپرورى با عنوان نردبام عرفان و اخبارى گرى از اعتقادات روز انجمن به حساب مى آيد.
حضرت امام خمينى(ره) با مبانى فكرى غلط و كج فهمى هاى انجمن حجتيه مخالف بودند.
جريان انحرافى حجتيه جديد که در حال فعاليت است و در حقيقت انحرافي جديد و تازه به شمار مي آيد اگرچه افکار آنها همان افکار قديمي اتس و لکن در قالبي جديد ارائه مي شود به نوعى از تمام اين زمينه ها و عوامل انحرافى سود جسته است كه مى توان علائم آن را در اين موارد جست وجو كرد:
1- تأثيرپذيرى از قرائت ناصواب انجمن حجتيه كه در ادبيات اين جريان بازتاب دارد.
2- تلاش براى مصادره شرايط اجتماعى و نارضايتى از تبعيض و بى عدالتى برخاسته از سياست هاى اشتباه دوران كارگزاران و اصلاح طلبان و به كارگيرى شعار عدالت براى جذب آراى مردمى كه دنبال گزينه اى جديد و ناجى بوده اند.
3- بى توجهى به علما و روحانيت و محوريت قرائت هاى شخصى و غير تخصصى از پديده ظهور و مهدويت.
4- تلاش براى القاى پديد آمدن علائم و نشان هاى آخرالزمان و جاى دادن برخى عوامل و عناصر خود در فهرست مربوط به آن علائم كه اصرار بر معرفى سيد يمانى، سيدخراسانى و شعيب بن صالح، سفيانى و... در همين راستا قابل ارزيابى است.
5- عبور از شريعت و اسلام تحت پوشش ادبياتى عرفانى كه گذشتن دوره اسلاميت و فرا رسيدن دوره انسانيت را توجيه آماده سازى حكومت حقه و گذار از حكومت مستضعفين قرار مى دهد.
6- تلاش براى نشان دادن كرامت و علائم ارتباط با عالم غيب و معنا كه استفاده از برخى قواى شيطانى عناصر مرتبط با علوم غريبه و عوالم اجنه براى برآوردن اين هدف مى باشد.
7- گرايش به اباحه گرى و نقض برخى احكام شريعت مثل نشست و برخاست با برخى گروه ها و تيپ هاى بى اعتنا به رعايت احكام شرعى و يا به حاشيه بردن امر به معروف و نهى از منكر و مقابله با طرح هاى مربوط به حجاب و عفاف.
8- چنگ اندازى به بيت المال با توجيه فراهم آوردن عقبه اقتصادى براى گذار به سوى حكومت حقه.
9- ادعاى تمسك به ولايت به معناى فراتر از ولايت فقيه و اتصال به ولايت حقه حضرت ولى عصر.
10- استفاده از ادبيات مخاطب پسند و جايى كه لازم باشد شعارى و به دور از عمل.
توصيه به تقوي:
عن رسول الله(ص): من رزق تقي فقد ازق خير الدنيا والاخره.
پيامبر فرمود: هر کسي که روزي اش تقوا گرديده به تحقيق همه خير دنيا و آخرت را روي خود گردانيده است.
موضوع: خانواده اسلامي و انساني (معيارهاي تحکيم خانواده) (تنطيم رفتارها بر پايه اجتناب از ناسپاسي و کفران نعمت)
يکي ديگر از پايه هاي تنطيم رفتارهاي خانوادگي براي دستيابي به بنياني مستحکم و ناگسستني و ماندگار اين است که ارکان و اعضاي موثر خانواده از ناسپاسي در برابر نعمتها الهي اجتناب نمايند بلکه به سپاس و شکر به درگاه خداوند در رفتارهايشان روي آورند چرا که اين امر به عنوان يکي از دستورات مهم اسلامي و ديني در مجموعه معارف ديني مطرح شده است.
تفاوتي هم در اين پايه ميان جنسيتها نيست و امري مشترک ميان زن و شوهر و ساير اعضاي خانواده است يعني همگان بايستي از کفران نعمتهاي الهي پرهيز کنند.
نعمت مهم در خانواده اصل تشکيل آن بنيان و کانون گرم است که بايستي شکر خدا ار به جاي آورد تا ماندگار تر بشود.
