2019 August 22 - پنج شنبه 31 مرداد 1398
القاب حضرت فاطمه زهراء (س)
کد خبر: ٢٢٣٢ تاریخ انتشار: ٠٤ فروردين ١٣٩٦ - ١٣:٤٨ تعداد بازدید: 919
صفحه نخست » عمومی » یادداشت
القاب حضرت فاطمه زهراء (س)


مهم ترین القاب حضرت فاطمه زهراء(سلام‏اللَّه‏عليها) که با توجه به احادیث مربوطه به شرح آنها می پردازیم عبارتند از:
انسيه، بتول، تقيه، حبيبه، حُرَّة، حوراء، حوريه، راكعه، رشيده، رضيه، ريحانه، زهره، ساجده، سيده ، شهيده، صابره، صادقه، صدوقه، طيبه، عارفه، عاليه، عزيز، عليمه،عديله،فاضله،فريده،كريمه،كوثر، كوكب،مبشره، محموده، مطهره، معصومه، ملهمه، ممتحنه، منصوره، مهديه، مؤمنه، ناعمه، نقيّه، والهه، وحيده .

 

انسيه

أَنِسَ- أَنَسَ- أَنَسَ- تَأَنَّسَ: صار إنساناً، 
إِنْسِي و أَنْسي: البشر أو غير الجن والملاك. 
حضرت فاطمه‏ى زهراء(عليهاالسلام) الگوى تمامى انسانها از زن و مرد بوده و هست، زيرا در انسانيت به تمام درجات كمال رسيده بودند، امّا چون نصيبى از بهشت داشت، او را حوراء انسيه مى‏گويند، يعنى انسانى فرشته صفت. 

فاطمه‏ ، انسانى بهشتى

... قال رسول‏اللَّه (صلى اللَّه عليه و آله و سلم) : 
«... ففاطمة حوراء «انسية» فإذا إشتقت إلى الجنة شممت رائحة فاطمة (عليهاالسلام) ، 
پيامبر اکرم(صلى اللَّه عليه و آله و سلم) فرمودند: هرگاه مشتاق بهشت مى‏شوم، فاطمه (عليهاالسلام) را مى‏بويم. فاطمه (عليهاالسلام) بوى بهشت مى‏دهد. او فرشته‏اى در پوست انسان است.» (1) 

فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام فرشته‏اى در قالب انسان

عن أسماء بنت عميس قالت: 
«قال رسول‏اللَّه(صلى اللَّه عليه و آله و سلم) و قد كنت شهدت فاطمة (عليهاالسلام) و قد ولدت بعض ولدها فلم أر لها دماً فقال (صلى اللَّه عليه و آله و سلم) : إن فاطمة خلقت حورية في صورة «إنسية.» 
اسماء بنت عميس مى‏گويد: پيامبر اكرم(صلى اللَّه عليه و آله و سلم) فرمودند: من زايمان فاطمه(عليهاالسلام) را در تولد بعضی از فرزندانش ديده‏ام، او از زايمان، هيچ خونى نديد، زيرا فاطمه(عليهاالسلام) فرشته‏اى در صورت انسانهاست.» (2) 

پی نوشت ها :

1- بحارالانوار، ج 43، ص 5، ر 5 از علل‏الشرايع. 
2- بحارالانوار ج 43، ص 7 ر 8 از كشف‏الغمه.

 

بتول

بَتَلَ- بَتْلاً: قطعه و أبانه عن غيره، 
البَتُول: من إنقطع عن الزواج 
در لغت، «اَلْبَتْل» بريدن شى‏ء را معنا مى‏دهد و «بتول» در لغت، دختر و دوشيزه‏اى را گويند كه رغبت و حاجت خود را از مردان بريده باشد. كسى كه به خاطر خدا از دنيا بريده است و كسى كه از ازدواج خوددارى مى‏كند، همچنين به زنى كه خون حيض نبيند، بتول گفته مى‏شود. 

فاطمه زهراء عليهاالسلام هيچ‏گاه خون حيض نمى‏ديد

عن علي(عليه السلام) : 
«إنّ النبي(عليه السلام) سئل: ما البتول؟ فإنّا سمعناك يا رسول‏اللَّه! تقول: إنّ مريم بتول و فاطمة(عليهاالسلام) بتول. فقال(صلى اللَّه عليه و آله و سلم) : البتول التى لم تر حمرة قطّ، أي، لم تحض فإنّ الحيض مكروه في بنات الأنبياء، 
اميرالمؤمنين(عليه السلام) فرمودند: از پيامبر اکرم(صلى اللَّه عليه و آله و سلم) سؤال شد: بتول يعنى چه؟ ما از شما شنيده‏ايم كه مريم و فاطمه، بتول هستند. پيامبر اکرم(صلى اللَّه عليه و آله و سلم) فرمودند: بتول، يعنى زنى كه خون عادت ماهانه نبيند، و هيچ‏گاه حيض نشود، زيرا حيض در دختران پيامبران پسنديده نيست.» (1) 

