خطبه اول: 89/12/13
توصيه به تقوي:
عن الحسن بن الجهم قال: كنت عند الرضا(ع) و عنده زيد بن موسي اخوه و هو يقول: يا زيد! اتق الله! فانه بلغنا ما بلغنا بالتقوي فمن لم يتق الله و لم يراقبه فليس منا و لسنا منه.
حسن بن جهم مي گويد: من نزد امام رضا بودم كه برادرش زيد بن موسي نيز بود و امام به او خطاب كرده و فرمود: ا ي زيد! تقوا پيشه كن و از خدا بترس چرا كه آنچه به ما رسيده است و ما را تا اينجا آورده به خاطر تقوي است پس هر كسي كه تقوي نداشته باشد و مراقب نفس خويش نباشد از ما نيست وما نيز از او نخواهيم بود. عيون اخبار الرضا(ع): 2/235 ح 6. بحارالانوار: 46/176 ح 30
موضوع: خانواده اسلامي و انساني (معيارهاي تحكيم خانواده) (ضوابط تنظيم رفتارها ) (معيار محبت) (آسيب شناسي رفتارهاي محبت آميز)
همانطوري كه در بحث پيشين مطرح نموديم يكي از معيارهاي تنظيم روابط و رفتارهاي خانوادگي تنظيم بر محور و مبناي محبت و مهرباني است چرا كه اين مبناي تنظيم رفتار مي تواند در ماندگاري و دوام كانون خانواده موثر باشد و بر توفيقات اهل آن كانون نيز بيافزايد.
اما در همين جا بايستي به يك آسيب در مبنا و محور تنظيم رفتار نيز اشاره كنيم و آن آسيب بي توجهي به حدود شرعي و قانوني در ابراز محبت و مهرباني و عشق است.
آنچه كه توصيه شده ابراز محبت بين دو طرف ازدواج و دو ركن خانواده است نه نسبت به هر كس و در هر جايي چرا كه رفتار محبت آميز و همسر گونه در ميان ساير افراد و يا در ساير مكان ها غير از خانواده موجب افت زدگي اين كانون پاك و پاكيزه خواهد شد.
پس در حقيقت دو نوع آفت در رفتار هاي محبت آميز وجود دارد : الف) رفتارهاي محبت آميز با نامحرمان اعم از زن و مرد. ب) رفتارهاي محبت آميز زن و شوهر در حضور بيگانگان مانند آنچه كه امروزه رايج شده است كه حتي در خيابان هم مرسوم شده كه زن و شوهر دست يكديگر را مي گيرند و با حالت همسري راه مي روند.
ضرروت اجتناب از زينت نمودن براي غير شوهر:
مستدرك الوسائل - الميرزا النوري - ج 14 - ص 242 - 243
يا حولاء ، لا تبدي زينتك لغير زوجك ، يا حولاء لا يحل لامرأة أن تظهر معصمها وقدمها لرجل غير بعلها ، وإذا فعلت ذلك لم تزل في لعنة الله وسخطه ، وغضب الله عليها ولعنتها ملائكة الله ، وأعد لها عذابا أليما .
( 45033 - ) عن النبي(ص): يا أيها الناس ! انهوا نساءكم عن لبس الزينة والتبختر في المسجد ، فان بني إسرائيل لم يلعنوا حتى لبس نساؤهم الزينة وتبخترن في المساجد ( ه د - عن عائشة ) كنزالعمال: - ج 16 - ص 381
ممنوعيت بوي خوش براي غير شوهر:
بحار الأنوار - العلامة المجلسي - ج 100 - ص 249
38 - وقال النبي صلى الله عليه وآله : وأيما رجل تتزين امرأته وتخرج من باب دارها فهو ديوث ولا يأثم من يسميه ديوثا .
والمرأة إذا خرجت من باب دارها متزينة متعطرة والزوج بذلك راض يبنى لزوجها بكل قدم بيت في النار .
سنن الترمذي - الترمذي - ج 4 - ص 194
2937 حدثنا محمد بن بشار ، أخبرنا يحيى بن سعيد القطان ، عن ثابت بن عمارة الحنفي ، عن غنيم بن قيس ، عن أبي موسى عن النبي صلى الله عليه وسلم قال : " كل عين زانية ، والمرأة إذا استعطرت فمرت بالمجلس ، فهي كذا وكذا ، يعنى زانية " .