وجود شوهر باري همسر يکي از نعمتهاي بزرگ الهي است و همچنين وجود شوهر براي همسر نيز نعمتي بزرگ است و نبايد با اندک بدبيني و يا ناراحتي و يا مشاهده نمودن خطا و لغزشي به ناسپاسي روي آوريم و همه وجود اين نعمت را ناديده بگيريم.
و متاسفانه بسياري از مشکلات امروزيس خانواده ها و اختلافات خانوادگي و رخدادهاي شومي که در اين کانون بوقوع مي پيوندد معلول همين رفتارهاي ناسپاسانه است.
البته در روايات مساله ناسپاسي را بيشتر متوجه بانوان و همسران کرده اند و لکن اين مساله عموميت ندارد بلکه شايد به خاطر اين باشد که زنان و همسران به جهت برخورداري از لطافت روحي و حساسيت و عاطفي بودنشان ممکن است بيشتر در اين مساله در معرض خطر باشند و دچار لغزش شوند از اين رو به آنان بيشتر توجه شده نه اينکه از مرد ناسپاسي بلامانع است بلکه ناسپاسي از ه رکسي که باشد مذموم و ناشايست به شمار مي آيد.
ناسپاسي و کفران نعمت موجب تسريع در عقوبت خواهد شد:
وسائل الشيعة (آل البيت) - الحر العاملي - ج 16 - ص 312
. ( 21634 ) 11 - وعن أبيه ، عن جماعة ، عن أبي المفضل ، عن عبد الله بن راشد الطاهري ( 1 ) ، عن عبد السلام بن صالح الهروي ، عن الرضا ، عن آبائه ( عليهم السلام ) قال : قال النبي ( صلى الله عليه وآله ) : أسرع الذنوب عقوبة كفران النعمة .
کفران نعمت آدمي را جهنمي مي کند:
وسائل الشيعة (آل البيت) - الحر العاملي - ج 16 - ص 312
( 21635 ) 12 - وبهذا الاسناد قال : قال النبي ( صلى الله عليه وآله ) : يؤتى العبد ( 1 ) يوم القيامة فيوقف بين يدي الله عز وجل فيأمر به إلى النار ، فيقول : أي رب أمرت بي إلى النار وقد قرأت القرآن ، فيقول الله : أي عبدي انى قد أنعمت عليك ولم تشكر نعمتي ، فيقول : أي رب أنعمت علي بكذا وشكرتك بكذا ، وأنعمت علي بكذا وشكرتك بكذا ، فلا يزال يحصي النعمة ويعدد الشكر فيقول الله تعالى : صدقت عبدي إلا أنك لم تشكر من أجريت لك ( النعمة على يديه ) ( 2 ) ، وإني قد آليت على نفسي أن لا أقبل شكر عبد لنعمة أنعمتها عليه حتى يشكر من ساقها من خلقي إليه .
ناسپاسي در زندگي موجب محروميت از رحمت الهي مي شود:
المستدرك - الحاكم النيسابوري - ج 2 - ص 190
( حدثنا ) بكر بن محمد بن حمدان المروزي ثنا إسماعيل القاضي ثنا شاذ بن فياض ( 1 ) ثنا عمر بن إبراهيم عن قتادة عن سعيد بن المسيب عن عبد الله بن عمرو رضي الله عنه ان رسول الله صلى الله عليه وآله قال لا ينظر الله إلى امرأة لا تشكر لزوجها وهي لا تستغنى عنه هذا حديث صحيح الاسناد ولم يخرجاه
ناسپاسي موجب حبط و نابودي اعمال خوب مي شود:
من لا يحضره الفقيه - الشيخ الصدوق - ج 3 - ص 440
4524 - وروى جميل بن دراج عن أبي عبد الله عليه السلام أنه قال : " أيما امرأة قالت لزوجها : ما رأيت قط من وجهك خيرا ( 3 ) فقد حبط عملها " .
ناسپاسي از شوهر ناسپاسي در برابر نعمت الهي است:
مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 6 - ص 452 - 453
حدثنا عبد الله حدثني أبي ثنا سفيان عن ابن أبي حسين سمع شهرا يقول سمعت أسماء بنت يزيد إحدى نساء بنى عبد الأشهل تقول مر بنا رسول الله صلى الله عليه وسلم ونحن في نسوة فسلم علينا وقال إياكن وكفر المنعمين فقلنا يا رسول الله وما كفر المنعمين قال لعل إحداكن ان تطول أيمتها بين أبويها وتعنس فيرزقها الله عز وجل زوجا ويرزقها منه مالا وولدا فتغضب الغضبة فراحت تقول ما رأيت منه يوما خيرا قط وقال مرة خيرا قط
«عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ رضي الله عنه قَالَ: خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم فِي أَضْحَى أَوْ فِطْرٍ إِلَى الْمُصَلَّى، فَمَرَّ عَلَى النِّسَاءِ، فَقَالَ: «يَا مَعْشَرَ النِّسَاءِ تَصَدَّقْنَ، فَإِنِّي أُرِيتُكُنَّ أَكْثَرَ أَهْلِ النَّارِ». فَقُلْنَ: وَبِمَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «تُكْثِرْنَ اللَّعْنَ، وَتَكْفُرْنَ الْعَشِيرَ،..... (بخارى:304).
ابو سعيد خدري رضي الله عنه مي گويد: رسول الله صلي الله عليه وسلم روز عيد قربان يا عيد فطر بسوي مصلا رفت. در آنجا، سري به زنان زد و خطاب به آنان فرمود: «اي گروه زنان ! صدقه دهيد. زيرا شما را بيشترين اهل دوزخ ديدم». پرسيدند: چرا؟ اي رسول خدا صلي الله عليه وسلم ! پيامبر اكرم صلي الله عليه وسلم فرمود: «بخاطر اينكه شما بكثرت نفرين مي كنيد و از شوهرانتان نافرماني نموده و ناسپاسي مي كنيد.
خطبه دوم: 90/3/6
توصيه مجدد به تقوي:
مناسبتها:
دشمن شناسي و پيشگيري از انحراف در سيره امام راحل (ره):
نکته مهم در بسياري از امور اجتماعي و عمومي توجه نمودن به دشمن و شناخت دشمن و همچنين پي بردن به اقدامات انحرافي اوست.
در دين اسلام نيز به همين مساله بسيار توجه داده شده و دوري از غفلت نيز معنايش همين مطلب است.
نگاهي به بيانات امام راحل و رفتارهاي ايشان مي تواتند اين بخش ا زسيره امام را برايمان روشن نمايد که امروزه نيز به شدت بدان نيازمنديم.
يكى از هنرهاى امام، دشمن شناسى اوست، چه دشمن درونى كه از آن به عنوان «نفس اماره» ياد مى كنيم و ايشان در كتاب «اربعين» به تشريح آن پرداخت و راههاى مقابله با آن را بازگو كرد و چه دشمن بيرونى كه از آن به عنوان استكبار جهانى و طاغوت ونظام سلطه ياد كرده اند.
امام يك استثناء درنظريه وعمل بود و رمز مانايى و پويايى انقلاب امام را بايد درماهيت انديشه هاى جاويد حضرت امام(ره) جستجو كرد، انديشه هايى كه امروزه به عنوان يك مكتب جديد قد علم كرده و تعريف جديدى از قدرت را در جهان امروز به نمايش گذارده است.
تدريجى بودن انحراف
در ديدگاه امام راحل هميشه بايستي از ايجاد انحراف از سوي دشمن در مسير انقلاب و اهداف آن بيدار بود. ايشان فرمودند: : هر امرى كم كم به انحراف كشيده مى شود و چنين نيست كه يكدفعه انحراف واقع شود. در خود انسان نيز چنين است كه شيطان و نفس امّاره به تدريج از عمل به مكروهات و بعد از آن به صغاير و از آنجا به بالاتر، انسان را منحرف مى كنند.
مقام معظم رهبري نيز د رباره انحراف مي فرمايند:
گمان مصونيت از انحراف را مطلقا در خودمان نبايد راه بدهيم، يعنى هيچ كس نبايد بگويد وضع ما كه روشن است و مثلا در خط صحيح و در خط دين و خدا داريم حركت مى كنيم و منحرف نمى شويم، نه، چنين چيزى نيست. امكان لغزش و انحراف از خط مستقيم براى همه هست و همه هم وسيله اجتناب از اين انحراف را دارند، يعنى اين طور نيست كه يك سرنوشت قطعى و حتمى وجود داشته باشد تا ما بگوييم هر كس در اين راه حركت مى كند، ناگزير بايد لغزش پيدا كند، نه، انسان مى تواند بدون لغزش و انحرافْ راه را ادامه دهد. اما مصونيت از انحراف هم تضمينى نيست كه انسان بگويد ما كه ديگر منحرف نمى شويم بنابراين خاطرجمع سر را روى بالش نرمى بگذارد و از حال خودش غافل شود. هيچ كدام از اين دو طرف قضيه نبايد مورد بى توجهى قرار بگيرد.
از نظر مقام معظم رهبرى، نكته مهمى كه در تبيين خط و انديشه امام بايد مورد توجه قرار بگيرد، تبيين صحيح و شفاف انديشه هاى امام است. ايشان در اين زمينه فرمودند: «نبايد اجازه داد اين شاخصها، غلط تبيين شوند، يا پنهان بمانند، يا فراموش شوند. اگر ما اين شاخص ها را بد تبيين كرديم و غلط ارائه داديم، مثل اين است كه يك قطب نما را در يك راه از دست بدهيم، يا قطب نما از كار بيفتد. بدخواهان هم در اين ميان از فرصت استفاده مى كنند، راه را جورى تبيين مى كنند كه ملت به اشتباه بيفتد.
هويت و شخصيت امام به همين مواضعى است كه خود او با صريح ترين بيانها و روشن ترين الفاظ و كلمات، آن ها را بيان كرد. همين ها بود كه دنيا را تكان داد. همين مواضع صريح بود كه توده هاى عظيم را مشتاق ملت ايران و بسيارى را پيرو ملت ايران كرد.
علائم هشداردهنده امروز از سوى علما و صاحب نظران، خطر انحراف ديگرى را با شكل و ماهيتى متفاوت نشان مى دهد. اكنون نيز يك باند فاسد، شياد، قدرت گرا و شيطانى با بهره گيرى از راهبرد نفوذ و توفيق در جلب اعتماد برخى از صاحب منصبان، دغدغه هايى را در دلسوزان نظام پديد آورده و آنان بر اساس همين دغدغه ها، زنگ هاى خطر را به صدا درآورده اند. آنچه خطر اين جريان انحرافى را نگران كننده مى سازد، ماهيت دينى و اعتقادى انحراف است.
سيره امام د ربرابر انحرافات:
يكى از ملاكها و معيارهايى كه مى تواند تا حدودى نظام اسلامى و اذهان ملت را در چگونگى مواجهه با اين جريانها راهنمايى نمايد، سيره عملى حضرت امام خمينى(ره) در حوادث مشابه در زمان حياتشان مى باشد.
حضرت آيت الله خامنه اى نيز در سخنان تاريخى خود در نماز جمعه تهران (20/8/86) به چگونگى مواجهه حضرت امام اشاره كرده و آن را مورد بررسى قرار دادند. ايشان فرمودند: از اول انقلاب در بين همين گروه هايى كه در دوران پيش از انقلاب و در حوادث سالهاى مبارزات، همه در كنار هم بوديم، اختلافهايى به وجود آمد. امام (رضوان الله تعالى عليه) با همه اين اختلافات يك جور بر خورد نكرد. همين طور كه در روش اميرالمؤمنين عرض كرديم، روش امام (رضوان الله تعالى عليه) هم همين جور بود؛ يعنى اول با مدارا، با نصيحت؛ ليكن آن وقتى كه اقتضاء كرد، بر خورد كرد.» رهبر انقلاب با اشاره به برخى از اين گروه ها فرمودند:
«يك گروه مربوط به دولت موقت بودند و مشكلات آن ها اين بود.
يك گروه آن كسانى بودند كه عليه لايحه قصاص آن حركت را انجام دادند.
يك گروه حتّى كار را به ترور و درگيرى هاى خيابانى كشيدند؛ با هر كدام از اين ها امام يك نحوى بر خورد كرد.»
امام خمينى(ره) قبل و بعد از پيروزى انقلاب اسلامى همواره به لزوم مبارزه با استكبار جهانى تأكيد داشته و نماد اين استكبار را آمريكا مى دانستند. در اوايل انقلاب كه برخى از گروه ها و جريان هاى سياسى با طرح شعارهاى انحرافى تلاش كردند تا شعار مرگ بر آمريكا را از شعارهاى انقلاب حذف كنند. امام خمينى(ره) هوشيارانه در برابر اين جريان ايستادگى كرد.
انحراف از ولايت فقيه
ولايت فقيه ركن انقلاب اسلامى و اساس برپايى خيمه نظام و حكومت اسلامى در عصر غيبت امام زمان(عج) مى باشد. براى دشمنان انقلاب اسلامى از آغاز تاكنون، قطع اين ستون و فروپاشى خيمه انقلاب هدف اصلى بوده است. امام(ره) همواره مردم ايران را در خصوص پاسدارى از اين ركن اساسى جامعه اسلامى تذكر و روشنگرى داده اند. به همين جهت ايشان مى فرمايند: پيرو ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبى نرسد. در واقع حضرت امام(ره) تكذيب ولايت فقيه را به معناى تكذيب اسلام مى دانند: «نگوييد ما ولايت فقيه را قبول داريم، لكن با ولايت فقيه اسلام تباه مى شود. اين معنايش تكذيب ائمه است، تكذيب اسلام است و شما من حيث لايشعر اين حرف را مى زنيد.»
امام راحل(ره) ولايت فقيه را هديه اى از جانب خداوند براى مسلمانان مى دانستند و از منظر ايشان رعايت شرايط و ويژگى هاى لازم و جامعى كه در فقه شيعى براى احراز مقام ولايت مسلمين برشمرده شده، بسيار ضرورى تلقى مى شد.
انحراف طرح اسلام منهاى روحانيت :
بنا به فرموده حضرت امام، «اسلام اگر خداى نخواسته همه چيز از دستش برود ولى فقهش به طريقه موروث فقهاء بزرگ بماند، به راه خود ادامه خواهد داد ولى اگر همه چيز به دستش آيد و خداى نخواسته فقهش به همان طريق سلف صالح از دستش برود، راه حق را نتواند ادامه داد و به تباهى خواهد كشيد.» اسلام منهاى روحانيت يكى از خطراتى است كه برخى در داخل به آن دامن مى زدند. حضرت امام(ره) با رد نظر اين عده مى فرمايند: «اين طور نيست كه شما خيال كنيد و بگوييد ما اسلام را مى خواهيم، اما ملا نمى خواهيم، مگر اسلام بدون ملا مى شود؟ مگر شما بدون ملا مى توانيد كارى انجام دهيد؟ اين ملاها هستند كه جلو مى افتند و كار انجام مى دهند. اين ها هستند كه جانشان را فدا مى كنند... اين جناح بزرگى را كه ملت پشت سرش ايستاده كنار نزنيد، نبايد خدمتهاى علماى اسلام و آخوند جماعت را ناديده بگيرند و بگويند (ما اسلام منهاى آخوند مى خواهيم) ... مثل اين است كه بگوييد اسلامى را مى خواهيم كه سياست نداشته باشد. نگوييد ما اسلام را مى خواهيم، ملا نمى خواهيم، اين برخلاف عقل است... اسلام بى آخوند، اصلا نمى شود... پيغمبر هم آخوند بود. پيغمبر اكرم(ص) يكى از آخوندهاى بزرگ است. در رأس همه علما رسول الله(ص) است. حضرت صادق(ع) هم يكى از علماى اسلام و در راس فقها مى باشد.»
شگفت ترين فرازى كه از بيانات امام خمينى(ره) در اين باره وجود دارد، اين جمله معروف است كه فرمودند: «آخوند؛ يعنى اسلام، روحانيون با اسلام در هم مدغمند» در واقع او با تأكيد بر اين نكات كه: - روحانيون جانشينان انبياء هستند؛- روحانيت، حافظ شريعت و مبلغ رسالت است؛- علما، ناصح و مشفق امت اند؛- علما، امين و خادم مردم اند؛- روحانيت، درد اسلام و سنگر مقاومت است؛ روحانيت پشتوانه ملت و حافظ استقلال كشور است؛ وجود فاصله يا تفاوت ميان روحانيت و اسلام را نفى و بدين گونه آن دو را ادغامِ درهم مى دانست: «من به شما جمعيت ها، نصيحت مى كنم كه مسير خودتان را از اسلام جدا نكنيد، مسير خودتان را از روحانيت جدا نكنيد، اين قدرت الهى را، اين قدرت روحانيت كه يك قدرت الهى است از دست ندهيد، اگر اين قدرت از دست برود شما هيچ خواهيد بود. اين قدرت روحانى است كه مردم را به كوچه ها مى كشد، قدرت اسلام است كه از حلقوم روحانيت بيرون مى آيد. اين ها را نشكنيد، خدايا تو مى دانى كه من براى اين كه معمم هستم از روحانيت طرفدارى نمى كنم، براى اين كه مى دانم اين قشرند كه مى توانند ملت را نجات بدهند، اين قشرند كه مردم آن ها را مى خواهند».
خطر نفوذ انجمن منحرف حجتيه :
امام خمينى در مورد انجمن حجتيه به وزيران وقت كشور و آموزش و پرورش مى فرمايند: «به آن ها پست كليدى ندهيد. خطرناكند. وقتى آمدند، بين شما تفرقه ايجاد مى كنند، تشتت ايجاد مى كنند. برادران را به جان هم مى اندازند. آن ها كار ديگرى دارند. دنبال مسأله ديگرى هستند. اين ها با شاه همكارى مى كردند. برايشان مسأله دين مطرح نبوده است. »
اعتقاد نداشتن به ولايت فقيه، دشمنى شديد با اهل سنت، ادعاهاى دروغين درباره تشرف و رويت امام زمان(عج)، تشكيل كلاس هاى مريدپرورى با عنوان نردبام عرفان و اخبارى گرى از اعتقادات روز انجمن به حساب مى آيد.
حضرت امام خمينى(ره) با مبانى فكرى غلط و كج فهمى هاى انجمن حجتيه مخالف بودند.
جريان انحرافى حجتيه جديد که در حال فعاليت است و در حقيقت انحرافي جديد و تازه به شمار مي آيد اگرچه افکار آنها همان افکار قديمي اتس و لکن در قالبي جديد ارائه مي شود به نوعى از تمام اين زمينه ها و عوامل انحرافى سود جسته است كه مى توان علائم آن را در اين موارد جست وجو كرد:
1- تأثيرپذيرى از قرائت ناصواب انجمن حجتيه كه در ادبيات اين جريان بازتاب دارد.
2- تلاش براى مصادره شرايط اجتماعى و نارضايتى از تبعيض و بى عدالتى برخاسته از سياست هاى اشتباه دوران كارگزاران و اصلاح طلبان و به كارگيرى شعار عدالت براى جذب آراى مردمى كه دنبال گزينه اى جديد و ناجى بوده اند.
3- بى توجهى به علما و روحانيت و محوريت قرائت هاى شخصى و غير تخصصى از پديده ظهور و مهدويت.
4- تلاش براى القاى پديد آمدن علائم و نشان هاى آخرالزمان و جاى دادن برخى عوامل و عناصر خود در فهرست مربوط به آن علائم كه اصرار بر معرفى سيد يمانى، سيدخراسانى و شعيب بن صالح، سفيانى و... در همين راستا قابل ارزيابى است.
5- عبور از شريعت و اسلام تحت پوشش ادبياتى عرفانى كه گذشتن دوره اسلاميت و فرا رسيدن دوره انسانيت را توجيه آماده سازى حكومت حقه و گذار از حكومت مستضعفين قرار مى دهد.
6- تلاش براى نشان دادن كرامت و علائم ارتباط با عالم غيب و معنا كه استفاده از برخى قواى شيطانى عناصر مرتبط با علوم غريبه و عوالم اجنه براى برآوردن اين هدف مى باشد.
7- گرايش به اباحه گرى و نقض برخى احكام شريعت مثل نشست و برخاست با برخى گروه ها و تيپ هاى بى اعتنا به رعايت احكام شرعى و يا به حاشيه بردن امر به معروف و نهى از منكر و مقابله با طرح هاى مربوط به حجاب و عفاف.
8- چنگ اندازى به بيت المال با توجيه فراهم آوردن عقبه اقتصادى براى گذار به سوى حكومت حقه.
9- ادعاى تمسك به ولايت به معناى فراتر از ولايت فقيه و اتصال به ولايت حقه حضرت ولى عصر.
10- استفاده از ادبيات مخاطب پسند و جايى كه لازم باشد شعارى و به دور از عمل.