فاطمه‏ى زهرا (عليهاالسلام) هر شب باكره مى‏گشت

عن النّبي (صلى اللَّه عليه و آله و سلم) : 
«سميت فاطمة «بتولاً» لأنّها تبتلت و تقطعت عمّا هو معنا العورات فى كل شهر، و لأنّها ترجع كل ليلة بكراً. و سميت مريم بتول لأنّها ولدت عيسى بكراً، 
پيامبر اكرم (صلى اللَّه عليه و آله و سلم) فرمودند: فاطمه‏ى زهرا (عليهاالسلام) بتول ناميده شد، زيرا از آنچه زنان بر آن عادت دارند (حيض شدن در هر ماه) بريده شده بود و ايشان هر شامگاه باكره مى‏شدند. حضرت مريم نيز بتول ناميده شد، زيرا عيسى (عليه السلام) را در حالى كه باكره بود به دنيا آورد.» (2) 
تذكرى لازم:
قانون حاكم بر نظم جهان، قانون علت و معلول است و در فرمايش امام صادق (عليه السلام) آمده است كه خداوند هر عملى را از راه خودش و از طريق سبب مخصوص خودش انجام مى‏دهد، (3) 
و همان گونه كه در بخش پيشين ذكر شد يكى از سنتهاى خداوند متعال، سير تولد يك فرزند است، يعنى قرار گرفتن نطفه‏ى مرد در رحم زن و سپرى شدن مدتى و رشد و نمو و سپس زايمان و تولد آن فرزند. اگر خداوند سنتى را اين چنين به وجود آورد و مدتى از آن گذشت، ما بر آن سنت عادت مى‏نماييم و قبول نمودن اين سنت در قالبى ديگر كمى دشوار خواهد بود. گرچه در قرآن نيز سنن الهى، غير قابل تبديل و تغيير معرفى مى‏شود، لكن در همين كتاب آسمانى، مسائلى را مى‏بينيم كه از مجارى عادى خود صورت نگرفته است. مراد اين نيست كه اين مسائل، بدون علت به وجود آمده‏اند، بلكه از راه علل عادى به وجود نيامده‏اند. مثلاً قرآن تولد حضرت عيسى را كه بيان مى‏كند، ايشان را فرزند زنى مى‏داند كه ازدواج نكرده است و فقط با اراده‏ى خداوند باردار گرديده است و بنابر روايات، پس از زايمان هنوز حضرت مريم (علیها السلام) باكره بوده‏اند، لذا او را بتول و عذراء مى‏نامند. و يا آن كه همسر حضرت زكريا (عليه السلام) در حالى كه عقيم است، باردار مى‏گردد و حضرت يحيى (عليه السلام) را به دنيا مى‏آورد. ساره، همسر حضرت ابراهيم(عليه السلام)، پيرزن يائسه‏اى است كه از تمام عوامل طبيعى براى باردارى مأيوس است، لكن خداوند بر او و همسرش، حضرت ابراهيم (عليه السلام) تفضل كرده و حضرت اسحاق (عليه السلام) را به آنان عطا كرد. 
اين امور گرچه خارق‏العاده مى‏باشد، اما حكايت از بى‏نظمى جهان ندارد، بلكه برهانى روشن بر منظم بودن جهان هستى است. توجه به اين نكته لازم است كه تمام عوامل طبيعى و عادى در طول اراده‏ى حضرت حق، منشأ اثر مى‏شوند، يعنى آتش سوزنده است، چون اراده‏ى خداوند بر اين امر تعلق گرفته است، و اگر اراده‏ى خداوند بر سوزندگى تعلق نگيرد آن آتش سلام و سرد مى‏گردد. 
از اين رو اگر در جايى عملى تحقق يافت و اراده‏ى خداوند نبود، بى‏نظمى وجود خواهد داشت، اما اگر اراده‏ى خداوند موجود بود، اما برخلاف راه طبيعى، عملى صورت گرفت، مانند: بيرون آمدن شتر از ميان كوه و سنگ در داستان حضرت صالح(عليه السلام)، ديگر بى‏نظمى نخواهد بود كه عين نظم و قدرت خداوند است. 
پس از بيان آنچه گذشت، روشن مى‏شود كه اگر خلقت زن به نحوى است كه براى توليد مثل، بايد خون حيض ببيند و اين خونريزى رحم را آماده باردارى گرداند، اين تنها راه توليد مثل نيست، بلكه اين راه طبيعى و عادى باردارى و زايمان است و چون ذهن ما با اين سنت الهى مأنوس شده است، خلاف آن را امرى عجيب و غريب از ذهن مى‏پنداريم. اگر فاطمه‏ى زهرا (عليهاالسلام) ، نه پيش از باردارى و نه حين باردارى و نه پس از باردارى خونى نمى‏بيند، نه تنها نقص نيست، بلكه نوعى كرامت است. حيض و نفاس نقصى براى زن محسوب نمى‏شود، بلكه جزئى از خلقت زن است و خداوند انگيزه‏اى براى ناقص آفريدن موجودى نداشته و هر موجود در جاى خود كامل آفريده شده است، (4) 
لكن حيض و نفاس ذاتاً حالتى است كه زنها آن را دوست نمى‏دارند و بنابر روايات، اين حالت براى دختران انبيا ناپسند است، لذا هيچ يك از دختران پيامبران، خون حيض يا نفاس نمى‏ديدند و اين تفضّلى است كه خداوند به اين زنان نموده است كه آنان را از اين حالت ناپسند به دور داشته است. خداوند هر فايده‏اى را كه در اين حالات، براى زن مقرر داشته از راهى ديگر به آنان عنايت مى‏كند. (5) 
پس طهارت حضرت فاطمه‏ى زهرا(عليها السلام) و باكره بودن ايشان در تمامى عمر، نوعى تفضل الهى به شمار مى‏رود كه خداوند به ايشان ارزانى داشته و در حقيقت نوعى كرامت است. 