( 45010 - ) عن النبي(ص): أيما امرأة استعطرت ثم خرجت فمرت على قوم ليجدوا ريحها فهي زانية ، وكل عين زانية ) حم ، ن ، ك - عن أبي موسى ) . كنز العمال: - ج 16 - ص 381
الكافي - الشيخ الكليني - ج 5 - ص 507
2 - محمد بن يحيى ، عن أحمد بن محمد ، عن علي بن الحكم ، عن محمد بن الفضيل ، عن سعد بن أبي عمرو الجلاب قال قال أبو عبد الله ( عليه السلام ) : ...وأيما امرأة تطيبت لغير زوجها لم تقبل منها صلاة حتى تغتسل من طيبها كغسلها من جنابتها .
ممنوعيت برداشتن حجاب و چادر در حضور غير شوهر:
عن النبي (ص): أيما المرأة وضعت ثيابها في غير بيت زوجها فقد هتكت ستر ما بينها وبين الله عز وجل. كنز العمال: ج 16 - ص 381 .
خطبه دوم: 89/12/13
توصيه مجدد به تقوي:
مناسبتها:
1 روز 14 اسفند سالروز تاسيس كمسته امداد امام خميني و آغاز هفته احسان و نيكوكاري.
كميته امداد امام خمينى يكى از نهادهاى انقلابى است كه به همّت و فرمان امام راحل تاسيس گرديد، و هنوز هم نام امام را بر تارك خود نگاه داشته است كه بسى مايه افتخار براى نيروهاى مشغول به خدمت اين نهاد مى باشد. خدمات اين نهاد از باب عمل به حقوق شهروندى جامعه است و وظيفه حكومت اسلامى را در راستاى خدمت رسانى به مردم را انجام مى دهند از اين رو منت گذاردن بر مردم در حقيقت باطل كردن زحمات و تلاش هاي متوليان امر است امام راحل كه بنيان گذار اين بناي بسيار مفيد و خوب بوده اند نظرشان به اين بود اين پابرهنه ها و كوح نشينان ولي نعمت ماهستند و ايشان اعتقاد داشتند كه خدمت به آنها وظيفه همه مردم و در راس آنها دولت است.
تا به حال خدمات خوبي در اين نهاد صورت گرفته است ولكن مردم عقبه اصلى مالى و حمايتى اين نهاد به شمار مى آيند، و بايستي همچنان از حمايت ها ي خود دريغ نكنند، البته مسئولين كميته امداد نيز بايستى توجه ويژه به موارد مصرف هداياى مردم نيز داشته باشند كه خداى ناكرده اعتماد مردم از اين نهاد سلب نشود.
خوب است در اين روزهاي پاياني سال همه مردم حركت كنند و شادي هاي خود را با خانواده هاي نيازمند تقسيم كنند كه امري بسيار ضروري است و مي تواند موجبات شادماني وجود مقدس بقيه الله الاعظم را فراهم نمايد.
بويژه انسانهايي كه از بهره مالي و امكانات مالي بيشتري برخوردارند بيشتر به فكر مردم فقير و نيازمند باشند تا در رفع اختلاف طبقاتي ميان جامعه گام هاي بهتري برداريم.
در همين مسير مساله نوعروسان منتظر جهيزيه و نودامادان منتظر تشكيل خانواده نيز نبايد فراموش شود و به كمك آنها نيز بشتابيم.
2 روز 15 اسفند روز درختكارى و آغاز هفته منابع طبيعى
در دين اسلام به مساله حيات بشر توجه فراواني نموده است و در همين راستا هر فعاليتي كه به سلامت زندگي جامعه و مردم مي انجامد نيز مورد توصيه و سفارش است و فرقي نمي كند كه تا چه اندازه اي تاثير گذار باشد كم و يا زياد.
موضوع درخت و درختكاري و توسعه فضاي سبز نيز يكي از اسباب رسيدن به حيات و زندگي سالم است كه اسلام نيز به آن توصيه كرده و حتي قطع يك درخت را ممنوع دانسته است و چنانچه ضرورتي دارد بايتس به جاي آن درخت ديگري كاشته شود.
همه اين ها پويايي دين اسلام را مي رساند و اينكه دين جامع اسلام در همه موارد برنامه راهبردي و كاربردي داشته و دارد و دين تنها برا ينماز و روزه نيامده است بلكه براي اداره و مديريت جامعه بشري با الهامات وحياني تا پايان عمر دنيا آمده است.
از اين رو به همگان توصيه مي كنم تا نسبت به اين امر مهم توجه كنند
3 تحليلي پيرامون خيزش هاي اسلامي منطقه:
در هفته هاي گذشته شاهد يك خيزش عمومي و پي در پي مردمي در منطقه خاورميانه و شما آفريقا بوده و هستيم كه مايه تعجب بسياري را در مرحله ايجاد و تداوم فراهم آورده است و از همين رو دقت مردم در اين حوادث بيش از ساير حوادث است و علاقه مندي مردم در پيگيري اخبار آن بيش از وقايع مشابه بوده و است.
اما نكته مهم اين است كه از اين وقايع و حركت ها و خيزش ها تحليل درستي داشته باشيم چو دشمنان و مستكبران به دنبال آن هستند كه تحليل مردم جهان را وارونه منعكس كنند و براي خود نتيجه اي بستانند.
برخلاف تدابير و تمايلات دولتمردان آمريكايى، انگليسى و صهيونيست ها، موج ضديت با دين ستيزى و ديكتاتورى، سراسر شمال آفريقا و خاورميانه عربى را فرا گرفته و شرايط بى سابقه و سختى را براى استعمارگران و مهره هاى منطقه اى آن ها پديد آورده است. آنچه اين روزها در مصر، تونس، ليبى، يمن، الجزاير، اردن، بحرين، كويت و حتى كردستان عراق مى گذرد، نشان دهنده اين واقعيت است كه مهار بحران از دست ديكتاتورها و اربابان آن ها خارج شده و سرتاسر منطقه شمال آفريقا و خاورميانه عربى در آستانه تحولات عميقى قرار دارد كه قطعاً به استقرار يك نظام سياسى جديد و كاملاً متفاوت با گذشته خواهد انجاميد.
قيام هاى خودجوش در دنياى عرب، نويدبخش ايجاد فضايى است كه راه را براى احياى عزت و عظمت كشورهاى عربى در برابر استعمار سياه و رژيم اشغالگر صهيونيستى باز مى كند و زمينه هاى رشد و بالندگى روزافزون دنياى اسلام را فراهم مى سازد. رفتار شتابزده و اقدامات انفعالى آمريكا و متحدانش در قبال اين حوادث عظيم و پردامنه، به خوبى نشان مى دهد كه استكبار در اين مقوله كاملاً غافلگير شده و در تحليل علل و عوامل موثر در اين پديده هاى غيرمنتظره، عاجز مانده است.
اگر نظرى به ماهيت تظاهرات مردمى و رژيم هايى كه به واسطه آن در معرض «فروپاشى آنى» قرار گرفته اند، بياندازيم، درمى يابيم كه 5 موضوع، رژيم هاى در حال فروپاشى را به هم پيوند داده است:
الف) وابستگى به غرب. ب) ضديت با اسلام و اصرار بر سكولاريزم. ج) فساد. د) ناكارآمدى. ه) ديكتاتورى.
اين پنج خصوصيت به همه رژيم هاى منطقه اى هوادار آمريكا سرايت دارد و اصولا آمريكا اگر مشكلى دارد با حاكميت هايى نظير جمهورى اسلامى ايران است كه به پاكدستى، انتخابات سالم و فراگير، مردم سالارى، دين مدارى و عدم وابستگى به غرب و شرق شناخته مى شود. ايران اسلامى و برخى دولت هاى مردمى ديگر نظير دولت حماس فلسطين و دولت تركيه همان دولت هايى اند كه از تحولات كنونى با جديت استقبال كرده اند و با استناد به اين قيام ها، آينده را از آن خود ارزيابى مى نمايند.
موج انقلاب - ضد وابستگى، ضد فساد، ضدسكولاريزم، ضدديكتاتورى و ضد ناكارآيى- يك هفته است كه به «شبه جزيره عربستان، حساس ترين نقطه جهان اسلام از نظر اقتصادى رسيده و سه كشور يمن، بحرين و كويت را درگير كرده و رژيم هاى سعودى، عمان و امارات را به حالت آماده باش درآورده است.
مهمترين نكته اين است كه بدانيم عامل اصلي و خواسته اصلي اين مردم منطقه چيست؟
از يك جهت اين اقدامات با مقوله مهم «عزت ملي و اسلامي » ارتباط روشنى دارد و به عبارت ديگر در رژيم هاى ياد شده آنچه مردم را به خيابان كشانده، از بين رفتن عزت و كرامت آنان در عرصه هاى خارجى و داخلى و نيز در حوزه هاى دينى، فرهنگى، سياسى، اقتصادى و اجتماعى بوده است. اين موارد همان مواردى است كه به پيدايى «انقلاب اسلامى» در ايران منجر شده است.
اولين حركت رسمى حضرت امام(ره) در قامت «قائد مردم»، مقابله با تصويب كاپيتولاسيون در مجلس ايران بود و در اين ماجرا رساترين فرياد امام اين بود كه: «عزت ما را فروختند و پايكوبى كردند» و يا مى فرمود: «من سينه خود را براى سرنيزه هاى شما آماده كرده ام ولى براى قبول زورگويى هاى شما هرگز.» پس «عزت» رمز اصلى انقلاب هاى ايران و كشورهاى عرب شمال آفريقا و خاورميانه عربى است. اين «عزت خواهى» ارتباط كاملا روشن و مستقيمى با اسلام دارد. اولين جمله پيامبر اسلام در مواجهه با كفار اين بود: «قولوا لااله الاالله تفلحوا» و نفرمود: قولوا لااله الاالله تسلموا يا تؤمنوا. راز اين موضوع مشخص است، فلاح و رستگارى نتيجه ايمان و اسلام است.
چه علل و عواملي در پيدايش همراه با سرعت اين خيزش هاس مردمي منطقه و شمال آفريقا موثر واقع شد؟
در ارتباط با تحولات انقلابى جهان عرب، چند رخداد مهم و درس آموز وجود دارند كه بدون هيچ ترديدى در اين تحولات اثر جدى و تعيين كننده داشته اند.
رخداد اول، وقوع انقلاب «اسلامى» در ايران است كه منجر به غلبه مردم بر پايگاه استراتژيك غرب و از ميان برداشتن رژيمى خودكامه و مجهز به ارتشى نيرومند گرديد.
رخداد دوم، مقاومت افغان ها درمقابل ارتش سرخ شوروى در فاصله سالهاى 1357 تا 1366 بود. در اين ماجرا مردمى با حداقل امكانات بر يك ابرقدرت بى رحم غلبه كردند.
رخداد سوم، مقاومت لبنان در فاصله سالهاى 1361- زمان اشغال لبنان- تا 1385- جنگ 33روزه- و غلبه بر قدرت افسانه اى هوايى، دريايى و زمينى رژيم صهيونيستى بود.
رخداد چهارم، مقاومت حوثى هاى يمن در فاصله سالهاى، 1382 تا 1388 عليه ائتلاف ضد اسلامى رژيم هاى يمن، عربستان، اردن و آمريكا بود. در اين دوران حوثى ها با حداقل امكانات، شش بار با نظاميان ائتلاف مزبور درگير شدند و در پايان بر سه استان صعده، عمران و حجه و 53 پايگاه نظامى رژيم سعودى در شمال يمن مسلط گرديدند.
رخداد پنجم، غلبه مردم عراق بر 300 هزار نيروى نظامى و امنيتى آمريكايى در فاصله سالهاى 81 تا 89 بود كه با هدف تسخير طولانى مدت به عراق آمده بودند. مردم عراق در شرايط اشغال كشورشان و على رغم وجود اختلافات مذهبى و قبيله اى توانستند دولت دلخواه و دمكراتيك خود را به وجود آورند و قانون اساسى مناسب خويش را - على رغم مخالفت اشغالگران - به تصويب برسانند.
در واقع اين پنج تحول عمده چند نكته را به اثبات رساند: اسلام و رهبرى اسلامى مى تواند مهمترين عامل «برانگيختگى» و «همبستگى» باشد، اسلام مى تواند نظامى پاسخگو و كارآمد را به وجود بياورد و در برابر مخالفت ها مقاومت كند و جبهه غرب قابل عبور است و غلبه بر آن دشوار نيست. اين ها بصورت آئينه اى فرا روى مردم در خاورميانه و آفريقا وجود دارد
اگر اين جنبش ها در نهايت به نتيجه مطلوب هم نرسند و فقط اثبات كنند كه دوره حكومت «آل ها» و «اميرها» و «سلاطين» به پايان رسيده و ديگر نمى توان اعتقادات مذهبى و علايق سياسى شهروندان را در نظر نگرفت، كفايت مى كند چون اين خود پايه اصلى «تحولات بزرگ» و انقلاب خواهد بود
توصيه به تقوي:
عن الحسن بن الجهم قال: كنت عند الرضا(ع) و عنده زيد بن موسي اخوه و هو يقول: يا زيد! اتق الله! فانه بلغنا ما بلغنا بالتقوي فمن لم يتق الله و لم يراقبه فليس منا و لسنا منه.
حسن بن جهم مي گويد: من نزد امام رضا بودم كه برادرش زيد بن موسي نيز بود و امام به او خطاب كرده و فرمود: ا ي زيد! تقوا پيشه كن و از خدا بترس چرا كه آنچه به ما رسيده است و ما را تا اينجا آورده به خاطر تقوي است پس هر كسي كه تقوي نداشته باشد و مراقب نفس خويش نباشد از ما نيست وما نيز از او نخواهيم بود. عيون اخبار الرضا(ع): 2/235 ح 6. بحارالانوار: 46/176 ح 30
موضوع: خانواده اسلامي و انساني (معيارهاي تحكيم خانواده) (ضوابط تنظيم رفتارها ) (معيار محبت) (آسيب شناسي رفتارهاي محبت آميز)
همانطوري كه در بحث پيشين مطرح نموديم يكي از معيارهاي تنظيم روابط و رفتارهاي خانوادگي تنظيم بر محور و مبناي محبت و مهرباني است چرا كه اين مبناي تنظيم رفتار مي تواند در ماندگاري و دوام كانون خانواده موثر باشد و بر توفيقات اهل آن كانون نيز بيافزايد.
اما در همين جا بايستي به يك آسيب در مبنا و محور تنظيم رفتار نيز اشاره كنيم و آن آسيب بي توجهي به حدود شرعي و قانوني در ابراز محبت و مهرباني و عشق است.
آنچه كه توصيه شده ابراز محبت بين دو طرف ازدواج و دو ركن خانواده است نه نسبت به هر كس و در هر جايي چرا كه رفتار محبت آميز و همسر گونه در ميان ساير افراد و يا در ساير مكان ها غير از خانواده موجب افت زدگي اين كانون پاك و پاكيزه خواهد شد.
پس در حقيقت دو نوع آفت در رفتار هاي محبت آميز وجود دارد : الف) رفتارهاي محبت آميز با نامحرمان اعم از زن و مرد. ب) رفتارهاي محبت آميز زن و شوهر در حضور بيگانگان مانند آنچه كه امروزه رايج شده است كه حتي در خيابان هم مرسوم شده كه زن و شوهر دست يكديگر را مي گيرند و با حالت همسري راه مي روند.
ضرروت اجتناب از زينت نمودن براي غير شوهر:
مستدرك الوسائل - الميرزا النوري - ج 14 - ص 242 - 243
يا حولاء ، لا تبدي زينتك لغير زوجك ، يا حولاء لا يحل لامرأة أن تظهر معصمها وقدمها لرجل غير بعلها ، وإذا فعلت ذلك لم تزل في لعنة الله وسخطه ، وغضب الله عليها ولعنتها ملائكة الله ، وأعد لها عذابا أليما .
( 45033 - ) عن النبي(ص): يا أيها الناس ! انهوا نساءكم عن لبس الزينة والتبختر في المسجد ، فان بني إسرائيل لم يلعنوا حتى لبس نساؤهم الزينة وتبخترن في المساجد ( ه د - عن عائشة ) كنزالعمال: - ج 16 - ص 381
ممنوعيت بوي خوش براي غير شوهر:
بحار الأنوار - العلامة المجلسي - ج 100 - ص 249
38 - وقال النبي صلى الله عليه وآله : وأيما رجل تتزين امرأته وتخرج من باب دارها فهو ديوث ولا يأثم من يسميه ديوثا .
والمرأة إذا خرجت من باب دارها متزينة متعطرة والزوج بذلك راض يبنى لزوجها بكل قدم بيت في النار .
سنن الترمذي - الترمذي - ج 4 - ص 194
2937 حدثنا محمد بن بشار ، أخبرنا يحيى بن سعيد القطان ، عن ثابت بن عمارة الحنفي ، عن غنيم بن قيس ، عن أبي موسى عن النبي صلى الله عليه وسلم قال : " كل عين زانية ، والمرأة إذا استعطرت فمرت بالمجلس ، فهي كذا وكذا ، يعنى زانية " .
( 45010 - ) عن النبي(ص): أيما امرأة استعطرت ثم خرجت فمرت على قوم ليجدوا ريحها فهي زانية ، وكل عين زانية ) حم ، ن ، ك - عن أبي موسى ) . كنز العمال: - ج 16 - ص 381
الكافي - الشيخ الكليني - ج 5 - ص 507
2 - محمد بن يحيى ، عن أحمد بن محمد ، عن علي بن الحكم ، عن محمد بن الفضيل ، عن سعد بن أبي عمرو الجلاب قال قال أبو عبد الله ( عليه السلام ) : ...وأيما امرأة تطيبت لغير زوجها لم تقبل منها صلاة حتى تغتسل من طيبها كغسلها من جنابتها .
ممنوعيت برداشتن حجاب و چادر در حضور غير شوهر:
عن النبي (ص): أيما المرأة وضعت ثيابها في غير بيت زوجها فقد هتكت ستر ما بينها وبين الله عز وجل. كنز العمال: ج 16 - ص 381 .
خطبه دوم: 89/12/13
توصيه مجدد به تقوي:
مناسبتها:
1 روز 14 اسفند سالروز تاسيس كمسته امداد امام خميني و آغاز هفته احسان و نيكوكاري.
كميته امداد امام خمينى يكى از نهادهاى انقلابى است كه به همّت و فرمان امام راحل تاسيس گرديد، و هنوز هم نام امام را بر تارك خود نگاه داشته است كه بسى مايه افتخار براى نيروهاى مشغول به خدمت اين نهاد مى باشد. خدمات اين نهاد از باب عمل به حقوق شهروندى جامعه است و وظيفه حكومت اسلامى را در راستاى خدمت رسانى به مردم را انجام مى دهند از اين رو منت گذاردن بر مردم در حقيقت باطل كردن زحمات و تلاش هاي متوليان امر است امام راحل كه بنيان گذار اين بناي بسيار مفيد و خوب بوده اند نظرشان به اين بود اين پابرهنه ها و كوح نشينان ولي نعمت ماهستند و ايشان اعتقاد داشتند كه خدمت به آنها وظيفه همه مردم و در راس آنها دولت است.
تا به حال خدمات خوبي در اين نهاد صورت گرفته است ولكن مردم عقبه اصلى مالى و حمايتى اين نهاد به شمار مى آيند، و بايستي همچنان از حمايت ها ي خود دريغ نكنند، البته مسئولين كميته امداد نيز بايستى توجه ويژه به موارد مصرف هداياى مردم نيز داشته باشند كه خداى ناكرده اعتماد مردم از اين نهاد سلب نشود.
خوب است در اين روزهاي پاياني سال همه مردم حركت كنند و شادي هاي خود را با خانواده هاي نيازمند تقسيم كنند كه امري بسيار ضروري است و مي تواند موجبات شادماني وجود مقدس بقيه الله الاعظم را فراهم نمايد.
بويژه انسانهايي كه از بهره مالي و امكانات مالي بيشتري برخوردارند بيشتر به فكر مردم فقير و نيازمند باشند تا در رفع اختلاف طبقاتي ميان جامعه گام هاي بهتري برداريم.
در همين مسير مساله نوعروسان منتظر جهيزيه و نودامادان منتظر تشكيل خانواده نيز نبايد فراموش شود و به كمك آنها نيز بشتابيم.
2 روز 15 اسفند روز درختكارى و آغاز هفته منابع طبيعى
در دين اسلام به مساله حيات بشر توجه فراواني نموده است و در همين راستا هر فعاليتي كه به سلامت زندگي جامعه و مردم مي انجامد نيز مورد توصيه و سفارش است و فرقي نمي كند كه تا چه اندازه اي تاثير گذار باشد كم و يا زياد.
موضوع درخت و درختكاري و توسعه فضاي سبز نيز يكي از اسباب رسيدن به حيات و زندگي سالم است كه اسلام نيز به آن توصيه كرده و حتي قطع يك درخت را ممنوع دانسته است و چنانچه ضرورتي دارد بايتس به جاي آن درخت ديگري كاشته شود.
همه اين ها پويايي دين اسلام را مي رساند و اينكه دين جامع اسلام در همه موارد برنامه راهبردي و كاربردي داشته و دارد و دين تنها برا ينماز و روزه نيامده است بلكه براي اداره و مديريت جامعه بشري با الهامات وحياني تا پايان عمر دنيا آمده است.
از اين رو به همگان توصيه مي كنم تا نسبت به اين امر مهم توجه كنند
3 تحليلي پيرامون خيزش هاي اسلامي منطقه:
در هفته هاي گذشته شاهد يك خيزش عمومي و پي در پي مردمي در منطقه خاورميانه و شما آفريقا بوده و هستيم كه مايه تعجب بسياري را در مرحله ايجاد و تداوم فراهم آورده است و از همين رو دقت مردم در اين حوادث بيش از ساير حوادث است و علاقه مندي مردم در پيگيري اخبار آن بيش از وقايع مشابه بوده و است.
اما نكته مهم اين است كه از اين وقايع و حركت ها و خيزش ها تحليل درستي داشته باشيم چو دشمنان و مستكبران به دنبال آن هستند كه تحليل مردم جهان را وارونه منعكس كنند و براي خود نتيجه اي بستانند.
برخلاف تدابير و تمايلات دولتمردان آمريكايى، انگليسى و صهيونيست ها، موج ضديت با دين ستيزى و ديكتاتورى، سراسر شمال آفريقا و خاورميانه عربى را فرا گرفته و شرايط بى سابقه و سختى را براى استعمارگران و مهره هاى منطقه اى آن ها پديد آورده است. آنچه اين روزها در مصر، تونس، ليبى، يمن، الجزاير، اردن، بحرين، كويت و حتى كردستان عراق مى گذرد، نشان دهنده اين واقعيت است كه مهار بحران از دست ديكتاتورها و اربابان آن ها خارج شده و سرتاسر منطقه شمال آفريقا و خاورميانه عربى در آستانه تحولات عميقى قرار دارد كه قطعاً به استقرار يك نظام سياسى جديد و كاملاً متفاوت با گذشته خواهد انجاميد.
قيام هاى خودجوش در دنياى عرب، نويدبخش ايجاد فضايى است كه راه را براى احياى عزت و عظمت كشورهاى عربى در برابر استعمار سياه و رژيم اشغالگر صهيونيستى باز مى كند و زمينه هاى رشد و بالندگى روزافزون دنياى اسلام را فراهم مى سازد. رفتار شتابزده و اقدامات انفعالى آمريكا و متحدانش در قبال اين حوادث عظيم و پردامنه، به خوبى نشان مى دهد كه استكبار در اين مقوله كاملاً غافلگير شده و در تحليل علل و عوامل موثر در اين پديده هاى غيرمنتظره، عاجز مانده است.
اگر نظرى به ماهيت تظاهرات مردمى و رژيم هايى كه به واسطه آن در معرض «فروپاشى آنى» قرار گرفته اند، بياندازيم، درمى يابيم كه 5 موضوع، رژيم هاى در حال فروپاشى را به هم پيوند داده است:
الف) وابستگى به غرب. ب) ضديت با اسلام و اصرار بر سكولاريزم. ج) فساد. د) ناكارآمدى. ه) ديكتاتورى.
اين پنج خصوصيت به همه رژيم هاى منطقه اى هوادار آمريكا سرايت دارد و اصولا آمريكا اگر مشكلى دارد با حاكميت هايى نظير جمهورى اسلامى ايران است كه به پاكدستى، انتخابات سالم و فراگير، مردم سالارى، دين مدارى و عدم وابستگى به غرب و شرق شناخته مى شود. ايران اسلامى و برخى دولت هاى مردمى ديگر نظير دولت حماس فلسطين و دولت تركيه همان دولت هايى اند كه از تحولات كنونى با جديت استقبال كرده اند و با استناد به اين قيام ها، آينده را از آن خود ارزيابى مى نمايند.
موج انقلاب - ضد وابستگى، ضد فساد، ضدسكولاريزم، ضدديكتاتورى و ضد ناكارآيى- يك هفته است كه به «شبه جزيره عربستان، حساس ترين نقطه جهان اسلام از نظر اقتصادى رسيده و سه كشور يمن، بحرين و كويت را درگير كرده و رژيم هاى سعودى، عمان و امارات را به حالت آماده باش درآورده است.
مهمترين نكته اين است كه بدانيم عامل اصلي و خواسته اصلي اين مردم منطقه چيست؟
از يك جهت اين اقدامات با مقوله مهم «عزت ملي و اسلامي » ارتباط روشنى دارد و به عبارت ديگر در رژيم هاى ياد شده آنچه مردم را به خيابان كشانده، از بين رفتن عزت و كرامت آنان در عرصه هاى خارجى و داخلى و نيز در حوزه هاى دينى، فرهنگى، سياسى، اقتصادى و اجتماعى بوده است. اين موارد همان مواردى است كه به پيدايى «انقلاب اسلامى» در ايران منجر شده است.
اولين حركت رسمى حضرت امام(ره) در قامت «قائد مردم»، مقابله با تصويب كاپيتولاسيون در مجلس ايران بود و در اين ماجرا رساترين فرياد امام اين بود كه: «عزت ما را فروختند و پايكوبى كردند» و يا مى فرمود: «من سينه خود را براى سرنيزه هاى شما آماده كرده ام ولى براى قبول زورگويى هاى شما هرگز.» پس «عزت» رمز اصلى انقلاب هاى ايران و كشورهاى عرب شمال آفريقا و خاورميانه عربى است. اين «عزت خواهى» ارتباط كاملا روشن و مستقيمى با اسلام دارد. اولين جمله پيامبر اسلام در مواجهه با كفار اين بود: «قولوا لااله الاالله تفلحوا» و نفرمود: قولوا لااله الاالله تسلموا يا تؤمنوا. راز اين موضوع مشخص است، فلاح و رستگارى نتيجه ايمان و اسلام است.
چه علل و عواملي در پيدايش همراه با سرعت اين خيزش هاس مردمي منطقه و شمال آفريقا موثر واقع شد؟
در ارتباط با تحولات انقلابى جهان عرب، چند رخداد مهم و درس آموز وجود دارند كه بدون هيچ ترديدى در اين تحولات اثر جدى و تعيين كننده داشته اند.
رخداد اول، وقوع انقلاب «اسلامى» در ايران است كه منجر به غلبه مردم بر پايگاه استراتژيك غرب و از ميان برداشتن رژيمى خودكامه و مجهز به ارتشى نيرومند گرديد.
رخداد دوم، مقاومت افغان ها درمقابل ارتش سرخ شوروى در فاصله سالهاى 1357 تا 1366 بود. در اين ماجرا مردمى با حداقل امكانات بر يك ابرقدرت بى رحم غلبه كردند.
رخداد سوم، مقاومت لبنان در فاصله سالهاى 1361- زمان اشغال لبنان- تا 1385- جنگ 33روزه- و غلبه بر قدرت افسانه اى هوايى، دريايى و زمينى رژيم صهيونيستى بود.
رخداد چهارم، مقاومت حوثى هاى يمن در فاصله سالهاى، 1382 تا 1388 عليه ائتلاف ضد اسلامى رژيم هاى يمن، عربستان، اردن و آمريكا بود. در اين دوران حوثى ها با حداقل امكانات، شش بار با نظاميان ائتلاف مزبور درگير شدند و در پايان بر سه استان صعده، عمران و حجه و 53 پايگاه نظامى رژيم سعودى در شمال يمن مسلط گرديدند.
رخداد پنجم، غلبه مردم عراق بر 300 هزار نيروى نظامى و امنيتى آمريكايى در فاصله سالهاى 81 تا 89 بود كه با هدف تسخير طولانى مدت به عراق آمده بودند. مردم عراق در شرايط اشغال كشورشان و على رغم وجود اختلافات مذهبى و قبيله اى توانستند دولت دلخواه و دمكراتيك خود را به وجود آورند و قانون اساسى مناسب خويش را - على رغم مخالفت اشغالگران - به تصويب برسانند.
در واقع اين پنج تحول عمده چند نكته را به اثبات رساند: اسلام و رهبرى اسلامى مى تواند مهمترين عامل «برانگيختگى» و «همبستگى» باشد، اسلام مى تواند نظامى پاسخگو و كارآمد را به وجود بياورد و در برابر مخالفت ها مقاومت كند و جبهه غرب قابل عبور است و غلبه بر آن دشوار نيست. اين ها بصورت آئينه اى فرا روى مردم در خاورميانه و آفريقا وجود دارد
اگر اين جنبش ها در نهايت به نتيجه مطلوب هم نرسند و فقط اثبات كنند كه دوره حكومت «آل ها» و «اميرها» و «سلاطين» به پايان رسيده و ديگر نمى توان اعتقادات مذهبى و علايق سياسى شهروندان را در نظر نگرفت، كفايت مى كند چون اين خود پايه اصلى «تحولات بزرگ» و انقلاب خواهد بود