پی نوشت ها :

1- بحارالانوار، ج 43، ص 15، ر 13 از علل‏الشرايع و معانى‏الاخبار. 
2- فاطمه الزهراء بهجة قلب المصطفى، ج 1، ص 158 از احقاق‏الحق ج 10، ص 25 نقلاً عن العلامة الكشفي الحنفى فى المناقب المرتضوية، ص 119. 
3- عن ابى‏عبداللَّه (عليه السلام) انه قال: «ابَى اللَّه ان يجرى الاشياء الاباسباب فجعل لكل شى‏ء سبباً، و جعل لكل سبب شرحاً، و جعل لكل شرح علماً، و جعل لكل علم باباً ناطقاً. عرفه من عرفه، و جهله من جهله، ذاك رسول‏اللَّه (صلى اللَّه عليه و آله و سلم) و نحن. الكافى، ج 1، ص 183، ر 7. 
4- بنابراين اگر در بعض روايات از ناقص‏العقل بودن زن، سخن به ميان آمده است بايد به معناى صحيح خود حمل گردد، زيرا اين سخن با مبانى مسلم كلامى و فلسفى ما در تضاد است. 
5- شيعه معتقد است كه هركس در اين دنيا به هر مقدار رنج و سختى در راه خداوند تحمل نمايد خداوند بر خود لازم كرده است بيش از رنج و زحمتى كه بنده تحمل مى‏كند به او پاداش عنايت فرمايد والا بنابر مبانى كلامى شيعه، اين خدا ظالم در حق بنده خواهد بود، لذا براى كسانى كه زحمت حالت حيض و نفاس را تحمل مى‏كنند پاداشى وافر در انتظار است.

 

تقيه

زنى را كه اهل پرهيزكارى و تقوا باشد «تقيه» گويند. آيا كسى از صدّيقه‏ى طاهره (عليهاالسلام) در ميان زنان پرهيزكارتر مى‏شناسيد؟ 

فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام الگوى تقوا

زيارة فاطمة (عليهاالسلام) فى الروضة، تقف في الموضع المذكور و تقول. 
«السلام على البتولة الطاهرة والصديقة المعصومة والبرة «التقية» سليلة المصطفى و حليلة المرتضى و ام‏الأئمة النجباء. اللهم إنّها خرجت من دنياها مظلومة مغشومة، قد ملئت داء و حسرة و كمداً و غصة تشكو إليك و إلى أبيها ما فعل بها. اللهم إنتقم لها و خذلها بحقها...، 
در زيارتنامه‏ى حضرت فاطمه‏ى زهرا (عليهاالسلام) مى‏خوانيم: درود بر تو اى زن پاكيزه از هر بدى و آلودگى! سلام بر تو اى زن بسيار راستگو، دور از هر گناه،نيكوكار، باتقوا، فرزند مصطفى (پيامبر اكرم)، همسر مرتضى (اميرالمؤمنين) و مادر پيشوايان گرامى و با كرامت. خداوندا! فاطمه‏ى زهرا (عليهاالسلام) در حالى كه مورد ظلم و ستم دشمنان قرار گرفته بود از اين دنيا رفت، لبريز از درد و حسرت و آه و غم و اندوه بود كه شكايت اين قوم را در پيشگاه تو و پدرش نمود. خداوندا! انتقام او را بگير و حق مسلم ايشان را بازگردان.» (1) 
«السلام عليك أيّتها «التقية» النقية، دورد بر تو اى زن پاكدامن و با تقوا!» (2) 

پی نوشت ها :

1- بحارالانوار، ج 100، ص 197، ر 15 از مصباح‏الزائر. 
2- بحارالانوار ج 100 ص 199 ر 20 از الاقبال ص 100.



Share
* نام:
ایمیل:
* نظر:

پربازدیدترین ها
پربحث ترین ها
آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو مطالب | جستجو | پيوندها | گالري تصاوير | نظرسنجي | معرفی استاد | آثار و تألیفات | طرح سؤال | ایمیل | نسخه موبایل | العربیه
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه